چگونگی نشر کتاب انتشارات جهانی چاپ و توزیع بین المللی

زمان کوتاه کل فرایند
ارائه به مراکز نقد و بررسی کتب
لینک های مفید: * ناشر آمریکایی قرن برتر Supreme Centuryتسهیلات نشر سریع Fast Publication ثبت و اخذ کپی رایت جهانی در آمریکانمونه آثار منتشره آسان نشر در AMAZON
معرفی به کتابخانه ها و مراکز
برای ثبت مالکیت معنوی آثار علمی، فرهنگی هنری خود در کشور آمریکا، توصیه می شود از تسهیلات ثبت آسان کپی رایت و نشان تجاری آسان کپی رایتاستفاده نمایید.
صفحه آرایی استاندارد
اخذ فیپا فوری

دریافت شماره کتابخانه کنگره

← کتاب مستقیما توسط چاپخانه های آمریکایی و اروپایی و با کیفیت بالا چاپ و برای علاقه مندان در سراسر جهان ارسال می شود.

سابقه روشن فعالیت 3 ساله ما شاید مهمترین دلیل اعتماد به آسان نشر به حساب می رود. تا کنون بیش از ده ها کتاب با استفاده مستقیم و یا غیر مستقیم از این تسهیلات به زبان های مختلف (بخصوص فارسی) برای استفاده مخاطبان جهانی منتشر گردیده اند.از طرف دیگر با آنکه در داخل ایران بسیار مشاهده شده که بسیاری از موسسات با وجود انعقاد قراردادهای محکم باز هم به تعهدات خود عمل نمی نمایند، سخت گیری های قانونی و حقوقی در کشورهای پیشرفته موجب پایبندی اجباری موسسات مختلف شده است. توجه داشته باشید که در حال حاضر نامه نگاری های الکترونیکی (ایمیل) مدرک محکمه پسند و کاملی در دادگاه های آمریکا به شمار رفته و از همین رو موسسات معتبری همچون آسان نشر به هیچ وجه نمی توانند اعتبار در حال کسب خود را با یک مبلغ چندصد دلاری که یک هموطن عزیز برای سفارش نشر یک کتاب پرداخت نموده است، معاوضه کنند.در هر صورت در حال حاضر موسسه هایی در داخل کشور هستند که امکان نشر کتاب های منتشر شده (و یا حداقل دارای مجوز نشر) را از طریق تسهیلات نشر جهانی آسان نشر برای هموطنان عزیز فراهم نموده اند و شما می توانید در صورت تمایل با یک جستجوی ساده اینترنتی آن موسسات رسمی را پیدا نمایید.

اخذ شابک

← خدمات صفحه آرایی و طراحی روی جلد برای کتاب به صورت استاندارد انجام می پذیرد.
صفحه شخصی نویسنده در آمازون
دریافت مجوز کتاب
تقدیر جناب مصطفی رحماندوست از آسان نشر

← امکان اصلاح و یا تغییر مطالب داخل کتاب و طرح روی جلد با هزینه اندکی در هر زمان وجود دارد.

نشر توسط ناشر آمریکایی
← امکان توقف نشر به درخواست نویسنده در هر زمان وجود دارد.
برای خرید کتاب های منتشر شده خود از شرکت آمازون و دیگر کتاب فروشی های معتبر جهانی (که به دلیل تحریم ها متاسفانه امکان خرید و دریافت مستقیم آنها را از داخل ایران ندارید)، می توانید از طریق شرکت های واسط معتبری که در این زمینه فعال می باشد، اقدام نمایید.شرکت نسک آور: Nask.irشرکت مالتینا: malltina.com

ثبت آثار ارزشمند ایرانی در کتابخانه کنگره آمریکا توسط آسان نشر--آسان نشر برای نویسندگانی که کتاب های خود را توسط ناشر آمریکایی قرن برتر (Supreme Century) منتشر می نمایند، این امکان را فراهم نموده است که به سادگی نشر کتاب شان، شماره کنترلی کتابخانه کنگره را نیز برای آثار خود اخذ نمایند. در ادامه نیز یک نسخه از اثر منتشر شده را برای کتابخانه کنگره ارسال می نماید و این همه تنها 100 دلار هزینه اضافی برای شما در بر دارد.البته کتابخانه کنگره در پذیرش آثار دریافتی و قرار دادن آن آثار در فضای فیزیکی کتابخانه، سیاست های خود را داشته و اخذ LCCN متضمن نمایش آثار در آنجا نیست. با این وجود آسان نشر مفتخر است که طی 5سال فعالیت مداوم خود آثار ارزشمندی را در قفسه های این کتابخانه قرارداده است.

تولید، توزیع و فروش جهانی نرم افزارهای مذهبی، آموزشی و ارزشمند -- با کمک ما، محصولات نرم افزاری شرکت های معتبر نرم افزاری کشور توسط شرکت های معتبر خارجی در آمریکا و اروپا در قالب CD و یا DVD تولید شده توسط وب سایت شرکت ایرانی و یا شرکت های معتبر خارجی چون شرکت بین المللی آمازون معرفی و به فروش خواهند رسید.امکان ثبت رسمی کپی رایت و همچنین فروش فایل الکترونیکی این نرم افزارها به صورت دانلود در یکی از معتبرترین وب سایت های عرضه نرم افزار (www.CNET.com) از دیگر خدمات ما در معرفی و فروش نرم افزارهای ارزشمند تولید شده در داخل کشور می باشند.

اطلاعات بیشتر و کاملتر درباره چاپ ، انتشار و توزیع جهانی کتاب در سایت آسان نشر  :

www.asanashr.com

— (312)

چنانچه بعد از فراغت ازتحصيل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب،
ثبت اختراع و .... از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي : افتخاري
تاريخ و امضاء
بسمه تعالي
در تاريخ : 27/04/1391
دانشجوي کارشناسي ارشد خانم افتخاري از پايان نامه خود دفاع نموده و با نمره 19.5
بحروف نوزده ونيم و با درجه عالي مورد تصويب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما :
فهرست مطالب
عنوان صفحه
TOC \h \z \t "Heading 1;1;Heading 2;2;Heading 3;3;1-titr;3;2- matne jadval;3;3-zire jadval;3;1-1-1-1;3;1-1-1-1-1;3;1-matn jad;3;1-zir;3;1-1-;2;1-4-1-;3;1-5-1-;3;2-1-;2;2-2-1-;3;2-3-1-;3;2-4-1-;3;2-5-1-;3;3-1-;2;3-3-1-;3;3-5-1-;3;3-7-1-;3;3-8-1-;3;3-9-1-;3;3-11-1-;3" چکيدهو1- فصل اول کليات طرح PAGEREF _Toc367414768 \h 11-1- مقدمه PAGEREF _Toc367414769 \h 21-2- بيان مسئله PAGEREF _Toc367414770 \h 31-3-اهميت و ضرورت تحقيق PAGEREF _Toc367414771 \h 71-4- اهداف پژوهش PAGEREF _Toc367414772 \h 81-4-1- هدف کلي PAGEREF _Toc367414773 \h 83-1- هدف هاي جزئي PAGEREF _Toc367414774 \h 81-5- فرضيه‏هاي تحقيق PAGEREF _Toc367414775 \h 91-6- تعريف مفاهيم و اصطلاحات تحقيق PAGEREF _Toc367414776 \h 91-6-1-1- تعريف مفهومي عزت نفس PAGEREF _Toc367414777 \h 91-6-1-2- تعريف عملياتي عزت نفس PAGEREF _Toc367414778 \h 101-4-2- تعريف مفهومي پرخاشگري PAGEREF _Toc367414779 \h 101-6-1-4- تعريف عملياتي پرخاشگري PAGEREF _Toc367414780 \h 111-6-1- درمان فراشناختي PAGEREF _Toc367414781 \h 112-4-2- بزه کاري PAGEREF _Toc367414782 \h 122-فصل دوم مباني نظري PAGEREF _Toc367414783 \h 142-2-عزت نفس PAGEREF _Toc367414785 \h 162-2-1-مفهوم عزت نفس PAGEREF _Toc367414786 \h 192-2-2-عزت نفس چيست؟ PAGEREF _Toc367414787 \h 202-2-3-اهميت عزت نفس PAGEREF _Toc367414788 \h 212-2-4-ابعاد عزت نفس PAGEREF _Toc367414789 \h 212-2-5-سطوح عزت نفس PAGEREF _Toc367414790 \h 232-2-6-شكل گيري مفهوم خود و عزت نفس به مثابه صفات شخصيتي PAGEREF _Toc367414791 \h 262-2-7-از عزت نفس » بالا يا پايين«چه استنباطي مي‌شود؟ PAGEREF _Toc367414792 \h 302-2-8-ديدگاه متقدمان روانشناسي درباره عزت نفس PAGEREF _Toc367414793 \h 312-2-9-روي آوردهاي نظري دربارة عزت نفس PAGEREF _Toc367414794 \h 332-2-10-رابطة خود آرماني ، خودپنداشت و حرمت‌خود PAGEREF _Toc367414795 \h 372-2-11روش‌هاي تغيير پذيري عزت نفس و پاره‌اي پژوهشها در مورد آن PAGEREF _Toc367414796 \h 382-3-پسخوراند PAGEREF _Toc367414797 \h 392-3-1-درمان شناختي – رفتاري PAGEREF _Toc367414798 \h 402-4-عزت نفس و اختلالات رواني PAGEREF _Toc367414799 \h 412-13-1- آسيب پذيري عزت نفس و افسردگي PAGEREF _Toc367414800 \h 432-5-چشم انداز نظريه‌ي فعاليت افتراقي تياس دال( 1988) PAGEREF _Toc367414801 \h 442-6-پرخاشگري PAGEREF _Toc367414802 \h 452-6-1-تعريف پرخاشگري PAGEREF _Toc367414803 \h 482-6-2-انواع پرخاشگري PAGEREF _Toc367414804 \h 482-6-2-1نظريه هاي پرخاشگري PAGEREF _Toc367414805 \h 502-6-2-1-1-نظريه فرديت زدايي پرخاشگري زيمباردو PAGEREF _Toc367414806 \h 502-6-2-1-2-نظريه انسانيت زدايي- پرخاشگري فشباخ PAGEREF _Toc367414807 \h 512-6-2-1-3-نظريه انتقال برانگيختگي PAGEREF _Toc367414808 \h 512-6-2-1-4-نظريه درونگرايي- برونگرايي آيزنک PAGEREF _Toc367414809 \h 522-6-2-1-5-مدل شرمساري- پرخاشگري تانگني PAGEREF _Toc367414810 \h 522-6-2-1-6-مدل پرخاشگري- پرخاشگري PAGEREF _Toc367414811 \h 532-6-2-1-7-رفتار پرخاشگرانه در مراحل رشد کودکي و نوجواني PAGEREF _Toc367414812 \h 532-6-3-عوامل خطر ساز پرخاشگري PAGEREF _Toc367414813 \h 552-6-3-1-عوامل خطرساز موثر در پرخاشگري از جانب کودک PAGEREF _Toc367414814 \h 562-6-4-عوامل خطرساز موثر در پرخاشگري از جانب والدين PAGEREF _Toc367414815 \h 572-6-4-1-اسنادهاي نادرست والدين به عنوان عامل خطر ساز پرخاشگري PAGEREF _Toc367414816 \h 572-6-4-2-ويژگي هاي فردي والدين به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگري PAGEREF _Toc367414817 \h 582-6-5-روابط پدر – مادر به عنوان عامل خطر ساز در پرخاشگري PAGEREF _Toc367414818 \h 602-6-5-1-تعامل والدين- کودک به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگري PAGEREF _Toc367414819 \h 612-6-5-2-ساير تعاملات اجتماعي والدين به عنوان عامل خطرساز در پرخاشگري PAGEREF _Toc367414820 \h 622-6-6-مداخلات در زمينه پرخاشگري PAGEREF _Toc367414821 \h 632-6-6-1-روان تحليلگري PAGEREF _Toc367414822 \h 642-6-6-2-رويکرد عقلاني-عاطفي-رفتاري PAGEREF _Toc367414823 \h 652-6-6-3-رويکرد شناختي-رفتاري PAGEREF _Toc367414824 \h 662-6-6-4-ديدگاه يادگيري اجتماعي PAGEREF _Toc367414825 \h 682-7-تاريخچه فراشناخت PAGEREF _Toc367414826 \h 692-7-1- حوزه روان شناسي شناختي از دهه 1960 PAGEREF _Toc367414827 \h 702-7-2-حوزه روان شناسي رشد از دهه 1970 PAGEREF _Toc367414828 \h 702-7-4-فراشناخت PAGEREF _Toc367414829 \h 712-7-4-1-فراشناخت و اختلالات هيجاني PAGEREF _Toc367414830 \h 742-7-5-دانش فراشناختي( باورهاي شناختي ) PAGEREF _Toc367414831 \h 742-7-6-فراشناخت به عنوان شناخت در باره شناخت PAGEREF _Toc367414832 \h 762-7-7-فراشناخت به عنوان بازبيني و كنترل دنياي دروني PAGEREF _Toc367414833 \h 772-7-8-تجارب فراشناختي PAGEREF _Toc367414834 \h 772-7-9-راهبردهاي کنترل فراشناختي PAGEREF _Toc367414835 \h 782-7-10-هيجان، بازبيني و کنترل فراشناختي PAGEREF _Toc367414836 \h 792-7-11-فرا شناخت و روانشناسي باليني PAGEREF _Toc367414837 \h 822-7-12- مدل فراشناختي اختلال روانشناختي PAGEREF _Toc367414838 \h 852-7-13- فراشناخت درماني: نسخه ي سخت و نسخه نرم PAGEREF _Toc367414839 \h 882-7-14- خلاصه اي از مدل درماني فراشناختي PAGEREF _Toc367414840 \h 892-7-15- مدل بازسازي شده A-B-C PAGEREF _Toc367414841 \h 902-7-16- رويکرد درماني فراشناختي PAGEREF _Toc367414842 \h 922-8-پيشينه پژوهشي درمان فراشناختي PAGEREF _Toc367414843 \h 932-9-جمع بندي PAGEREF _Toc367414844 \h 963- فصل سوم روش شناسي تحقيق PAGEREF _Toc367414845 \h 973-2- روش پژوهش PAGEREF _Toc367414847 \h 993-3- جامعه آماري PAGEREF _Toc367414848 \h 993-3-1- نمونه و روش نمونه گيري PAGEREF _Toc367414849 \h 993-4- ويژگي گروه ها PAGEREF _Toc367414850 \h 1003-5- معيارهاي ورود به پژوهش PAGEREF _Toc367414851 \h 1043-5-1- ملاک هاي ورود به پژوهش حاضر عبارت بودند از: PAGEREF _Toc367414852 \h 1043-6- معيارهاي خروج از پژوهش PAGEREF _Toc367414853 \h 1043-6-1 ملاک خروج از پژوهش حاضر عبارت بودند از : PAGEREF _Toc367414854 \h 1043-7-ابزار پژوهش PAGEREF _Toc367414855 \h 1051)پرسشنامه ي عزت نفس کوپر اسميت PAGEREF _Toc367414856 \h 106(2)پرسشنامه ي پرخاشگري AQ PAGEREF _Toc367414857 \h 1083-7-1-2-پايايي و روايي PAGEREF _Toc367414858 \h 1093-8-متغير هاي مستقل و وابسته PAGEREF _Toc367414859 \h 1103-9- روش اجرا و جلسات درماني PAGEREF _Toc367414860 \h 1113-9-1- جلسات درماني PAGEREF _Toc367414861 \h 1143-9-1-1-جلسه اول تا سوم PAGEREF _Toc367414862 \h 1143-9-1-2-جلسه سوم PAGEREF _Toc367414863 \h 1143-9-1-3-جلسه چهارم و پنجم PAGEREF _Toc367414864 \h 1153-9-1-4-جلسه ششم و هفتم PAGEREF _Toc367414865 \h 1163-9-1-5-جلسه نهم PAGEREF _Toc367414866 \h 1163-9-1-6-جلسه دهم و يازدهم PAGEREF _Toc367414867 \h 1173-9-1-7-جلسه دوازدهم و سيزدهم PAGEREF _Toc367414868 \h 1173-9-1-8-جلسه چهاردهم PAGEREF _Toc367414869 \h 1183-10-تحليل آماري PAGEREF _Toc367414870 \h 1183-11-خلاصه PAGEREF _Toc367414871 \h 1194- فصل چهارم تجزيه و تحليل دادهها PAGEREF _Toc367414872 \h 1204-2- داده هاي جمعيت شناختي PAGEREF _Toc367414874 \h 1234-3- يافته هاي پژوهش PAGEREF _Toc367414875 \h 123الف ) يافته هاي توصيفي PAGEREF _Toc367414876 \h 123ب) يافته هاي مربوط به فرضيه هاي پژوهش. PAGEREF _Toc367414877 \h 1234-4-1-نرمال بودن متغيرها PAGEREF _Toc367414878 \h 1264-4-2-همگني شيب هاي رگرسيون PAGEREF _Toc367414879 \h 1284-4-3-همگني واريانس ها ( عزت نفس اجتماعي و خانوادگي ) PAGEREF _Toc367414880 \h 1294-4-4-يکساني ماتريس واريانس – کواريانس ( عزت نفس اجتماعي و خانوادگي ) PAGEREF _Toc367414881 \h 130يافته هاي مربوط به فرضيه هاي تحقيق PAGEREF _Toc367414882 \h 1324-4-5-همگني واريانس ها ( پرخاشگري کلامي و فيزيکي ) PAGEREF _Toc367414883 \h 134-4-4-6مفروضه يکساني ماتريس واريانس-کوواريانس ( پرخاشگري کلامي و فيزيکي) PAGEREF _Toc367414884 \h 1354-5-خلاصه PAGEREF _Toc367414886 \h 1395- فصل پنجم نتيجه گيري و پيشنهادها PAGEREF _Toc367414887 \h 1405-2-تشريح کلي مسئله پژوهش PAGEREF _Toc367414889 \h 1425-2-بحث PAGEREF _Toc367414890 \h 1435-3-محدوديت هاي تحقيق PAGEREF _Toc367414891 \h 1475-4-پيشنهادها PAGEREF _Toc367414892 \h 1485-4-2-پيشنهادي کاربردي PAGEREF _Toc367414893 \h 1515-5-نتيجه گيري PAGEREF _Toc367414894 \h 1525-6-خلاصه PAGEREF _Toc367414895 \h 153منابع PAGEREF _Toc367414896 \h 155منابع فارسي PAGEREF _Toc367414897 \h 156 منابع انگليسي PAGEREF _Toc367414898 \h 160پيوست PAGEREF _Toc367414899 \h 166الف ) پرسشنامه عزت نفس (فرم تجديد نظر شده پرسشنامه کوپر اسميت 58 ماده) PAGEREF _Toc367414900 \h 167ب)پرسشنامه پرخاشگري (آرنولد اچ. باس، و مارک پري) PAGEREF _Toc367414901 \h 171پروتکل درمان فراشناختي PAGEREF _Toc367414902 \h 174واژه نما PAGEREF _Toc367414903 \h 179چکيده انگليسي PAGEREF _Toc367414904 \h 180
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
TOC \h \z \t "Style69;1" جدول-3-1-طرح آزمايشي با پيش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل PAGEREF _Toc367415478 \h 99جدول-3-2- ضرايب پايايي پرسشنامه عزت نفس در تحقيق حاضر PAGEREF _Toc367415479 \h 108جدول-3-3-ضرايب پايايي پرسشنامه پرخاشگري در تحقيق حاضر PAGEREF _Toc367415480 \h 110جدول 4-1-ميانگين و انحراف معيار متغير عزت نفس و حيطه هاي آن در گروه هاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc367415481 \h 124جدول-4-2- ميانگين و انحراف معيار متغير پرخاشگري و حيطه هاي آن در گروه هاي آزمايش و شاهد در پيش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc367415482 \h 125جدول- 4-3-بررسي نرمال بودن متغيرهاي پژوهش PAGEREF _Toc367415483 \h 127جدول-4-4- آزمون بررسي همگني شيب خط رگرسيون PAGEREF _Toc367415484 \h 128جدول-4-5-بررسي همگني واريانس ها PAGEREF _Toc367415485 \h 129جدول 4-6-يکساني ماتريس واريانس - کواريانس PAGEREF _Toc367415486 \h 130جدول-4-7-نتايج تحليل کوواريانس چند متغيري(مانکوا) بر روي ميانگين پس آزمون نمرات عزت نفس و زير مقياس آن درگروه آزمايش و کنترل با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415487 \h 131جدول-4-8-نتايج تحليل کوواريانس يک راهه در متن مانکوا بر روي پس آزمون ميانگين نمرات عزت نفس اجتماعي نوجوانان بزه کار گروه هاي آزمايش و کنترل با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415488 \h 132جدول-4-9-نتايج تحليل کوواريانس يک راهه در متن مانکوا بر روي پس آزمون ميانگين نمرات عزت نفس خانوادگي نوجوانان بزه کار گروه هاي آزمايش و گواه با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415489 \h 133جدول-4-10-آزمون همگني واريانس ها PAGEREF _Toc367415490 \h 134جدول-4-11-يکساني ماتريس واريانس-کوواريانس PAGEREF _Toc367415491 \h 135جدول-4-12- نتايج تحليل کوواريانس چند متغيري(مانکوا) بر روي ميانگين پس آزمون نمرات پرخاشگري و زير مقياس آن د رگروه آزمايش و گواه با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415492 \h 136جدول-4-13- نتايج تحليل کوواريانس يک راهه در متن مانکوا بر روي پس آزمون ميانگين نمرات پرخاشگري فيزيکي نوجوانان بزه کار گروه هاي آزمايش و گواه با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415493 \h 137جدول- 4-14-نتايج تحليل کوواريانس يک راهه در متن مانکوا بر روي پس آزمون ميانگين نمراتپرخاشگري کلامي نوجوانان بزه کار گروه هاي آزمايش و کنترل با کنترل پيش آزمون PAGEREF _Toc367415494 \h 138
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
TOC \h \z \t "جدااااول;1" نمودار-3-1- وضعيت سني نمونه هاي پژوهش PAGEREF _Toc367413587 \h 101نمودار-3-1- سطح تحصيلات پدران و مادران PAGEREF _Toc367413588 \h 102نمودار-3-2- ترتيب تولد نمونه هاي پژوهش PAGEREF _Toc367413589 \h 103نمودار4-1- وضعيت متغير عزت نفس اجتماعي گروه کنترل و آزمايش( پيش آزمون و پس آزمون)....................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367413590 \h 133نمودار4-2-وضعيت متغير عزت نفس خانوادگي گروه کنترل و آزمايش ( پيش آزمون و پس آزمون) PAGEREF _Toc367413591 \h 134نمودار4-3-وضعيت متغير پرخاشگري فيزيکي گروه کنترل و آزمايش( پيش آزمون و پس آزمون)....... PAGEREF _Toc367413592 \h 138نمودار4-4-وضعيت متغير پرخاشگري کلامي گروه کنترل و آزمايش(پيش آزمون و پس آزمون)....................................................................................................................................... PAGEREF _Toc367413593 \h 139
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
TOC \h \z \t "Heading 1;1;Heading 2;2;Heading 3;3;Subtitle;1"
شکل 2-1 مدل عملکرد اجرايي خود تنظيمي (S-REF) اختلال روانشناختي به همراه فراشناخت واره ها (ولز و ماتيوز، 1994) PAGEREF _Toc367413786 \h 87شکل 2-2 محورهاي اصلي مدل A-B-C PAGEREF _Toc367413790 \h 91شکل 2-3 مدل تجديد نظر شده A-M-C (ولز، 2000). PAGEREF _Toc367413792 \h 92شکل 2-4 محورهاي اصلي مدل A-M-C PAGEREF _Toc367413794 \h 93
چکيده هدف پژوهش حاضر بررسي اثربخشي درمان هاي فراشناختي فردي در افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري نوجوانان بزه کار بود. بدين منظور، 40 نفر از نوجوانان بزه کار مراکز اصلاح و تربيت شهر تهران با استفاده از روش نمونه‌گيري تصادفي نظامدار در دو گروه تصادفي (گروه درمان فراشناختي و گروهِ کنترل) با حجم مساوي (20 نفر) قرار گرفتند. با بهره گيري از آزمون‌هاي عزت نفس کوپر اسميت و پرخاشگري باس و پري و مصاحبة سازمان يافته، توسط روان‌ شناس باليني، در دو مرحله پيش آزمون و پس آزمون استفاده شد. تحليل کوواريانس چندمتغيري انجام يافته روي داده‌ها نشان داد: الف) درمان فراشناختي در کاهش پرخاشگري فيزيکي و کلامي نوجوانان اثر بخش بوده است. ب) درمان فراشناختي بر افزايش عزت نفس اجتماعي و خانوادگي نوجوانان اثر بخش بود. ج) ميزان اثر بخشي درمان فراشناختي در کاهش پرخاشگري در مقايسه با افزايش عزت نفس، بيشتر بوده است. اين مداخله‌ها با جايگزين کردن الگوهاي سازگاري رفتاري و شناختي در فرد، به وي امکان مي‌دهد که از خزانة رفتاري گسترده تر و مناسب‌‌تر در مواجهه با موقعيت برخوردار باشد و در واکنش به مسائل با برنامه‌ريزي و آينده‌نگري عمل کند. بنابراين، با استفاده از مداخلات روانشناختي به ويژه مداخلات فردي ميتوان عزت نفس نوجوانان بزه کار را افزايش داده و از ميزان پرخاشگري آنان کاست.
واژه هاي کليدي: مداخله فرا شناختي، عزت نفس، پرخاشگري، بزه کار، نوجوان.
فصل اول کليات طرحفصل اول: کليات طرح

مقدمهبه سبب بروز مسائل خاص در دوران نوجواني، اين دوره، با نوعي سردرگمي همراه با کاهش عزت نفس، خودکم بيني و خودپنداره منفي همراه است، که سبب کاهش فعاليت هاي طبيعي و تعاملات اجتماعي مي شود. نوجواني که داراي عزت نفس پاييني است، در مسير ناملايمات بالاجبار زندگي و توان مقابله با مشکلات، دچار سر درگمي و ناسازگاري خواهند شد. به اعتقاد زيگموند فرويد: (عزت انسان) زماني پديد مي آيد که کودک پي مي برد که نمي تواند با والدينش رابطه ي جنسي برقرار کند و در نتيجه اين امر به احساس بي امان (نمي توانم کاري انجام دهم ) منتهي مي شود. طبق نظر آلفرد آدلر، احساس حقارت در ابتدا بر اثر ظهور آمادگي جسماني يا حقارت اندامي پديد مي آيد. سپس با واقعيت اينکه ديگراني بزرگتر قويتر و درشتر هستند مواجه مي شود .
همزمان، نوجواني که از لحاظ عاطفي در محيط خانواده مشکل دارد با هر محرک کوچکي برانگيخته مي شود و پرخاشگري مي کند. لذا، وقتي وارد اجتماع مي شود نمي تواند با هر موقعيتي خود را سازگار سازد. پرخاشگري مي تواند به راحتي مناسبات اجتماعي نوجوانان را بر هم زند و به طور کلي موجب عدم رشد وي در ابعاد اجتماعي و رواني شود. به طور کلي، برخي از روان شناسان پرخاشگري را رفتاري مي دانند که موجب آسيب به ديگران مي شود يا بالقوه بتواند به ديگران آسيب بزند ( کوپر اسميت، 1967). اين آسيب مي تواند بدني مانند کتک زدن، لگد زدن و گاز گرفتن، يا لفظي مانند ناسزاگويي و فرياد زدن و يا حقوقي، مانند به زور گرفتن چيزي باشد.
درمان فراشناخت رويکرد نوظهوري است که به جاي تمرکز بر محتواي فکر بيمار بر کاهش فرايند هاي شناختي غير مفيد وتسهيل پردازش فراشناختي تاکيد مي کند. از اين رو در اين پژوهش، در صدد پاسخ به اين سوال مي باشيم، که آيا اثر درمان فراشناختي موجب افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري نوجوانان بزه کار مي شود يا خير؟
بيان مسئلهامروزه در سراسر جهان نوعي آگاهي از اهميت عزت نفس پديد آمده است و انسان به عنوان يک موجود زنده بدون عزت نفس سالم وشايسته نمي تواند اميدي به درک استعداد بالقوه فردي داشته باشد. عزت نفس تنها کليد مهم به سوي انگيزش بشري است. به طور کلي، عزت نفس به جنبه اي از هر کدام ما برمي گردد که از آن آگاهيم در واقع به قسمت موثر وکار آمد فرد عزت نفس گفته مي شود. اعتقاد بر اين است که بين سازگاري مطلوب شخصي و عزت نفس بالا ارتباط متقابلي وجود دارد (کاتا و جونير، 2002). عزت نفس در نوجوانان داراي نقش و اهميت ويژه اي مي باشد. با اينحال، دوران نوجواني به سبب بروز مسائل خاص، با سردرگمي همراه با کاهش عزت نفس و خود کم بين همراه است. در نتيجه، افزايش عزت نفس براي پيشگيري از مشکلاتي که ممکن است بر اثر عزت نفس پايين براي نوجوانان به وجود آيد ضروري است (تري، 2002).
به طور دقيق تر مي توان گفت دو بعد عزت نفس اجتماعي و خانوادگي در نوجوانان، نمود بارزتري از آسيب پذيري آنان را ارائه مي دهد (لانگ و زولتن، 2002 ترجمه حيدر فتحي، 1383).
اما دومين متغير موجود در پژوهش حاضر پرخاشگري است. صدق عنوان پرخاشگري بر يک رفتار خاص بستگي به نوع فرهنگي دارد که در يک جامعه حاکم است. بدين جهت، امروزه در جوامع غربي به هر نوع تندخويي پرخاشگري اطلاق مي گردد. در حالي که سابقا در همين جوامع مفهوم پرخاشگري همراه با حمله به فرد يا شي ء به صورت مستقيم يا غير مستقيم بوده است. همان طوري که امروزه در کشورهاي آسيايي مفهوم پرخاشگري اين چنين است. هم چنين اين که چه امري سبب خشمگين شدن و رفتار پرخاشگرانه مي شود، بستگي به نوع فرهنگ جامعه اي دارد که فرد در آن زندگي مي کند. به عبارت ديگر، مردم در همه جاي دنيا خشمگين مي شوند اما خشمگين شدنشان مطابق با قواعد فرهنگي جامعه اي است که در آن زندگي مي کنند.
نکته قابل توجه ديگري که در زمينه پرخاشگري و فرهنگ ها مطرح است اين است که، در تمامي فرهنگ ها وجود منافع ضروري براي حيات بشر در پرخاشگري پذيرفته شده است، لکن اين امر هم قابل قبول همگان است که در صورت عدم کنترل رفتار پرخاشگرانه چه بسا خطرات جبران ناپذيري هم چون قتل به وقوع پيوندد. بدين جهت، همه جوامع بايد راه هايي بيابند تا مانع از آن شوند که اعضاي آن يک ديگر را بکشند يا به هم آسيب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه اي کنترل مي کنند ولي از لحاظ ارزشي که براي آن قايلند، در ميزان محدود کردن آن با هم فرق دارند. براي مثال، در ميان قبايل سرخ پوست آمريکايي، کومانچي ها کودکانشان را جنگجو بار مي آورند و حال آن که هوپي ها و زوني ها به فرزندانشان صلح جويي و رفتار غير پرخاشگرانه مي آموزند. در آمريکاي معاصر جوامع هوتري بر صلح جويي به عنوان شيوه اي از زندگي تاکيد مي کنند و فرزندان شان را طوري تربيت مي کنند که پرخاشگر نباشد. اصولا در فرهنگ آمريکايي براي پرخاشگري و سرسختي ارزش قايلند (باندورا، 1973).
در فرهنگ اسلامي گرچه تجاوز و تعدي به ديگران از مصاديق پرخاشگري به حساب مي آيد و امري نامطلوب شمرده مي شود لکن به افراد اجازه مي دهد در صورتي که مورد پرخاشگري ديگران واقع شوند از خود دفاع کنند البته به نحوي که منجر به تعدي و ظلم نشود. امروزه اين رفتار موجب معضلات بسياري است که بررسي و درمان اين معضل را مي طلبد.
اگر چه درمانهاي زيادي تا به امروز براي افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري صورت گرفته است اما همه ي اين روشهاي درماني به نوعي داراي کاستي هايي بوده اند. از اينرو، پژوهش حاضر تلاشي است بر بکارگيري روش درماني موثر وجديد فراشناختي است. يکي از قابليت هاي رويکرد فراشناختي امکان استفاده از آن به صورت يک درمان استاندارد واحد که مؤثر براي اختلال هاي مختلف است. مزيت اين کار، ساده سازي درمان است: در اين تنها يک مدل به عنوان مبنايي براي فرمول بندي و درمان وجود دارد که مي توان براي اکثر اختلال ها به کار گرفت (ولز، 2009)
مدل فراشناختي در ابتدا توسط ولز وماتووس (1994) پيشنهاد شد و سپس ولز در (1997-2000) آن را اصلاح کرد. فراشناخت به باورها وفرايند هايي اشاره دارد که براي ارزيابي وتنظيم وبررسي وبازبيني فکر استفاده مي شود باورهاي فراشناختي مثل نياز به کنترل فکر واهميت افکار به طور ويژه اي در گروه باورهاي مربوط به تفکر دسته بندي مي شود.
رويکرد فراشناختي بر اين باور است که افراد به اين دليل در دام ناراحتي هيجاني گرفتار مي شوند که فراشناخت آنها در برابر پاسخ دهي به تجربه هاي دروني به الگويي منجر مي شود که موجب تداوم هيجان منفي وتقويت باورهاي منفي در اين افراد مي شود. اين رويکرد سندرم شناختي –توجهي خوانده مي شود. که شامل نگراني، نشخوار فکري، توجه تثبيت شده وراهبرد هاي خود تنظيمي با رفتارهاي مقابله اي ناسازگارانه مي باشد .
درمان فراشناخت رويکرد نوظهوري است، که به جاي تمرکز بر محتواي فکر بيمار بر کاهش فرايند هاي شناختي غير مفيد وتسهيل پردازش فراشناختي تاکيد مي کند .درمان فراشناخت بر اساس نظريه ي بنيادي (الگوي کارکرداجرايي خود نظم بخشي ) استوار است .اين مدل دليل آسيب پذيري به اختلالات هيجاني را الگوي توجه معطوف به خود افراطي – فعاليت باورهاي فراشناختي ناسگارانه وفرايندهاي بازتابي خاص ميداند (ولز -2000) اين فرايند زماني فعال مي شود که فرد بين اهداف دروني خود وشرايط بيروني احساس نا هماهنگي کند .
پس، راهبردهاي خاصي مثل جذب اطلاعات به درون باورها، سرکوب فکر، نشخوار فکري و نگراني به منظور جلوگيري از ورود محرکهاي ناراحت کننده به هشياري يا يا حل مشکلات ناشي از ناهماهنگي نظارت بر حالتهاي جسمي –رواني وامادگي در برابر خطر به منظور کاهش اين ناهماهنگي توسط کارکرد اجرايي خود نظم بخشي بکار گرفته مي شود. امروزه از درمانهاي شناختي و فراشناختي براي حل بسياري از اختلال ها استفاده مي شود. در پژوهش حاضر از اين روش براي درمان وکنترل رفتارهاي پرخاشگري استفاده مي شود. چرا که پرخاشگري يا رفتارهاي مقابله اي ناکارآمد، معضلات جامعه صنعتي امروز است. انتظار از چنين پژوهشي اين است که از روش درماني فراشناختي و با آموزش مولفه هاي آن، ارزيابي مثبت از خود را (عزت نفس) در افراد بزه کار نوجوان را افزايش دهيم، و با تقويت مولفه هاي فراشناختي اين اختلال را کنترل کنيم. بطور کلي از فوايد اين تحقيق، کشف و بررسي تاثير درمان فراشناختي در پرخاشگري و رفتارهاي منفي مقابله جويانه در نوجوانان بزه کار پسر مي باشد، چرا که ميزان شيوع پرخاشگري در همه جوامع در پسران بيش از دختران است. به طور کلي آنچه به عنوان پرخاشگري در نوجوانان پسر بيشتر بارز است، پرخاشگري در دو بعد کلامي و فيزيکي نسبت به اطرافيان مي باشد (بنت، 2003)، که اين دو بعد محور پژوهش هاي بسياري در نوجوانان بوده است.
لذا پژوهش حاضر در صدد است به اين سوال پاسخ دهد که آيا درمان مبتني بر فراشناخت موجب افزايش عزت نفس در دو بعد خانوادگي و اجتماعي و کاهش پرخاشگري در دو بعد کلامي و فيزيکي در نوجوانان پسر بزه کار خواهد شد؟
1-3-اهميت و ضرورت تحقيقاهميت وضرورت پژوهش حاضر از دو جنبه کاربردي و پژوهشي قابل توجه مي باشد: که از جنبه پژوهشي، نتايج اين مطالعه مي تواند به قابليت هاي درمان فراشناختي در نوجونان به خصوص نوجواناني با مشکلات رفتاري و شناختي بيشتر مورد توجه قرار گيرد. از لحاظ کاربردي نيز، اطلاعات منسجم و تلفيقا" جديدي در ارتباط با افزايش عزت نفس وکاهش پرخاشگري فراهم نمايد تا مورد استفاده خانواده ها، مربيان، روانشناسان و مددکاران مراکز اصلاح وتربيت ومعلمان قرار گيرد. اگرچه تحقيقات زيادي در اين حوزه انجام شده اما هيچ يک از آنها اختصاصا به اين موضوع نپرداخته است. به عقيده ي ولز شناخت درماني با توجه به اين نظر که افکار منفي در اختلالهاي هيجاني از فعاليت باور هاي نا کارآمد منتج مي شود سعي کرد بيشتر روي منشاء محتواي فکر کار کند ولي در مورد اينکه چگونه اين افکار شکل مي گير ند يا چه ساز وکاري اين تفکرات نا کار امد را برجسته مي سازد تلاشي نکرد. پس براي فهم فرايند هاي تفکر لازم است که بر باورهاي فرد درباره ي تفکر –راهبردهاي فردي در مورد کنترل توجه وهمچنين نوع باورهاي فراشناختي او توجه کنيم. چنانچه ميزان ابتلا جوامع بشري به يک موضوع خاص را يکي از معيار هاي اهميت ان موضوع بدانيم به جرات ميتوان ادعا کرد که به موازات پيشرفت صنايع وتحول زندگي بشر پرخاشگري واختلالات سلوک از جمله مسايل عمده ومهم جوامع بشري است. معمولا بري درمان در اين افراد از روشهاي درماني چون آموزش مديريت والدين – آموزش مهارت هاي حل مساله – و درمان چند نظامي استفاده مي شود. اما از نواقص اين روشها مثل زمان بر بودن –صرف هزينه هاي زياد –مداخلات بلند مدت و پيگيرانه –اثر بخشي محدود يا موقت – و از همه مهمتر محدوديت در حفظ منفعت هاي درمان بلند مدت – مي باشد. اما در روش درمان فرا شناخت سعي مي شود نه تنها بر اين نواقص تا حدود زيادي غلبه شود، بلکه فرد را بسوي مولفه هاي فراشناخت مثل اعتماد شناختي، خود اگاهي شناختي، و نياز به کنترل افکار هدايت کنيم و از درمانهاي سنتي چون مشاوره ي فردي – بستري شدن وخدمات اجتماعي در شرايط محدودتري استفاده شود. بنابراين، انجام پژوهش هاي بيشتر و يافته هاي حاصل از آنها، مي تواند اهميت و يا نقش اين نوع از درمان را، در عزت نفس و پرخاشگري گروه هاي سني گوناگون به ويژه نوجوانان بزه کار مفيد باشد.
اهداف پژوهشهدف کلي:تعيين اثر درمان فراشناختي بر افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري در نوجوانان پسر بزه کار شهر تهران.
هدف هاي جزئي:
1- تعيين اثر درمان فراشناختي برافزايش عزت نفس اجتماعي.
2- تعيين اثر درمان فراشناختي برافزايش عزت نفس خانوادگي.
3-تعيين اثر درمان فراشناختي بر کاهش پرخاشگري فيزيکي.
4-تعيين اثر درمان فراشناختي بر کاهش پرخاشگري کلامي.
فرضيه‏هاي تحقيق1- درمان فراشناختي بر افزايش عزت نفس اجتماعي اثر دارد.
2- درمان فراشناختي بر افزايش عزت نفس خانوادگي اثر دارد.
3- درمان فراشناختي بر کاهش پرخاشگري فيزيکي اثر دارد.
4- درمان فراشناختي بر کاهش پرخاشگري کلامي اثر دارد.
تعريف مفاهيم و اصطلاحات تحقيقمعرفي متغيرهاالف: متغير مستقل: درمان فراشناختي
ب: متغير وابسته: عزت نفس و پرخاشگري
1-6-1-تعريف مفهومي عزت نفس عزت‌نفس برگردان مفهوم Self esteem مي‌باشد که از دو واژه عزت‌ و نفس تشکيل شده که در ادبيات فارسي معناي عزيزشدن، گرامي‌شدن، ارجمند و ارجمندي را به عزت و معاني جان و تن شصيت انسان و حقيقت هر چيز را به نفس اختصاص داده‌اند.
رابسون (1989) عزت نفس را عبارت مي داند از حس رضايت مندي وخويشتن پذيري که از ارزيابي فرد درباره ارزش مندي ، قدر ومنزلت، جذابيت ، شايستگي ، کفايت و توانايي جهت ارضاي تمايلات وخواسته هاي خود منتج مي شود.
1-6-2-تعريف عملياتي عزت نفس در پژوهش حاضر جهت سنجش ميزان عزت نفس در دو بعد اجتماعي و خانوادگي در دوگروه (نوجوانان بزه کار) از مقياس عزت نفس کوپر اسيمت (SEI) استفاده شده است. نمره شركت كننده ها در اين مقياس، نشان دهنده ميزان عزت نفس فرد مي باشد.
1-6-3-تعريف مفهومي پرخاشگري پرخاشگري معمولاً به رفتاري اطلاق مي شود که « قصد» آن صدمه رساندن )جسماني يا کلامي) به فرد ديگر يا نابود کردن دارايي افراد است. انواع گوناگوني از پاسخ هاي پرخاشگرانه وجود دارند که انواع مختلفي از محرک هاي دروني و بيروني آنها را فرا مي خوانند (اکبري، 1381) .
از نظر فرويد (1966) پرخاشگري در انسان نماينده ي غريزه ي مرگ است که در مقابل غريزه ي زندگي در فعاليت است؛ يعني، در حالي غريزه ي زندگي ما را در جهت ارضاي نيازها و حفظ بقا هدايت مي کند، غريزه ي مرگ به صورت پرخاشگري مي کوشد به نابود کردن و تخريب کردن بپردازد. اين غريزه چنانچه بتواند ديگران را نابود مي کند و از بين مي برد و اگر نتواند ديگران را هدف پرخاشگري و تخريب قرار دهد، به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاري و خودکشي جلوه گر مي شود . بنابراين ، از نظر فرويد پرخاشگري حالتي مخرب و منفي دارد (اکبري، 1381).
1-6-4-تعريف عملياتي پرخاشگري در پژوهش حاضر، جهت تعيين نوع (کلامي و فيزيکي) و ميزان پرخاشگري از مقياس پرخاشگري باس و پري (AQ) استفاده شده است. نمره شركت كننده در اين نشان دهنده نوع و ميزان پرخاشگري در فرد مي‌باشد.
1-6-5-تعريف مفهومي درمان فراشناختي مدل فراشناختي بيان مي کند که هر گونه چالش با درون مايه هاي ( محتوا) شناختي، انحصارا در سطح فراشناختي به وقوع مي پيوندند. به عنوان مثال زماني که فرد اعتقاد دارد " آدم بي ارزشي هستم"، درمانگر فراشناختي سؤال مي کند: "چه نکته اي در ارزيابي ارزش شما نهفته است؟ " ( ولز، 2009).
درمان فراشناختي بر اين اصل بنا شده است که فراشناخت واره ها در درک شيوه فعاليت شناخت و نحوه ايجاد تجارب آگاهانه ( نسبت به خويشتن و دنياي اطراف) نقش کليدي دارد. فراشناخت ها بر نوع راهبردهايي که ما براي نظم دهي به افکار و احساسات خودمان انتخاب مي کنيم، تأثير ويژه اي بر جاي مي گذارد و ارزيابي از اين راهبردها نيز بر عهده ي همين فراشناخت واره هاست.
1-6-6-تعريف عملياتي درمان فراشناختي
در پژوهش حاضر درمان فراشناختي با استفاده از آموزش فنوني نظير مهارت هاي شناسايي سندرم شناختي- توجهي، استفاده از گفتگوي سقراطي فراشناخت محور مربوط به عزت نفس منفي، چالش با باورهاي فراشناختي، حذف راهبردهاي مقابله اي غير انطباقي، تغيير و تصحيح باورهاي فراشناختي مثبت و منفي پيرامون پرخاشگري، چالش با باورهاي کنترل ناپذيري خشم و پرخاشگري، توسط درمانگر به نوجوانان با سابقه بزه کاري صورت گرفته است ( ولز، 2009). دستور العمل کامل به کار گيري فنون فوق در جلسات درمان فراشناختي در فصل سوم ارائه خواهد شد.
از آنجا که گروه مورد پژوهش حاضر، نوجوانان سنين 14 تا 18 سال بودند؛ از اينرو تلاش شد رويه و محتواي درمان مذکور، متناسب با اين گروه سني تنظيم و ارائه گردد.
1-6-7-تعريف مفهومي بزه کاريجوامع امروزي خرده‌فرهنگهاي خاص همنوايي دارند که ممکن است رفتار خارج از آن رفتار بزهکارانه تلقي شود. در حقيقت بزهکاري نوعي کجروي و جرم نوعي از بزهکاري است که شدت بيشتري را در بر مي‌گيرد. جرم به تفاوت ارتباطات مربوط مي‌شود؛ و محيط‌هاي اجتماعي که مشوق فعاليت‌هاي غيرقانوني هستند آن را ترويج مي‌کنند؛ در حالي که بي‌هنجاري، بزهکاري را شکل مي‌دهد.طبقه‌بندي رفتار کجروانه از ضعيف به شديد عبارت است از بدعت‌گذاري، شعائرگرايي، انزواگرايي، هنجارشکني، تخلف، بزهکاري و جرم. بزه‌کاري از نظر حقوقي به اعمالي گفته مي شود که بر خلاف قوانين، مقررات و هنجارهاي اجتماعي از سوي جوانان زير ۱۸ سال صورت مي گيرد (ويلسن روس، 1377).
1-6-7-تعريف عملياتی بزه کاري
اعمالي مثل غيبت از مدرسه، دروغگويي هاي مکرر، فرار از خانه، ولگردي، گدايي، ايجاد حريق، تخريب، رانندگي بدون گواهينامه، سرقت، حمل مواد مخدر، زير پا گذاشتن حقوق ديگران، انحرافات جنسي و... در زمره اعمال بزهکارانه رايج در بين جوانان است (فرجاد، ۱۳۸۳).
1-5-خلاصه
همانطور که در ابتداي فصل بيان شد، پرخاشگري در دوران نوجواني نه تنها به قربانيان اعمال پرخاشگرانه آسيب وارد مي سازد، بلكه رشد خود نوجوانان پرخاشگر را در معرض خطر قرار مي دهد. در اغلب موارد وجود اين اختلال در فرد، نه تنها از ميزان سازگاري اجتماعي و فردي وي مي کاهد، بلکه امنيت و بهداشت رواني خود و ساير گروه هاي اجتماعي را نيز دچار مشکل مي کند. مداخله درماني با محوريت فراشناختي، عامل بر انگيزاننده موجب فعال شدن سيستم فراشناختي مي شود. اين سيستم با ارزيابي افکار دروني با توجه به اهداف فردي محدوديت هاي اجتماعي، شيوه مقابله اي فرد را با دنياي درون و بيرون مشخص مي کند. اهميت و توجه بيشتر درمان فراشناختي به باورهاي بنيادين فرد درباره ي خود، و نيز، نبود پژوهش هاي کافي درباره قابليت اين نوع از درمان در بهبود عزت نفس، پژوهش حاضر مي تواند به وضوح؛ کارايي يا عدم کارايي درمان فراشناخت محور را در افزايش عزت نفس نشان دهد. در ادامة فصل نيز ضمن اشاره به اهميت پژوهش، هدف ها، فرضيه ها و متغيرهاي پژوهش مطرح شده و تعريف عملياتي و مفهومي متغيرهاي پژوهش ارائه گرديد.
2-فصل دوم مباني نظريفصل دوم: مباني نظري

يکي از بخش‏هاي مهم تحقيق، بخش مربوط به پيشينه و ادبيات تحقيق مي باشد. به عبارتي يكي از کارهاي ضروري در هر پژوهشي، مطالعه منابع مربوط به موضوع تحقيق است چرا که سرچشمه علوم را مي‌توان در پيشينه آنها جستجو کرد (دمپي ير، 2006). جان ديوئي معتقد است مطالعه منابع، به محقق کمک مي‏کند تا بينش عميقي نسبت به جنبه‏هاي مختلف موضوع تحقيق پيدا کند. مطالعه منابع، بايد هم از منابعي باشد که به طور مستقيم، در رابطه با موضوع تحقيق مي‏باشند و هم از منابعي باشند که به صورت غيرمستقيم با آن موضوع، ارتباط دارند (دلاور، 1375). بنابراين به طور کلي يک پژوهش‌گر، قبل از انجام تحقيق و بعد از انتخاب موضوع و تدوين عنوان و قبل از نگارش طرح تحقيق، نياز دارد كه با مراجعه به مدارک و اسناد، پيرامون موضوع و مسئله‏اي که براي تحقيق انتخاب کرده است، آگاهي خود را گسترش دهد؛ تا بتواند در پرتو اطلاعات به دست آمده، مسئله تحقيق و متغير‏هاي خود را دوباره تعريف و معين كند و کرانه‏هاي آنها را مشخص سازد. اين امر به او کمک مي‏کند تا تحقيقات خود را در راستاي مجموعه پژوهش‏هاي هم خانواده قرار دهد و آن را با دستاوردهاي تحقيقاتي ديگران هماهنگ سازد. در ادامه به ترتيب، به بررسي متغيرهاي وابسته پژوهش حاضر؛ يعني عزت نفس و پرخاشگري و نيز نظريات و پژوهش هاي مرتبط با آن ها مي پردازيم. سپس به بررسي متغير مستقل پژوهش، يعني فراشناخت واره ها و درمان فراشناختي مورد بررسي قرار مي گيرد. در انتها، مطالعات پژوهشي صورت گرفته در راستاي مطالعه حاضر گزارش و مورد بحث واقع مي شوند.
2-1-عزت نفساز نيازهاي اساسي انسان نياز به ارزشمندي است كه گاهي با اصطلاحاتي چون « احترام به خود » و « عزت نفس » نيز از آن ياد مي شود . احساس ارزش، بخشي از خود پنداشت فرد بوده و شامل تصويري كه او از خودش در ذهن دارد و احساسي كه نسبت به خود دارد و درجه پذيرش وتاييد شخص نسبت به خويشتن مي‌باشد (شيهان، 1998 ) كودكان از زماني كه بسيار خردسالاند شروع به ساختن تصويري از خود مي كنند . به طور كلي اين تصوير به خود پنداشت كودك اشاره دارد و به طور عمده بر شيوه‌اي مبتني است كه افراد مهم زندگي كودك با او رفتار مي‌كنند. اين افراد به وسيله پاسخها و واكنش‌هايشان به كودك اطلاعاتي در مورد خويش و رفتارهايش مي‌دهند. در نتيجه كودك نگرش مثبت و منفي‌اي در مورد خود بدست مي‌آورد . در همين راستا گلدارد (1998، ترجمه برآبادي 1381) معتقد است كه تصويري كه كودك از خودش دارد خودپنداشت او است اما ارزشي كه او بر اين تصوير مي گذارد ميزان عزت نفس او را مشخص مي كند. بنابراين عزت نفس نشانگر ميزان ارزشي است كه كودك براي خودش قايل است از خصو صيات كساني كه دچار مشكلات روانياند اين است كه آنها خود را افرادي كم ارزش و حقير مي‌دانند. آنها خود را دوست ندارند و به خود احترام نمي گذارند. اگر چنانچه موفقيتي به دست آورند آن را به حساب شانس و يا سخاوت ديگران مي گذارند و استعدادهاي خود را در اين امر دخيل نمي‌دانند. در عين حال شكستهاي خود را كه گاهي هم ساخته خيال خود آنهاست بزرگ مي كنند و براي اثبات اين نظر دلايل و شواهد بسياري مي‌آورند. در واقع عزت نفس آنها در سطح پاييني قرار دارد( آبتين، 1374).
عزت نفس به عنوان ارزيابي فرد از ارزشمندي خويش تعريف مي‌شود (روزنبرگ، 1979). با بياني دقيق‌تر، عزت نفس بعد ارزيابانه «خود» است، که درآن فرد به صورت پديدارشناسانه توانايي‌ها، صفات و قابليت‌هاي خود را ارزيابي مي‌کند و نگرشي مبني برتأييد يا عدم تاييد خود را شکل مي‌دهد (اپنشاو، توماس و رولنز، 1981). از مقياس‌هاي عزت نفس به منظور پيش‌بيني و تبيين پديده‌هاي رفتاري بسيار زيادي استفاده شده است و اين خود نشان از نقش مرکزي اين سازه در نظريه و تحقيق روانشناسي دارد (شاهاني ، ديپ بوي و فيليپس، 1990). به عنوان نمونه تحقيقات نشان از رابطه بين سطح عزت نفس و افسردگي (هارتر، 1993)، تنهايي و طرد شدن از سوي همسالان(ايست، هس و لرنر، 1987)، موفقيت تحصيلي (هتي، 1992) و بسياري از نشانگرهاي سلامت روان، از جمله بهزيستي شخصي (مايرز و دينر، 1996)، بهزيستي اجتماعي (جوشن‌لو، رستمي و نصرت‌آبادي، 1385؛ جوشن‌لو، نصرت آبادي و جعفري كندوان، 1386)، بهزيستي فضيلت‌گرا (جوشن لو و رستگار، 1386)، و بهزيستي روان‌شناختي (پارادايز و کرنيس، 2002) دارد.
عزت نفس به عنوان ارزيابي فرد از ارزشمندي خويش تعريف مي‌شود (روزنبرگ، 1979). با بياني دقيق‌تر، عزت نفس بعد ارزيابانه «خود» است، که درآن فرد به صورت پديدارشناسانه توانايي‌ها، صفات و قابليت‌هاي خود را ارزيابي مي‌کند و نگرشي مبني برتأييد يا عدم تاييد خود را شکل مي‌دهد (اپنشاو، توماس و رولنز، 1981). از مقياس‌هاي عزت نفس به منظور پيش‌بيني و تبيين پديده‌هاي رفتاري بسيار زيادي استفاده شده است و اين خود نشان از نقش مرکزي اين سازه در نظريه و تحقيق روانشناسي دارد (شاهاني ، ديپ بوي و فيليپس، 1990). به عنوان نمونه تحقيقات نشان از رابطه بين سطح عزت نفس و افسردگي (هارتر، 1993)، تنهايي و طرد شدن از سوي همسالان (ايست، هس و لرنر، 1987)، موفقيت تحصيلي (هتي، 1992) و بسياري از نشانگرهاي سلامت روان، از جمله بهزيستي شخصي (مايرز و دينر، 1996)، بهزيستي اجتماعي (جوشن‌لو، رستمي و نصرت‌آبادي، 1385؛ جوشن‌لو، نصرت آبادي و جعفري كندوان، 1386)، بهزيستي فضيلت‌گرا (جوشن لو و رستگار، 1386)، و بهزيستي روان‌شناختي (پارادايز و کرنيس، 2002) دارد.
عزت نفس و خود ارزشمندي از اساسي‌ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت، محسوب مي‌شود. حس ارزشمند بودن هر فرد از مجموع افکار، احساسها، عواطف و تجربيات او در طول زندگي‌اش ناشي مي‌شود. مجموعه برداشتها و تجربه‌هايي که فرد از خويش دارد، باعث مي‌شود که نسبت به خود احساس خوشايند و يا بر عکس احساس ناخوشايندي داشته باشد، احساس ارزشمندي، واسطه‌اي است که از يک طرف، تجربه و کفايت اجتماعي فرد و از طرف ديگر جهت‌گيري انگيزشي و عاطفي وي در موقعيت تحصيلي و شغلي را به هم مربوط مي‌کند. ( ميرزايي 1378، نقل از صديقي ، 1380).
آنچه نياز است بر آن تأکيد شود اين عزت نفس جزء اصلي در هر برنامه با هدف بهبود خويشتن يا هر برنامهاي با هدف بازتواني است. چرا که افزايش عزت نفس يکي از راهحلهاي انگشت شماري است که مي‌تواند در پيشبرد چنين برنامه‌هايي، مؤثر باشد ( فراهاني ، 1382).
2-2-1-مفهوم عزت نفسدر روانشناسي توافق کلي وجود دارد مبني بر اين که اصطلاح عزت نفس، مشتمل بر عناصر شناختي عاطفي و رفتاري است. جزءشناختي، اشاره به اين مطلب دارد که فرد، به صورت آگاهانه، اختلاف بين خود آرماني و خود درک شده اش را مورد بررسي و ارزيابي قرار مي‌دهد. جزء عاطفي به احساسات و هيجاناتي اشاره مي‌کند که فرد، هنگام ارزيابي آن اختلاف ( اختلاف بين خود آرماني و خود درک شده) تجربه مي‌کند.
جنبه‌هاي رفتاري عزت نفس، در رفتارهايي چون جرأت آموزي، انعطاف پذيري، قاطعيت و احترام به ديگران آشکار مي‌شود (ريزنر 5 2000).

— (311)

7-3-آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) ............................................... 79
8-ادبیات پژوهشی ..................................................................................... 92
8-1-یافته های پژوهشی داخلی ................................................................ 92
8-2-یافته های پژوهشی خارجی ............................................................. 93
فصل سوم : روش اجرای پژوهش ............................................................................. 104
1-مقدمه ..................................................................................................... 105
2-روش پژوهش ........................................................................................ 105
3-جامعه آماری ، روش نمونه گیری و حجم نمونه ................................... 105
4-ابزار اندازه گیری .................................................................................... 106
5-روش گردآوری داده ها .......................................................................... 106
6-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات ............................................................. 107
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته ها ...................................................................... 108
مقدمه ......................................................................................................... 109
یافته های استنباطی .................................................................................... 109
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری ............................................................................. 121
مقدمه ........................................................................................................ 122
بحث و نتیجه گیری .................................................................................. 122
پیشنهادات کاربردی ................................................................................. 127
پیشنهادات پژوهش .................................................................................. 129
محدودیت های پژوهش .......................................................................... 130
منابع ........................................................................................................................ 131
پیوست ها ................................................................................................................ 138
پرسشنامه شیوه فرزندپروری ...................................................................... 138
نمودار ها ..................................................................................................... 140
چکیده انگلیسی ........................................................................................................... 149
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1 .................................................................................................................. 68
جدول 3-1 .................................................................................................................. 107
جدول 4-1 .................................................................................................................. 113
جدول 4-2 .................................................................................................................. 113
جدول 4-3 .................................................................................................................. 114
جدول 4-4 .................................................................................................................. 114
جدول 4-5 .................................................................................................................. 115
جدول 4-6 .................................................................................................................. 115
جدول 4-7 .................................................................................................................. 117
جدول 4-8 .................................................................................................................. 118
جدول 4-9 .................................................................................................................. 119

فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار 4-1 .................................................................................................................. 112
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل 2-1 .................................................................................................................... 23
شکل 2-2 .................................................................................................................... 24
چکیده
نوجوانانی که با یک سبک صحیح فرزندپروری تربیت می شوند دارای زندگی و حالات روانی بهتری می باشند . بدین منظور پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) بر تغییر سبک فرزند پروری مادران دارای پسر نوجوانی که در دبیرستان شهید دکتر بهشتی ناحیه 2 شهرستان رشت مشغول تحصیل هستند ، صورت گرفته است . نمونه این پژوهش به تعداد 80 نفر ( 40 نفر گروه آزمایش و 40 نفر گروه کنترل ) به صورت تصادفی از بین مادران 258 دانش آموز سال اول این دبیرستان انتخاب شده اند و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند . کلیه مادران قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل ( آموزش زندگی خانوادگی F.L.E ) برای گروه آزمایش پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند را تکمیل کردند . برای تجزیه و تحلیل داده ها ، از روش آمار توصیفی (میانگین ،انحراف معیار) و آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شده است . نتایج پژوهش نشان داده است كه آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) در تغییر سبک فرزندپروری مادران دارای پسر نوجوان مؤثر بوده و سبب افزایش استفاده از سبک فرزندپروری مقتدارانه و کاهش استفاده از دو سبک مستبدانه و سهل گیرانه در مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه گواه شده است .
کلید واژه ها: آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) ، سبک فرزندپروری ، مادران ، نوجوانان .
فصل اول : کلیـات
1-مقدمه
2-بیان مساله
3-ضرورت و انجام پژوهش
4-اهداف پژوهش
5-فرضیه های پژوهش
6-متغییرهای پژوهش
7-تعاریف واژه ها
1-مقدمه
خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می گیرد . ساخت و فضای روانی خانواده ، که ترکیب کلی و مجموعه روابط بین اعضای آن می باشد هر کدام به گونه ای خاص عملکرد و رفتار فرد را در جهت رویارویی با مسائل و موانع وفشارهای روانی ، اضطراب ها ، ترس ها و سایر محرک های ناخوشایند تحت تاثیر قرار می دهند . بروز تحولات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی چشم گیر در کشور موجب شده که در سالهای اخیر ارتباطات کمتری بین فرزندان نوجوان و والدینشان نسبت به دو دهه قبل برقرار شود . برقراری تماس های کلامی و غیرکلامی بین والدین و فرزندان خود می تواند مانع جدی و عامل بازدارنده مهمی برای رشد بهنجاری در رفتارهای روان شناختی فرزندان باشد ( کاوسیان و کدیور ، 1374 ) .
در میان اعضای خانواده ، مادر نخستین شخصیتی است که با کودک نه تنها در دوران جنینی ، بلکه در این جهان رابطه مستقیم و تنگاتنگ دارد . از میان عوامل متعدد روابط انسانی موثر در رشد و تکامل کودک ، شخصیت مادر و نحوه تعامل او با کودک اهمیت اساسی دارد .
خانواده اولین پایه گذار شخصیت ، ارزشها و معیارهای فکری کودکان است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک زندگی فرد دارد . تاثیر خانواده به عنوان نخستین و موثرترین واحد اجتماعی بر فرزندان ، امری بدیهی و مشخص است . در جریان رشد کودک محیط و شرایط خانواده یک عامل مثبت و مهیا کننده زمینه های رشد و یا یک عامل مخل و بازدارنده است . در این میان ، نظام تربیتی خانواده و یا به تعبیر دیگر روشهای فرزندپروری والدین ، یکی از عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودک است . در دهه 1940 روند شیوه های فرزندپروری به منظور آسان گیری و انعطاف پذیری بیشتر دگرگون شد . در این دهه نظریه های فرزندپروری زیر نفوذ مکتب روانکاوی قرار گرفت . مکتبی که در آن به امنیت عاطفی کودک و زیان های ناشی از مهار شدید تکانه های طبیعی او تاکید می شود . نخست طبق راهنمایی های دکتر بنیامین اسپاک به والدین سفارش شد که از شم طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه های انعطاف پذیری که هم با نیازهای خود آنان و هم با نیازهای کودکانشان سازگاری داشت استفاده نمایند . اما در دهه نخست قرن بیستم ، روشهای فرزندپروری تا حدود زیادی خشک و خشن بوده اند ، در آن زمان به والدین توصیه می شد با بغل کردن کودک هنگام گریه کردن ، او را لوس نکنند و طبق برنامه ثابتی به آنها غذا بدهند ( اعم از اینکه گرسنه باشند یا نباشند ) . این روش ، کاملاً خشک و تا حدودی زیر نفوذ مکتب رفتارگرایی بود، ( اتکینسون ، 1983 ) .
این که کدام سبک می تواند اثر بیشتری در فرزندپروری داشته باشد نیز می توانست تحت تاثیر آموزش هایی قرار بگیرد ، که خانواده در تربیت فرزند خود انتخاب می کند . بدین ترتیب پذیرفته شد که آموزش اعضای خانواده به ویژه آموزش والدین ( مادران ) جهت درک مناسب از روش های تربیت فرزند می تواند به تحقق آرزوی داشتن کودکی با سلامتی جسمانی و روانی بالاتر کمک کند .
2-بيان مسأله :
بامریند انواع گوناگون شیوه های فرزندپروری را شامل ؛ مقتدرانه ، خودکامه ( مستبد ) و سهل گیرانه می داند . کودکان والدینی که در تربیت فرزند خود از سبک مقتدرانه استفاده می کنند با همتایان خود ارتباط گرم و احترام آمیزی دارند ، این کودکان احساس خوشایندی نسبت به خود دارند ، ( فرنیک ، تاسکا ، 1996 ؛ به نقل از کمیجانی ؛ ماهر ، 1386 ) .
فرزند پروری صمیمانه و مثبت به آنها امکان می دهد که بدانند که به عنوان فردی ارزشمند و شایسته مورد قبول هستند و انتظارات جدی ، اما مناسب که با توضیحات همراه باشد ، به کودکان کمک می کنند تا رفتارهای خویش را در برابر معیارهای معقول ، ارزیابی کند فرزند پروری مقتدرانه با مقاومت در برابر فشار نامطلوب همسالان ارتباط دارند ، ( فلچر و همکاران ، 1996 به نقل از کمیجانی ؛ ماهر ، 1386) .
در مقابل نوجوانانی که با رفتارهای افراطی والدین روبرو هستند ، خواه خیلی محدود کنند یا خیلی کم محدود کنند به مقدار زیاد به همسالان گرایش دارند ، ( تنیت و همکاران ، 1999 به نقل از کمیجانی ؛ ماهر ، 1386) . آنها اغلب در مورد زندگی شخصی و آینده خود به توصیه همسالانشان متکی هستند و بیشتر تمایل دارند ، مقرارت والدین خود را نقض کنند ، تکالیف مدرسه را نادیده بگیرند ، سیگار بکشند ، مشروب بنوشند و مواد مخدر مصرف کنند ، مرتکب اعمال بزهکارانه شوند و سایر رفتارهای مشکل آفرین را انجام دهند . کودکان والدین خودکامه بیشتر ممکن است غمگین باشند و به موفقیت های کمتری در مدرسه دست می یابند و ارتباط ضعیفی با همتایان دارند ، ( پاتالاز ، 1987 ؛ هارت، لاد و برلسن، 1990؛ به نقل از علیزاده، 1380 ) .
آموزش زندگی خانوادگی که از نظر تاریخی از سال 1960 آغاز شده نیز به نوعی آموزش گروهی والدین اطلاق می شود که می تواند علاوه بر توجه به رشد توانایی های بالقوه خانواده معطوف به حل مشکل باشد و این نوع آموزش باید اساساً برمبنای ارتقای دانش پایه ریزی شود و یا این که به نگرش و مهارت ها توجه کند ، ( ایرلن ، وایزنر ، 2004 ) .
مشکبید حقیقی ( 1386 ) در پژوهشی با عنوان بررسی اثر آموزش زندگی خانوادگی در کاهش تنیدگی والدینی مادران دارای کودک ADHD نشان داده است که با آموزش زندگی خانوادگی مادران دارای کودکان ADHD می توان احساس های منفی صلاحیت نقش ، انزوای اجتماعی ، روابط با همسر ، دلبستگی و سلامت کاهش داد .
ایرلن و وایزنر (2004 ) در یک پژوهش گزارش کرده اند آموزش 9 هفته اي آموزش زندگی خانوادگی، با هدف تغییر رفتار، باعث بروز تغییرات مهم در والدین براي موفقیت در کنترل رفتار کودکانشان می شود که به نوعی داراي ناسازگاري رفتاري می شود ، ( شهرکی پور ؛ 1388 ) .
فارشتاین (1986) ، بیان می کند هنگامی که به والدین آگاهی درستی از مشکلات کودك شان داده می شود، مادران ساز و کارهاي مناسبی از خود نشان می دهند تا بدون دخالت احساساتشان با فرزندان خود برخورد منطقی نمایند ، (مختاري ، 1387) .
با توجه به اینکه پژوهش های گوناگون تلاش کرده اند تا اثر آموزش بر تغییر سبک رفتاری والدین را مورد بررسی قرار دهند پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی به این سؤال است که آیا آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) سبب تغییر سبک فرزندپروری مادران می شود ؟ آیا آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) قادر است سبب افزایش سبک مقتدرانه مادران دارای فرزند پسر نوجوان و سبب کاهش سبک های سهل گیرانه و مستبدانه آنان گردد ؟
3-ضرورت انجام پژوهش :
در قرن حاضر با وجود اضطراب های ناشی از زندگی اجتماعی ، اقتصادی و صنعتی شدن ، که والدین دچار آنها هستند و وجود آسیب هایی که دانش آموزان با آنها مواجه اند سبب گشته که والدین به مشکلاتی در انتخاب درست شیوه فرزندپروری دچار گردند . با ایجاد نگرش مناسب و دادن آگاهی های لازم به والدین در سبک تربیت فرزندان آنها می توانند با کمک و حمایت خانواده به موفقیت هایی چشمگیری دست یابند . در حالی که اگر خانواده ها در مورد مشکلات فرزندان خود ، بی اطلاع و یا دارای نگرش منفی و غلط باشند ، کودک آنان از هر طرف تحت فشار است و دچار مسائل حاشیه ایی و ناتوانی ( عزت نفس ، رشد اجتماعی ، خود پنداره و ... ) و به تدریج مشکل عظیمی می شود که برای حل آن و قت و نیروی بسیاری باید صرف کرد . به نظر می رسد با تشکیل کلاس آموزشی برای مادران در انتخاب صحیح سبک فرزند پروری می توان از بسیاری از این مشکلات کاست . ارکوس و هنون ( 1999 ؛ نقل از مشکبیدحقیقی ، 1386 ) ، عنوان کرده اند که برنامه هاي آموزش زندگی خانوادگی می توانند با توجه با افراد و خانواده ها وشرایط ویژه آنها هنجار شوند معمولاً تأکید می شود که آموزش زندگی خانوادگی بایستی بر مبناي نیاز فوري افراد و خانواده ها باشد. شفیع آبادي ( 1386 ) بیان می کند آموزش گروهی والدین نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که آموزش وسیعی را شامل می گردد و به والدین کمک می کند تا دانش و توانایی هاي خود را از زمینه پرورش و تربیت کودکان به نحو مطلوب گسترش دهند .
در چنین موقعیت هایی برنامه هاي آموزش زندگی خانوادگی می تواند به والدین بیاموزد که چگونه با ارایه الگوي هاي مناسب، نقش مثبت تري را براي کودکانشان ایفا کنند و سبک هاي سالم زندگی را خود بیاموزند و به کودکانشان منتقل کنند . در نتیجه ترکیبی از حمایت خانوادگی، خدمات والدگري و کیفیت بالاي تربیت در دوره کودکی، به پیشگیري از بروز مشکلات در دوره نوجوانی و جوانی منجر می شود. از این رو سرمایه گذاري در برنامه هاي پیشگیري جهت حمایت از خانواده ها مثل برنامه آموزش زندگی خانوادگی، جوامع را از صرف هزینه هاي مجدد رها نموده و هزینه هاي مربوط به بزهکاري، خدمات قانونی و حقوقی و اجتماعی را کاهش داده و بار نظام مراقبت تربیتی را می کاهد،(گرین، 1379 ) .
مخاطبان اصلی پژوهش حاضر مشاوران مدارس متوسطه ، مراکز مشاوره و سازمان آموزش و پرورش ، مدرسان جلسات آموزش خانواده ، انجمن اولیاء و مربیان ، روانشناسان و مشاوران شاغل در سطح کشور ، مربیان مراقبت خصوصی شاغل به کار در منازل ، کارشناسان سازمان بهزیستی و برنامه ریزی امور آموزش خانواده در کشور است.
4-اهداف پژوهش :
هدف آرمانی پژوهش حاضر پیشگیری از اثر عوامل فرزندپروری در تولید آسیب روانی برای فرزندان خانواده ها است .
هدف اصلی این پژوهش مشاهده اثر آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) بر تغییر سبک فرزند پروری مادران دارای پسر نوجوان می باشد .
اهداف فرعی پژوهش حاضر عبارتند از :
4-1- مشاهده اثر بخشی آموزش زندگی خانوادگی (F.L.E ) در افزایش سبک فرزند پروری مقتدرانه مادران .
4-2- مشاهده اثر بخشی آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) در کاهش سبک فرزند پروری سهل گیرانه مادران .
4-3- مشاهده اثر بخشی آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) در کاهش سبک فرزند پروری مستبدانه مادران .
5- فرضیه های پژوهش :
5-1– آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) سبب افزایش سبک فرزند پروری مقتدارانه در مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه گواه می گردد .
5-2- آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) سبب کاهش سبک فرزند پروری مستبدانه در مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه گواه می گردد .
5-3- آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) سبب کاهش سبک فرزند پروری سهل گیر در مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه گواه می گردد .
6- متغیرها :
متغیر مستقل : آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E )
متغییر وابسته : سبک فرزندپروری
متغییر کنترل : جنسیت والد ، سن مادران ( 30 تا 40 سال ) ، تحصیلات مادران ( دیپلم تا لیسانس ) ، جنسیت فرزندان ، سن فرزندان
متغییر مداخله گر : طبقه اجتماعی مادران ، سوابق آموزشی و تجربی ورانشناختی گذشته مادران ، شخصیت هر کدام از مادران که توسط محقق شناسایی شده ولی محقق قادر به کنترل آثر آنها نبوده است . انتخاب تصادفی و گمارش تصادفی آزمودنی ها اثر این نوع متغیرها را خنثی می کند .
7- تعاریف واژه ها :
7-1- تعریف نظری آموزش زندگی خانوادگی:
آموزش گروهی والدین نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که آموزش وسیعی را شامل می گردد و به والدین کمک می کند تا دانش و توانایی هاي خود را در زمینه پرورش و تربیت کودکان به نحو مطلوب گسترش دهند . ( شفیع آبادي ، 1386 ) .
7-2- تعریف عملیاتی آموزش زندگی خانوادگی :
در این پژوهش آموزش زندگی خانوادگی عبارت است از اجرای آموزش ، که در آن سعی می شود تا مادران را در زمینه های عزت نفس ، ابعاد فرزندپروری ( کنترل ، انتظارات متناسب با سن ، ارتباط ) ، خودآگاهی ، ارتباط موثر و ناموثر ، ویژگیهای نوجوانان و سبکهای فرزندپروری به صورت گروهی آموزش داد.
7-3- تعریف نظری سبک های فرزند پروری :
بامریند (1991 ) در مطالعات خود به سه سبک فرزند پروری اشاره می کند که آن ها را سبک های فرزندپروری مقتدر ، مستبد و سهل گیر می نامد ، ( خویی فر ، رجایی و محب راد ، 1386 ) .
7-4- تعریف عملیاتی سبک های فرزند پروری :
معنای عملیاتی سبک های فرزند پروری عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها در گویه های متفاوت سبک های فرزندپروری پرسشنامه بامریند کسب می کنند .

7-5-تعریف نظری سبک مقتدرانه :
بامریند (1991 ) بیان می کند ، والدین مقتدر کنترل همراه با رابطه گرم و پاسخگویی نسبت به فرزندان خود دارند ، ( خویی فر ، رجایی و محب راد ، 1386 ) .
7-6-تعریف عملیاتی سبک مقتدرانه :
معنای عملیاتی سبک مقتدرانه فرزند پروری عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها در گویه های متفاوت سبک مقتدرانه پرسشنامه بامریند کسب می کنند .
7-7-تعریف نظری سبک مستبدانه :
بامریند (1991 ) بیان می کند که والدین مستبد روابط سرد همراه با کنترل زیاد را بر فرزندان خود اعمال می کنند ، ( خویی فر ، رجایی و محب راد ، 1386 ) .
7-8-تعریف عملیاتی سبک مستبدانه :
معنای عملیاتی سبک مستبدانه فرزند پروری عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها در گویه های متفاوت سبک مستبدانه پرسشنامه بامریند کسب می کنند .
7-9-تعریف نظری سبک سهل گیرانه :
بامریند (1991 ) بیان می کند که والدین سهل گیر انتظارات اندکی از فرزندان خود داشته و هیچ گونه کنترل و پاسخگویی هم نسبت به آنان ندارند، ( خویی فر ، رجایی و محب راد ، 1386 ) .
7-10-تعریف عملیاتی سبک سهل گیرانه :
معنای عملیاتی سبک سهل گیرانه فرزند پروری عبارت است از نمره ای که آزمودنی ها در گویه های متفاوت سبک سهل گیرانه پرسشنامه بامریند کسب می کنند .
فصل دوم : بررسی ادبیات پژوهش
1-مقدمه
2-ماهیت خانواده
3-نوجوانی
4-شیوه های فرزندپروری
5-آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E )
6-ادبیات پژوهشی
مقدمه
در این فصل ابتدا درباره ماهیت خانواده ( انواع خانواده ها ، الگوهای خانواده ، انواع تیپ های خانواده و اهداف آن ، روابط درون فردی خانواده ، روابط مادری از دیدگاه نظریه های روان شناختی ، تعامل مادر – فرزند و پدر – فرزند ) صحبت شده است . سپس از نوجوانی ( انواع آسیب ها و مشکلات آن ، نقش عواطف ، یاس ، خویشتن پنداری ، عزت نفس و سازگاری با فشار روانی نوجوانان ) ، انتظارات والدین – نوجوان و بالعکس ، ضرورت درک نوجوان و تاثیر روابط خانواده صحبت شده و در ادامه از شیوه های فرزندپروری و تاثیرپذیری آن از فرهنگ ، ابعاد فرزندپروری و مدل های رفتاری برخورد والدین با فرزندان و بالعکس و در پایان در مورد آموزش زندگی خانوادگی ( F.L.E ) ، اهداف و محتوای آن مطالبی ارائه گردید .
خانواده
خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می گیرد . ساخت و فضای روانی خانواده ، که ترکیب کلی و مجموعه روابط بین اعضای آن می باشد هر کدام به گونه ای خاص عملکرد و رفتار فرد را در جهت رویارویی با مسائل و موانع وفشارهای روانی ، اضطراب ها ، ترس ها و سایر محرک های ناخوشایند تحت تاثیر قرار می دهند . بروز تحولات فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی چشم گیر در کشور موجب شده که در سالهای اخیر ارتباطات کمتری بین فرزندان نوجوان و والدینشان نسبت به دو دهه قبل برقرار شود . برقراری تماس های کلامی و غیرکلامی بین والدین و فرزندان خود می تواند مانع جدی و عامل بازدارنده مهمی برای رشد بهنجاری در رفتارهای روان شناختی فرزندان باشد ( کاوسیان و کدیور ، 1374 ) .
پژوهشگران در مطالعات خود در زمینه خانواده به انواعی گوناگونی از آن اشاره کرده اند :
1-خانواده منسجم و صمیمی : در این خانواده ها انسجام و دوستی و تعامل بسیار خوبی وجود دارد و فرزندان در آن رشد می کنند و آسیب کمتری می بینند .
2-خانواده پاسخگو : در این گونه خانواده ها والدین و اعضای آن نسبت به رفتار و اعمالی که انجام می شود پاسخگو هستند و احساس مسؤلیت می کنند .
3-خانواده بی تفاوت : خانواده های بی تفاوت ، نسبت به همدیگر چندان احساس مسؤلیت نمی کنند و نسبت به همدیگر خنثی و اهل تعامل نیستند .
4-خانواده مستبد : در خانواده های مستبد ، رفتار استبدادی و زورگویانه و امر و نهی های شدید و آمرانه حاکم است و منطق و استدلال وجود ندارد .
5-خانواده آشفته : در خانواده های آشفته نظم و آرامش وجود ندارد . آشفتگی این خانواده ها از والدین به فرزندان منتقل می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .
براساس پژوهش های انجام شده در الگوهای خانواده های ایرانی 7 مدل خانواده شناسایی و تقسیم بندی شده است که عبارتند از :
1-الگوی خانواده پذیرا و پویا ؛ که بهترین مدل از خانواده های موفق و متعادل است . چرا که منطق و احساس در آن وجود دارد .
2-الگوی وابسته ؛ وابستگی در این مدل بسیار بالا است و از پذیرش دیگران امتناع می کنند .
3-الگوی سلطه گری ؛ حاکمیت امر و نهی و دستوری عمل کردن در خانواده رایج است .
4-الگوی مقابله ای ؛ افراد با همدیگر مرتب در مقابله و انتقامجویی هستند .
5-الگوی کناره گیر ؛ افراد نقش کناره گیری خود را پذیرفنه و رابطه ی بین آن ها خشک و بی روح است .
6-الگوی نامنسجم ؛ در روابط خانوادگی هیچ گونه انسجام و هماهنگی وجود ندارد بلکه تضاد و تعارض حاکم است .
7-الگوی زیستی ؛ پایین ترین الگوی خانوادگی است که افراد خانواده در پست ترین نوع زیست زندگی می کنند، حتی گاهی به معامله افراد و خانواده مانند فروش فرزند هم اقدام می کنند، (احمدی، 1384).
همچنین پژوهشگران خانواده ها را از نظر انواع تیپ های گوناگون مورد مطالعه قرار داده اند ، که نتایج به دست آمده از این مطالعات طبقه بندی زیر را در بر می گیرد .
1-خانواده متلاشی : خانواده ای با ویژگی های گسیخته ، بی ثبات ، طلاق و جدایی ، درون تنی – غیبت ها و ناموفق است .
2-خانواده متزلزل : خانواده ای با ویژگی های نابسامان ، بدون آرامش ، بدون منزلت ، ناامید ، انتقاد به هم است .
3-خانواده متعادل : خانواده ای با ویژگی های وجود عاطفه و عقل ، رویکرد مثبت ، مدیریت ، امنیت ، جذابیت و تقسیم کار است .
4-خانواده متعالی : خانواده ای با ویژگی های متکامل و بالنده ، شکوفا ، هویت بالا ، توجه به آینده ، زندگی معنادار ، حاکمیت معانی اخلاقی است ( محمودیان ، 1383 ) .
مطالعه در زمینه خانواده اهدافی را برای پژوهشگران به دنبال دارد ، تا خانواده ها را به سمت رشد و تعالی همراه با سلامت روانی و اجتماعی سوق دهند . در این زمینه می توان به اهداف زیر اشاره نمود : 1-تحقق جامعه سالم . 2-تداوم نسل . 3-تامین نیازهای اصلی . 4-تربیت اجتماعی نسل . 5-حراست از ایمان . 6-جمال اجتماعی . 7-رشد و بالندگی ( عیسی مراد ، 1389 ) .
امروزه در دنیا جنبش های چالش انگیز بسیاری به وجود آمده که منجر به تزلزل خانواده ها شده است . ازدواج های گروهی ، ازدواج در یک جنسیت ، ازدواج های قراردادی ( قابل تجدید نظر ) ، ازدواج دو مرحله ای ( بافرزند و بدون فرزند ) ، نهضت آزادی زنان ، آزادی هم جنس بازی و سایر مشکلاتی که گریبان گیر خانواده ها شده است . همچنین بحران هایی مانند : استرس های رو به تزاید در زمینه های تحصیلی و شغلی ناشی از زندگی ماشینی و پیشرفت تکنولوژی ، تغییرات بنیادین در الگوهای تولید ، تغییرات در شیوه های زندگی افراد ، تورم بحران های شدید اقتصادی ، تبعیض های اجتماعی ، افزایش شدید جمعیت ، مهاجرت های بی رویه ، ازدواج و شهرنشینی ، آزادی های جنسی ، گسترش اعتیاد و کاهش ارزش های اخلاقی و مذهبی و غیره نهاد خانواده را دستخوش تزلزل و بی ثباتی کرده است ( نوابی نژاد ، 1380 ) .
چه مشکلات و آسیب هایی در خانواده فراوانی بیشتری دارد ؟ هر چند دانش آموز از خانواده و جامعه جدا نیست یعنی هر آن چه در جامعه آسیب ها بیشتر شود ، دانش آموزان بیشتر دچار آسیب ها خواهند شد . در یک تقسیم بندی کلی مشکلات بر سه دسته تقسیم می شود که عبارتند از :
الف ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به دانش آموز است . مانند بیماری های سخت ، عصبی ، روانی و ... ، بزه کاری و انواع انحرافات ، بی سرپرستی و ... .
ب ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به والدین در خانواده است مانند رابطه والدین با فرزندان ، اختلاف والدین ، فساد اخلاقی ، وضعیت اقتصادی ، طلاق و جدایی ، اعتیاد ، جمعیت بالا و ... .
ج ) مشکلات ، معضلات و آسیب هایی که مربوط به خارج از خانواده است . مانند بهره کشی از کودک ، رسانه ها ، نادیده گرفتن حقوق ، خواسته ها ، نیازهای دانش آموزان ، مشکلات در این گروه هر چند خارج از خانواده است ولی آسیب هایش متوجه خانواده می شود ( عیسی مراد ، 1389 ) .
پژوهش گران ارتباطات و کیفیت تعاملات را در زندگی خانوادگی مهم تلقی کرده اند . چنان چه زن و شوهر نتوانند یک الگوی ارتباطی سالم را در تعاملات خود به کار ببرند ، روابط آن ها در تعامل با دیگر اعضای خانواده دچار بحران می شود و روابط مختل حکم فرما می گردد ( فاورز ، 1998 ) .
امری ( 1998 ) معتقد است که رضایت والدین از زندگی زناشویی تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصیت فرزندان دارد . همچنین بسیاری از مطالعات ، ارتباط بین تعارضات زناشویی با اختلال در کیفیت ارتباط بین فردی فرزندان را مورد تاکید قرار داده است ( پارک و بوریل ، 1997 ) .
بالبی ( 1988 ) معتقد است هر انسانی به طور فطری و زیستی توانایی پدر و مادر شدن را دارا است . ظهور این توانایی مستلزم داشتن فرزند است اما جزئیات آن به تجربه شخصی بستگی دارد . رفتار والدینی را می توان به راحتی در حیوان ها و گونه های پایین تر انسان نیز مشاهده کرد . نخستی ها ، پرندگان و خزندگان نیز رفتارهای والدینی از خود نشان می دهند و می توان چگونگی و کیفیت های متعددی را در رفتارها و مسئولیت های آن ها مشاهده کرد . پدر و مادر شدن از مهمترین وظایف انسان است وظیفه ای که قابل مقایسه با هیچ یک از مسئولیت های دیگر او نیست . برای مثال ، انسان می تواند از دوستان خود روی گرداند ، از شغل خود استعفا بدهد ، یا حتی ازدواج خود را به هم بزند ، ولی فرزند خود را نمی تواند برگرداند ، پدر و مادر شدن فرایندی است که گاه یا یک باره از راه می رسد ، در حالی که افراد برای آن کوچکترین آموزشی ندیده اند ( علیزاده ، 1380 ) .
در گذار به وضعیت والدینی ، والدین در وضعیت روانی خاصی قرار می گیرند و اغلب آن ها کمابیش دچار فشار روانی می شوند . در این گذار ، عوامل گوناگونی بر وضعیت روانی والدین تاثیر می گذارد که در سطور زیر به آن ها اشاره می شود :
1-ساعت اجتماعی - یکی از عواملی که به ما می گوید آیا بر اساس انتظارها و هنجارهای اجتماع پیش می رویم یا نه ، ساعت اجتماعی است . به اعتقاد برد و ملویل ( 1994 ) ، جامعه و فرهنگ به ما می گوید که آیا به هنگام رفتن به مدرسه ، ازدواج یا داشتن فرزند ، در زمان مناسب قرار داریم یا نه . برای مثال ، در کشور آمریکا ، متوسط سن برای بچه دار شدن 30 سالگی است . افرادی که از هنجارهای اجتماعی پیروی می کنند ، معمولاً با مشکل های کمتری مواجه می شوند . به اعتقاد برخی از پژوهش گران ، خروج از ساعت اجتماعی ، همیشه پیامدهای منفی ندارد . بدیهی است که ساعت اجتماعی از یک جامعه به جامعه دیگر متفاوت است .
2-معنای فرزند – به طور قطع می توان معانی متفاوتی برای فرزند پیدا کرد . می گویند : هر فرزند معنای خاصی برای والدین خود دارد که بر تعامل بین آن ها اثر می گذارد . ردر و دانکن ( 1996 ) معتقدند برای فهمیدن معنای فرزندان ، باید الگوی باورهای فرهنگی افراد در تاریخچه خانوادگی را مطالعه کرد . بطور کلی برای افراد گوناگون معنای متفاوتی وجود دارد . برای برخی فرزند یادآور تعارض های خانوادگی خود فرد با والدین و برای برخی ، یادآور مجموعه ای گرم و صمیمی است .
3-ویژگی های فرزند – کودکان با توانایی های متفاوتی در خلق و خوی ، ظرفیت های حسی – حرکتی ، جسمانی و روان شناختی متولد می شوند . تعامل خانواده به طور قطع از این عوامل تاثیر می پذیرد . برای مثال ، مادران کودکان زودرس ، رفتارهای کنترل کنندگی و حمایتی بیشتری نسبت به فرزندانشان نشان می دهند . این کودکان معمولاً بیشتر دچار مشکل های رفتاری ، زبان شناختی و مشکل هایی در توجه هستند ( علیزاده ، 1380 ) .
از دیدگاه روان تحلیل گری ، فنیکل ( 1945 ) معتقد است که مادر اولین شیئی است که هر فردی با آن ارتباط برقرار می کند . از این رو ، مادر اولین پایگاه شکل گیری تصورها و باورهای کودک در مورد پیرامونش است . در این دیدگاه ، والدین و کودک هر کدام بخشی از سیستم پیچیده و پویا به حساب می آیند و دارای تاثیر متقابل هستند . مادر و کودک با هم رابطه زیستی – روانی دارند . برای مثال ، غذا خوردن یک کودک شیرخوار را در نظر بگیرید :
نیاز - - - - - - - - - - گرسنگی : مادر - - - - - - - - - - غذا : رضایت .

— (310)

فصل اول: مقدمه
1-1- کلیات2
1-2- بیان مسأله3
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش7
1- 4- اهداف پژوهش9
1-4-1- هدف کلی9
1-4-2- اهداف جزئی9
1-5- سوالهای پژوهش9
1-6- تعریف مفهومی متغیرها10
1-6-1- پردازش اطلاعات10
1-6-2- اختلال یادگیری10
فصل دوم: مبانی نظری و پژوهشهای پیشین
2-1- مقدمه12
2-2- سیرتحولی تاریخی اختلالات یادگیری12
2-3- تعاریف اختلال یادگیری15
2-4- مشکلات ویژه اختلال یادگیری18
2-4-1- نقص توجه18
عنوان صفحه
2-4-2- پردازش اطلاعات18
2-4-3- مشکلات هماهنگی حرکتی20
2-4-4- مشکلات اجتماعی20
2-4-5- اختلال خواندن21
2-4-6- مشکلات زبان شفاهی22
2-4-7- اختلال نوشتن23
2-4-8- اختلال حساب23
2-4-9- مشکلات حافظه24
2-5- سبب شناسی اختلال یادگیری25
2-5-1- عوامل عصب شناسی26
2-5-2-عوامل ژنتیکی26
2-5-3- عوامل محیطی27
2-5-4- تاخیر در تحول27
2-6- شیوع اختلال یادگیری ویژه28
2-7- نظریات پردازش اطلاعات28
2-7-1- نظریه اتیکنسون و شفرین29
2-7-2- نظریه سطوح پردازش31
2-7-3- نظریه رمز دو گانه32
2-7-4- مدل پردازش توزیع موازی33
2-7-5- مدل پیوندگرایی34
2-8- پیشینه پژوهش35
2-8-1- پردازش اطلاعات در افراد با اختلال یادگیری35
2-8-2- پردازش اطلاعات در افراد با نیازهای ویژه39
2-9- نتیجهگیری از تحقیقات پیشین40
عنوان صفحه
فصل سوم: روش تحقیق
3-1- مقدمه42
3-2- طرح تحقیق و بیان متغیرهای تحقیق42
3-3- جامعه آماری، نمومنه و روش نمونهگیری43
3-4- تعاریف عملیاتی متغیرها44
3-4-1- پردازش اطلاعات44
3-4-2- اختلال یادگیری44
3-5- ابزار پژوهش44
3-5-1- پرسشنامه پردازش شناختی44
3-6- شیوه اجرای پژوهش52
3-7- روش تجزیه و تحلیل پژوهش53
فصل چهارم: نتایج پژوهش
4-1- مقدمه55
4-2- یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش55
4-3- یافتههای مربوط به سوالات پژوهش56
فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری
5-1- مقدمه68
5-2- تحلیل سوالات پژوهش68
5-3- جمع بندی73
5-4- محدودیتهای پژوهش74
5-5- پیشنهادهای پژوهشی74
5-6- پیشنهادهای کاربردی75
عنوان صفحه
فهرست منابع و مآخذ
منابع فارسی76
منابع انگلیسی80
پيوست‌ها85
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول شماره 3-1: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنسیت43
جدول شماره 3-2: توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک مقطع تحصیلی43
جدول شماره 4-1: یافتههای توصیفی ابعاد پرسشنامه پردازش شناختی56
جدول شماره 4-2: میانگین و خطای استاندارد کل ابعاد پردازش شناختی56
جدول شماره 4-3: تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر ابعاد مقیاس پردازش شناختی57
جدول شماره 4-4: نتایج مقایسه میانگینها بر اساس آزمون t وابسته
با تصحیح بون فرونی58
جدول شماره 4-5: ضرائب همبستگی بین ابعاد مقیاس پردازش شناختی و سوالات هر بعد59
جدول شماره 4-6: شاخص پایایی همسانی درونی ابعاد و کل مقیاس پردازش شناختی62
جدول شماره 4-7: معناداری تعامل جنسیت و پایه تحصیلی در بعد شنوایی63
جدول شماره 4-8: نتایج تحلیل واریانس دو سویه در بعد پردازش شنوایی63
جدول شماره 4-9: نتایج تحلیل واریانس دو سویه (جنسیت و پایه تحصیلی پایه تحصیلی)
در بعد پردازش بینایی64
جدول شماره 4-10: نتایج تحلیل واریانس دو سویه (جنسیت و پایه تحصیلی) در بعد پردازش متوالی64
جدول شماره 4-11: معناداری اثر جنسیت و پایه تحصیلی در بعد پردازش مفهومی65
جدول شماره 4-12: نتایج تحلیل واریانس دو سویه(جنسیت و پایه تحصیلی)در بعد پردازش مفهومی65
عنوان صفحه
جدول شماره 4-13: نتایج تحلیل واریانس دو سویه(جنسیت و پایه تحصیلی)در بعد سرعت پردازش66
جدول شماره 4-14: نتایج تحلیل واریانس دو سویه (جنسیت و پایه تحصیلی) در بعد توجه66
فصل اول

مقدمه
1-1-کلیات
تمام دانشآموزان در سنین و دورههای تحصیلی مختلف از نظر سطح یادگیری یکسان نبوده و بعضی از آنها به ویژه در سالهای اول تحصیل، شرایط همگون با گروه خود را از دست داده و رفتار آنها آموزگاران را مجبور به ارجاع به متخصصان میکند (برادری، 1377؛ به نقل از محمدی، بهنیا و فرهبد، 1388). اگرچه این کودکان دارای ظاهر و هوش طبیعی هستند، لیکن در مدرسه هنگام آموزش خواندن، نوشتن و حساب دچار مشکلات جدی میشوند. واژه " اختلالات یادگیری " برای تبیین چنین مواردی، اولین بار توسط ساموئل کرک در سال 1963 بکار برده شد. تقریبا نیمی از کودکانی که خدمات آموزش و پرورش ویژه دریافت میکنند و حدود 5 درصد از کل جمعیت مدارس دولتی به عنوان اختلال یادگیری شناخته شدهاند (لیون، 1996). و معمولا نسبت آن در پسران بیشتر از دختران و سه تا چهار برابر بیشتر است. مشکل هر فرد دارای اختلال یادگیری منحصر به فرد است که ترکیب و سطوح مختلفی از مشکلات و سختیها را نشان میدهد. یکی از ویژگیهای مشترک افرادی که در یادگیری دچار اختلال هستند، حوزههای نابرابر تواناییهاست. اصطلاح اختلال یادگیری به یک اختلال نوروبیولوژیکی در یک یا بیشتر فرایندهای روانشناختی پایه مربوط به فهم یا کاربرد زبان گفتاری یا نوشتاری گفته میشود. این شرایط که ممکن است بر توانایی شخص در صحبت کردن، گوش دادن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی تاثیر بگذارد، به علت کارکرد نابهنجار مغز بوجود میآید (لرنر و جونز، 2008). به دلیل کارکرد بد مغز، کودکان مبتلا به اختلال یادگیری اطلاعات را به شیوهای متفاوت از کودکان عادی دریافت و پردازش میکنند (بشرپور، عیسی زادگان و احمدیان، 1391).
یکی از بارزترین ویژگیهای انسان و متمایز کننده وی از حیوانات، شناخت و تفکر اوست. انسان نه تنها به ادراک مستقیم از جهان دست میزند بلکه دارای تواناییهایی برای دریافت و پردازش اطلاعات است و این توانایی نیز به مدد تحول و تکامل ساختمان عصبی بسیار منظم و در عین حال پیچیده انسان است، که در جریان تکوین فرد حاصل شده است (مقدم، استکی، سعادت و کوشکی، 1389). وجود هر گونه نارسایی یا نقص در پردازش اطلاعات می تواند منجر به رفتارهای ناسازگارانه، مشکلات تحصیلی و دشواری در پرداختن به امور روز مره شود.
1-2- بیان مسئله
بسیاری از کودکان با مشکلات تحصیلی در مدرسه رو به رو هستند که این امر گاهی به شکست تحصیلی و ترک تحصیل منجر میشود. مساله ناتوانی در درک و یادگیری مطلوب برخی مطالب آموزشی در برخی از دانشآموزان و دانشجویان در سالهای اخیر به طور فوقالعادهای مورد توجه متخصصان و کارشناسان تعلیم و تربیت قرار گرفته است (افروز، 1385؛ به نقل از برقی ایرانی، شقاقی و صادقیان، 1389).
در واقع اصطلاح " اختلالات یادگیری " اختلالات نوروبیولوژیکی خاصی هستند که بر توانایی مغز در ذخیره، پردازش اطلاعات یا برقراری ارتباط تاثیر میگذارند. وازرت آموزش و پرورش آمریکا در گزارش 1994 اعلام داشت که بیش از 4 درصد تمام دانشآموزان دبستانی به خدمات ویژه در زمینه یادگیری نیاز داشتهاند و 2/54 درصد از این کودکان برخوردار از برنامههای آموزش ویژه و انواع آن در مدارس عادی بودهاند (سیف نراقی و نادری، 1389). مطالعات و پژوهشهای انجام شده، ارتباط زیادی را بین شکست تحصیلی، ترک تحصیل، بزه دیدگی و بزهکاری و ناتوانیهای یادگیری بیان کرده و اهمیت موضوع را در اقدامات به موقع و پیشگیرانه پیشنهاد میکنند. متاسفانه همه ساله صدها نفر از کودکانی که نارساییهای آموزشی دارند، به علت عدم دسترسی به کمکهای مناسب و به علت اینکه مسائل آموزش آنها به خوبی شناخته نشده، تحت درمان لازم قرار نمیگیرند و این امر راه را برای فرار از مدرسه، ترک تحصیل و ورود به دنیای بزهکاری باز میکند (مقیمی آذری 1379؛ به نقل از شریف و همکاران، 1385).
ما همه چیز را در جهان از طریق حواس بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی یاد میگیریم. اطلاعاتی که از طریق حواسمان میگیریم بر درستی عملکرد مناطقی از مغز متکی هستند که پس از تفسیر اطلاعات و ایجاد مفهوم از آن، به دانش موجود اتصال پیدا میکنند. این اطلاعات برای نیاز پردازش ذخیره میشوند و اغلب به برخی از انواع خروجیها مانند نوشتن، زبان یا عملکرد تبدیل میشوند. اختلال در پردازش اطلاعات نقص در توانایی فرد در استفاده موثر از اطلاعات جمع آوری شده بوسیله حواس است، که نتیجه از دست دادن شنوایی، اختلال در بینایی، اختلال نقص توجه یا نقص شناختی یا فکری نیست (مرکز ملی اختلال یادگیری، 2008-1999) . حوزه متعدد پردازش اطلاعات که برخی دارای همپوشی هستند میتواند موفقیت تحصیلی را تحت تاثیر قرار دهد. اختلالات پردازش اطلاعات به عنوان نوع خاصی از اختلال یادگیری در بسیاری از افراد با اختلال یادگیری دیده میشود و اغلب به توضیح اینکه چرا یک فرد مشکلاتی در یادگیری و عملکرد دارد، کمک میکند. عدم توانایی در پردازش صحیح اطلاعات میتواند منجر به مشکلات تحصیلی، اعتماد به نفس کم و عقب نشینی و سرخوردگی در موقعیتهای اجتماعی شود (مرکز ملی اختلال یادگیری، 2008-1999). از ابزارهایی که برای سنجش پردازش اطلاعات در اختلال یادگیری بکار میرود، پرسشنامه پردازش شناختی میباشد. این پرسشنامه توسط کروز برای کمک به روند تشخیص افتراقی و غیرسوگیرانه اختلال یادگیری دانش آموزان تهیه شده است (کروز، 1999). هدف از این پرسشنامه ارائه نمرهای از پردازش اطلاعات و یا سبکهای یادگیری دانشآموزان است، که نشانگر ابزاری مناسب برای جمع آوری اطلاعات از والدین در مورد مهارتهای یادگیری و تفکر فرزندان میباشد. مشخص شده است که این پرسشنامه میتواند روایی افتراقی زیرگروههای خاص اختلال یادگیری و ترویج درک واضحتر از اختلال یادگیری همراه با مداخلات آموزشی مناسبتر را بدست بدهد. مدل پردازش اطلاعات انتخاب شده برای پرسشنامه پردازش شناختی، شامل 6 حوزه عمومی (پردازش شنوایی، پردازش بینایی، سرعت پردازش، توجه، پردازش متوالی/منطقی، پردازش مفهومی/انتزاعی) است که هرکدام بر اساس نظریههای پژوهشی یادگیری و شناخت میباشند (فاست، 2002). سرعت پردازش یعنی اینکه مغز با چه سرعتی قادر به عمل یا عکس العمل در موقعیتهای مختلف است (کروز، 1999) و بر چگونگی سازماندهی اطلاعات توسط مغز، توانایی تمرکز بر روی چیزهای مهم و نادیده گرفتن چیزهای کم اهمیتتر تاثیر میگذارد و همچنین به مغز اجازه میدهد که به تغییر از یک فعالیت به فعالیت دیگر بپردازد. راههای بسیاری وجود دارد که مغز اطلاعات را دریافت کند، بیشترین راه دریافت اطلاعات در مدرسه از طریق ورودیهای بینایی و شنوایی است. پردازش بینایی و شنوایی فرآیندهای تشخیص و تفسیر اطلاعات از طریق دیدن یا شنیدن است و اختلال پردازش بینایی اشاره به ناتوانی در درک اطلاعات گرفته شده توسط مغز است که از مشکلات مربوط به بینایی یا وضوح دید متفاوت است. مشکلات پردازش بصری بر چگونگی تفسیر یا پردازش اطلاعات توسط مغز اثر میگذارد. اختلال پردازش شنوایی است از مشکلات مربوط به شنوایی مانند ناشنوایی یا کم شنوایی متفاوت است. مشکلات پردازش شنوایی آنچه را که توسط گوش شنیده میشود را تحت تاثیر قرار نمیدهد اما بر چگونگی تفسیر یا پردازش توسط مغز تاثیر میگذارد. نقص پردازش شنیداری میتواند به طور مستقیم با گفتار و زبان تداخل ایجاد کند و بر تمامی زمینههای یادگیری تاثیر بگذارد به ویژه خواندن و هجی کردن. هنگامی که آموزش در مدرسه اساسا بر پایه زبان گفتاری باشد فرد مبتلا به اختلال پردازش شنیداری ممکن است مشکلات جدی در فهم درسها یا دستورها داشته باشد. پردازش مفهومی مشتمل بر درک الگوهای کلی و مفاهیم اساسی برای استفاده در تفکر سطح بالا، خلاقیت و استدلال است (کروز، 1999). پردازش متوالی به طور کلی مغز به عنوان سیستم بایگانی جزئیات، به شکلی در نظر گرفته شده که بسیار شبیه به یک کامپیوتر است که اطلاعات را سازماندهی و ذخیره میکند، آن شامل توانایی یادگیری، حفظ کردن، سازماندهی و بیان اطلاعات دقیق و خاص از جمله حقایق، ارقام و فرمولها است. توجه به معنای محدودیت در پردازش ادراکی و تولید پاسخ میباشد، به منظور توجه به یک محرک محرکهای دیگر نادیده گرفته میشوند (ساترز، 1996؛ به نقل از لوتز و هویت، 2003).
توانایی پردازش اطلاعات برای پاسخدهی اثر بخش به موقعیتها، تسهیل یادگیری، رفتار اجتماعی و کارکردهای روزمره شخص مهم میباشد و اختلال در هر کدام از این حوزهها میتواند باعث بروز مشکلاتی در زمینهی تحصیلی و زندگی اجتماعی شود بنابراین بررسی ناتوانی حوزههای پردازش اطلاعات در کودکان با اختلال یادگیری دارای اهمیت اساسی میباشد. علیرغم اهمیت این نوع مقیاس در شناسایی و تشخیص مشکلات حوزههای پردازش شناختی کودکان با اختلال یادگیری استفاده از این ابزار در جامعه پژوهشی و آموزشی کشور انجام نشده است.
با توجه به موارد فوق، مسئله اصلی در پژوهش حاضر بررسی مشکلات حوزههای پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری میباشد و محقق ضمن بررسی این مشکلات با استفاده از ابعاد پرسشنامه پردازش شناختی، به بررسی خصوصیات روانسنجی این ابزار جهت کاربرد گستردهتر آن در جامعه ایرانی اقدام میکند.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
یادگیری ابزار عمده سازگاری انسان با محیط در حال تغییر خود است. اگر کودکان و نوجوانان در جهان پیچیده امروز نتوانند یاد بگیرند، نمیتوانند خوب زندگی کنند. از ديدگاه نظريه پردازش اطلاعات، يادگيري فعاليتي مستمر براي پردازش اطلاعات ميباشد بدانگونه كه يادگيري، فرايند دريافت محركهاي محيطي به وسيله گيرندههاي حسي، و گذر از حافظه حسي و حافظه كوتاه مدت و به رمز درآوردن و معنيدار کردن محركها و نهايتا قرار گرفتن در حافظه دراز مدت تعريف شده است. بنابرين يادگيري زماني صورت ميگيرد كه اطلاعات تمام مراحل حافظه را طي كرده و وارد حافظه درازمدت شود. به نظر میرسد که کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری به دلیل کارکرد بد مغز، اطلاعات را به شیوهای متفاوت از سایر کودکان دریافت و پردازش میکنند بنابراین در یادگیری دچار نارسایی و مشکلات میشوند (بشرپور و همکاران، 1391). نارسایی پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری، در زمینههایی چون رمزگشایی یا شناسایی واژه، درک خواندن، محاسبه، استدلال ریاضی، املاء یا بیان نوشتاری مشخص شده است. یک ناتوانی که در بافت تحصیلی آشکار میشود، ممکن است بر سایر زمینهها هم پیامد منفی داشته باشد. برای مثال فعالیتهای روزمره شخص در منزل ممکن است تحت تاثیر حافظه ضعیف، استدلال نارسا و یا حل مسئله قرار بگیرند. علاوه بر این روابط اجتماعی و یا کارکردهای هیجانی نیز ممکن است به دلیل نارسایی پردازش شناختی تحت تاثیر قرار گیرد، این امر موجب میشود که فرد در تفکر یا رفتار و یا درک رفتار دیگران دچار اشتباهاتی شود (ساتاسنیس، فیورست و رورک، 1997؛ به نقل از بشر پور و همکاران، 1391). مطالعات مختلفی نشان میدهند که کودکان با اختلال یادگیری نقص سرعت پردازش دارند (شاناهان، پینینگتون، یریس، اسکات، بودا، ویلکات، اولسون، دیفرایس؛ 2006). برخی از آنها مشکلات جدی در توجه دارند (رضایی و سیف نراقی، 1385)، ولی حمایت پژوهشی متناقضی درباره نقص پردازش بینایی و شنیداری پیشبینی شده در اختلال یادگیری بدست آمده است. برخی از کودکان با اختلال یادگیری در پردازش دیداری مشکل دارند (علیزاده، 1373) اما بر اساس شواهد موجود به نظر میرسد که این مشکلات همانند مشکلات پردازش شنیداری شایع نمیباشد و برای بررسی میزان چنین ناتواناییهایی به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
از آنجا که وجود هر گونه نارسایی در پردازش اطلاعات میتواند منجر به رفتارهای ناسازگارانه، مشکلات تحصیلی و دشواری در پرداختن به امور روزمره گردد، بررسی نارساییهای حوزههای پردازش اطلاعات در کودکان با اختلال یادگیری که دارای مشکلات اساسی در یادگیری و سازگاری اجتماعی هستند هم جهت شناخت بهتر ویژگیهای نوروسایکولوژی این افراد و هم برای طراحی روشهای درمانی کارآمد و مبتنی بر نیاز آنها ضروری به نظر میرسد. بنابراین پژوهش فعلی گام مهمی را در ارزیابی نقاط قوت و ضعف حوزههای پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری جهت توصیههای آموزشی و درمانی به این کودکان را ارائه میکند. نتایج این پژوهش برای مشاوران، روانشناسان، معلمان و حتی والدین کودکان با اختلال یادگیری مفید بوده و آنها را قادر میسازد تا با شناسایی نقاط قوت و ضعف حوزههای پردازش اطلاعات، به درمان و مداخلات مربوطه مبادرت ورزند.

1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
بررسی ابعاد پردازش اطلاعات در دانشآموزان با اختلال یادگیری است.
1-4-2- اهداف جزئی
1. بررسی تفاوت ابعاد مختلف پردازش اطلاعات در دانشآموزان با اختلال یادگیری .

— (309)

تقدیم
به همسرم که قدمهایش همواره راه پیماست
و اندیشهاش تنها به حرکت می اندیشد.

چكيده
مقدمه و هدف: اعتياد به اينترنت موضوع نو و مسئله ايي فراگيراست كه درسال هاي اخير به عنوان اعتياد رفتار محور مورد توجه محققين و صاحب نظران مسائل اجتماعي قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف پيش بيني وابستگي به اينترنت براساس دو ویژگی شخصیتی جذب، غرق شدن، سن، جنسیت و تاهل می باشد.
مواد و روش ها: روش تحقيق مورد استفاده در اين تحقيق، توصیفی(غیر آزمایشی) به روش همبستگی و شيوه جمع آوري داده ها، پرسشنامه مي باشد. جامعه آماري تحقيق جامعه آماری که بر حسب جنسیت و تاهل در چهارگروه زن، دختر، مرد و پسر در سنين مختلف از کاربران اینترنتی در شهرهای فردوس و سرایان در بهار 1391 به روش نمونه گیری در دسترس 308 نفرانتخاب و انجام شده است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ي وابستگي به اينترنت يانگ ، غرق و جذب شدن استفاده شد است.
يافته ها: يافته ها نشان داد كه بین اعتیاد به اینترنت با گرایش به غرق شدن رابطه معناداری وجود دارد فرضيه صفر رد شده و با اطمينان 99/0 نتيجه می گيريم بین اعتياد به اينترنت و غرق شدن رابطه خطی وجود دارد، بین اعتیاد به اینترنت با گرایش به جذب شدن رابطه معناداری وجود دارد و فرضیه صفر رد شده و با اطمینان99/0 نتیجه میگیریم بین اعتياد به اينترنت و مولفه روياپردازي و ديگر حالتهاي هشياري از مقياس جذب شدن تلگن رابطه خطی وجود دارد، بين اعتیاد به اينترنت با سن رابطه معنا داری وجود دارد ضریب همبستگی محاسبه شده در سطح کمتر از یک هزارم معنادار می باشد. فرضیه پذیرفته می شود ضریب همبستگی به دست آمده بیانگر همبستگی منفی معنادار بین اعتیاد به اینترنت با سن می باشد.و همچنین وجود رابطه بین اعتیاد به اینترنت با جنسیت، تأهل و رابطه این دو نشان داد که وضعیت تأهل و جنسیت بر اعتیاد به اینترنت موثر است اما وضعیت تأهل تاثیری بر آن ندارد بیشترین تاثیر را گروه جنسیت پسردارد.
نتيجه گيري : يافته هاي حاصل از اين پژوهش بيانگر تأثير برخي عوامل مانند تأهل ، جنسیت، سن، غرق وجذب شدن بر روی اعتیاد به اینترنت می باشد. با توجه به نتايج به دست آمده، تدوين برنامه هاي آموزشي موثر و تلاش براي رفع مشكلات جوانان براي محدود كردن رشد اعتياد به اينترنت در بين کاربران پیشنهاد می گردد.

فهرست مطالب
TOC \o "1-3" \h \z \u
فصل اول كليات پژوهش1-1- مقدمه PAGEREF _Toc333774315 \h 21-2-بیان مسئله PAGEREF _Toc333774316 \h 31-3- اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc333774317 \h 51-4- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc333774318 \h 61-4-1-هدف علمی PAGEREF _Toc333774319 \h 61-4-2- هدف کاربردی PAGEREF _Toc333774320 \h 61-5-فرضیه های های تحقیق PAGEREF _Toc333774321 \h 61-6- متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc333774322 \h 71-6-1-تعریف مفاهیم نظری PAGEREF _Toc333774323 \h 71-6-2- تعریف مفاهیم عملیاتی PAGEREF _Toc333774324 \h 7فصل دوم ادبیات و پيشينه تحقيق2-1-پیشینه نظری تحقیق(پایه های نظری) PAGEREF _Toc333774327 \h 92-1-1-تاریخچه اعتیاداینترنتی PAGEREF _Toc333774328 \h 92-1- 2- تعریف اختلال اعتیاد به اینترنت PAGEREF _Toc333774329 \h 112-1- 3-طبقه بندی وابستگی به اینترنت PAGEREF _Toc333774330 \h 122- 1- 4- ارزیابی PAGEREF _Toc333774331 \h 122- 1- 5- نشانگان بالینی PAGEREF _Toc333774332 \h 132- 1- 6- همه گیری شناسی PAGEREF _Toc333774333 \h 142-1- 7- اختلالات مختلط روانپزشکی PAGEREF _Toc333774334 \h 152-1-8- علایم آسیب شناختی استفاده از اینترنت(PIU) PAGEREF _Toc333774335 \h 162-1-9- تشخیص PAGEREF _Toc333774336 \h 172-1-10- علت شناسی ـ نظریه ها PAGEREF _Toc333774337 \h 192-1-11-اقدام های درمانی PAGEREF _Toc333774338 \h 252-1-12-عواقب منفی استفاده ازاینترنت PAGEREF _Toc333774339 \h 272-1-13-DSM و وابستگی به اینترنت PAGEREF _Toc333774340 \h 292-1-14- جذب شدن PAGEREF _Toc333774341 \h 312-1-15-غرق شدن PAGEREF _Toc333774342 \h 322-1-15-2- انواع غرق شدن PAGEREF _Toc333774343 \h 352-1-15-3-حالتهاي غرق شدن PAGEREF _Toc333774344 \h 362-2-پیشینیه عملی PAGEREF _Toc333774349 \h 392-2-1- تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc333774350 \h 392-2-2- تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc333774351 \h 45فصل سوم روش شناسي تحقیق3-1- روش تحقیق PAGEREF _Toc333774354 \h 493-2- جامعه آماری PAGEREF _Toc333774355 \h 493-3- نمونه تحقیق PAGEREF _Toc333774356 \h 503-3-1- حجم نمونه آماری PAGEREF _Toc333774357 \h 503-3-2- روش نمونه گیری PAGEREF _Toc333774358 \h 503-4-ابزارگردآوری آطلاعات PAGEREF _Toc333774359 \h 503-4-1-آزمون اعتیاد به اینترنت(IAT) PAGEREF _Toc333774360 \h 513-4-2-مقياس جذب تلگن (TAS) PAGEREF _Toc333774361 \h 523-4-3 پرسشنامه تمايلات غرق شدن (ITQ) PAGEREF _Toc333774362 \h 543-5- روش اجرای پژوهش PAGEREF _Toc333774367 \h 613-6- روش تحلیل داده ها PAGEREF _Toc333774368 \h 61فصل چهارم یافتهها ونتایج تحقیق PAGEREF _Toc333774370 \h 624-1- مقدمه PAGEREF _Toc333774371 \h 634-1- 2- نتایج آمار توصیفی PAGEREF _Toc333774372 \h 634-3-تحلیل فرضیه ها PAGEREF _Toc333774376 \h 65فصل پنجم بحث وتفسیر نتایج PAGEREF _Toc333774385 \h 715-1- مقدمه PAGEREF _Toc333774386 \h 725-2- بحث وتفسیر)بررسي فرضيه ها( PAGEREF _Toc333774387 \h 725-3- مشکلات و محدودیتهای تحقیق PAGEREF _Toc333774388 \h 745-4- پیشنهادات تحقیق PAGEREF _Toc333774389 \h 75منابع ومآخذ PAGEREF _Toc333774390 \h 76پیوست PAGEREF _Toc333774391 \h 83

فهرست جداول
TOC \h \z \c "جدول" TOC \o "1-3" \h \z \u
جدول (3-1) : تفسیر و طبقه بندی اعتیاد به اینترنت51
جدول (3- 2): تعداد گویه ها و همسانی درونی مقیاسها و نمره کل آزمون گرایش به غرق شدن (ITQ)59جدول (3- 3) : تعداد گویه ها و همسانی درونی مقیاسها و نمره کل مقیاس جذب شدن تلگن (TAS) PAGEREF _Toc333774364 \h 59جدول (3– 4 ) :همبستگی مقیاسها و نمره کل آزمون گرایش به غرق شدن (ITQ)60جدول( 3-5) : همبستگی مقیاسها و نمره کل مقیاس جذب شدن تلگن (TAS)60جدول(4- 1): میانگین و انحراف معیار پرسشنامه اعتیاد به اینترنت در 4 گروه64جدول (4- 2) : نتايج تحليل واريانس براي مقايسه ميانگين اعتیا به اینترنت در چهارگروه64جدول (4-3): تحلیل رگرسیون متغیر پیش بین(غرق شدن)65جدول شماره (4-4): تحلیل رگرسیون متغیرهای پیش بین(جذب ودیگر حالت های هشیاری)65جدول(4-5): ضرايب رگرسيون متغيرهای پيش بيني کننده اعتياد به اينترنت در تحليل رگرسيون66جدول (4-6): ضریب همبستگی بین اعتیاد به اینترنت و سن 67جدول (4-7): آزمون لوین برای همسانی خطای واریانس و درجات آزادی67جدول (4- 8): تحلیل کواریانس (سن،جنسیت وتاهل،تعامل تاهل و جنست) 68جدول(4-9): مقایسه زوجی میانگین اعتیاد به اینترنت در چهار گروه69

فهرست نمودارها
TOC \h \z \c "جدول" TOC \o "1-3" \h \z \u
نمودار (4-1) : میانگین اعتیاد به اینترنت در چهار گروه پس از حذف تاثیر سن70

فهرست اشکال
TOC \o "1-3" \h \z \u
شكل 2-1 غرق شدن در واقعيت PAGEREF _Toc333774345 \h 37شكل 2- 2 غرق شدن به هنگام خواب ديدن (تصوير سمت راست) و خيالبافي (تصوير سمت چپ)38شكل 2-3 دو نفر در يك محيط مجازي ادراكي (مثلا يك فيلم) كه يكي غرق شده (تصوير سمت راست)ديگري غرق نشده است (تصوير سمت چپ)38شكل2- 4 دو نفر در يك محيط مجازي مفهومي39

فصل اولكليات پژوهش
1-1- مقدمهاینترنت شبکهی گسترده جهانی است که شبکه‌های مختلف رایانهای در اندازههای متعدد و حتی رایانههای شخصی را با استفاده از سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای گوناگون و با قراردادهای ارتباطی به یکدیگر متصل می‌کند. این شبکه جهانی از طریق خطوط تلفن، رایانههای شخصی و یا شبکه‌های رایانه‌ای را به یکدیگر متصل می‌کند و با اختصاص نشانی‌های الکترونیکی مشخص به هریک از آنها، برقراری ارتباط سریع و گسترده را میان کل کسانی که به شبکه متصل هستند، فراهم می‌کند و تبادل اطلاعات میان آنان را به صورت متن، صدا ، تصویر و فیلم میسر می‌سازد (دهقان، 1384). می‌توان گفت که شبکه اینترنت همانند یک محل مجازی ملاقات عمومی شهروندان جهان است. یک نقطه تلاقی عمومی است که در آن میلیون‌ها نفر از بیش از 155 کشور جهان با هم در رابطه قرار می‌گیرند. سازمان عظیمی است که نظم آن از پیش تا حدودی تنظیم شده است. آنان در هر آن، به کسب اطلاع درباره مسایل مختلف، گفتگو، بازی، تجارت، جستجوی علمی، مشاهده تصاویر مختلف، استماع صداها، آهنگ‌ها، مشاهده فیلم‌ها و بسیاری اقدامات دیگر می‌پردازند. اینترنت یک بانک اطلاعاتی نیست، بلکه گسترده‌ترین و با اهمیت‌ترین شبکه کامپیوتری جهان است و شاید نمونهای اولیه از بزرگراههای اطلاعاتی ربع اول قرن بیست ویکم باشد. اینترنت درحکم مخزنی از اطلاعات خوب، بد، زشت و زیبا، اخلاقی و غیره اخلاقی می‌تواند تلقی شود (داور پناه، 1382).
جالب ترین پدیدهی فلسفی که تا کنون اینترنت ممکن ساخته، یک دنیای مجازی به نام "زندگی دوم"است. زندگی دوم همچنین امکان زندگی و صرف وقت در دنیایی مجازی را برای فرد فراهم میکند که ممکن است بسیار مهیجتر از دنیای واقعی باشد (فارسی نژاد، 1389).
اما اینترنت و دنیاهای مجازی که فراهم ساخته، فرصت گریزهایی در مقیاسی بسیار بزرگتر به ماعرضه میکند. در واقع، به لطف دنیاهای مجازی مانند زندگی دوم، ما میتوانیم محدویتهای خود را فراموش کنیم و خود را در فرادنیایی امن و غنی غوطهور کنیم. به این ترتیب، به دوراهی میرسیدهایم و باید دنیای خود را انتخاب کنیم (همان منبع).
عدهای دربارهی اثرات زندگی در دنیای مجازی برای مدتی طولانی نگرانند. بعضی تأثیرات آن ممکن است روحی باشد، مثل اعتیاد و بعضی ممکن است جسمی (فیزیکی) مثل سرگیجه (برات زاده، 1382).
بنابراین محیط مجازی یا سایبراسپیسمحیطی است که نظامهای رایانهای شبکه جهان آن را ایجاد کرده است. امروزه اصطلاح محیط مجازی به صورت گستردهای درمورد اینترنت به کار می رود. ویلیام گیبسون که برای اولین بار این واژه را به کاربرد آن را چنین تصویر کرده است: غرق شدن کامل احساسات انسان به طور مصنوعی در محیطی زایا. در چنین محیطی ماشین تجربه حسی انسان یجاد میکند و این حس در مغز انسان پرورانده می شود (داورپناه، 1382).
1-2- بیان مسئلهدسترسی به اینترنت پدیدهای رو به گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان قرار میگیرند در حال حاضر و با توجه به تعداد آمارهای موجود چند ساله اخیر، تعداد کاربران اینترنت در کشور ما 25 برابر شده و بیش از 64 /0 از کاربران ایرانی در منزل از اینترنت استفاده میکنند این مسئله نشان دهنده تمایل گسترده استفاده از این ابزار اطلاع رسانی است (ارشلو، 1385). ایوان گلدبرگ، روان پزشکی از دانشگاه کلمبیا اولین بار اختلال اعتیاد به اینترنت را در جولای 1995 مطرح کرد واژه اعتیاد به اینترنت را ابداع و معیارهای تشخیصی آن را ثبت کرد (شایق و همکاران، 1388). اگر چه اعتیاد به اینترنت اولین بار در سال 1995 مطرح شد ولی جامعه علمی قبلاً با مفاهیمی از قبیل اعتیاد به فناوری اعتیاد به رایانه و اعتیاد به بازیهای رایانهای آشنا بود در واقع این تفکر که استفاده از رایانه ممکن است به صورت عادت اجباری یا حتی رفتاری اعتیاد آمیز و غیر قابل ترک در آید ازدهه 1970 شکل گرفت (آتش پورو همکاران، 1384). در مورد آمارشیوع اعتیاد به اینترنت در جوامع مختلف آمار متعددی وجود دارد اما به طور میانگین نسبت معتادان حدود 2 تا 5 میلیون در ازاء هر 50 میلیون استفاده کننده معمولی برآورد شده است به عبارتی میتوان گفت که تقریباً 5 تا 10 درصد استفاده کنندگان از اینترنت دچار مشکل اعتیاد به اینترنت هستند(علوی و همکاران، 1388). اعتیاد به معنای بروز شرایطی است که در آن افراد به صورت جسمی و روانی یک نوع ماده خاص ویژه مواد مخدر وابستگی پیدا میکنند بسیاری از پژوهشگران مفهوم اعتیاد را برای توجیه انواع خاصی از رفتارهای مشکوک نیز به کار میبرند زیرا یافتهها و نشانههای اعتیاد به عنوان اعتیادهای رفتارمحور طبقهبندی میشوند. بنابراین اعتیاد به اینترنت نیز اعتیاد رفتار محور محسوب میشود (درگاهی و رضوی، 1386). کاربران ممکن است به قسمتهای مختلف اینترنت مانند چت یا سایر قسم ها اعتیاد پیدا کنند (ویزشفر، 1386). اعتیاد به اینترنت با فوبی اجتماعی و اعتیاد به اینترنت با فوبی اجتماعی و اختلال کمبود توجه همراه با بیش فعالی، اختلال دو قطبی، مشکلات در روابط بین فردی، اختلال اضطرابی و تکانه ای، خودکشی و پرخاشگری، افسردگی و انگیختگی بالا در ارتباط بوده است (خواجه موگهی، 1389).
منظور از جذب شدن، عطف توجه و درگير شدن عميق با موضوع توأم با نفوذناپذيري در مقابل رويدادهايي است كه معمولاً توجه فرد را به خود جلب ميكنند. در اين حال اطلاعات به گونهاي غير معمول و منحصر به فرد ارزيابي مي شوند. به هنگام جذب، رويدادهاي زمينهاي و مزاحم اطراف ناديده گرفته مي شوند. در اين حالت فرد در مقابل عوامل مزاحم نفوذناپذيراست. البته به نظر روچ و مك كانكي (1990) ممكن است فردي كه جذب چيزي شده است رويداداهاي اطراف خود را ناديده بگيرد اما در عين حال نسبت به آنها آگاه باشد و اضافه مي كنند كه مي توان جذب را به عنوان زمينه (صفت) و يا تجربه (حالت) در نظر گرفت. گر چه جنبه صفت جذب شدن به خوبي بررسي شده است، جذب به عنوان يك حالت بخوبي مورد بررسي قرار نگرفته است. كسي كه در اين رگه و صفت بالاست ممكن است مدتها مسحور غروب خورشيد و مدتها به لكهاي خيره شود. در اين حالت فرد مجذوب جنبهاي معمولاً نامتعارف و ذهني از چيزي ميشود كه به آن توجه ميكند. اين موضوع ادراكي يا تصوري، توجه فرد را در اختيار ميگيرد و حاضر و واقعي تلقي مي شود. تلگن (1982) در تبیین مفهوم جذب به نظر مزلو (1968) و مفهوم مسحور شدن و جذب كه ويژگي تجربيات اوج است اشاره مي كند. منظور از اين گونه تجربيات، لحظاتي است كه بخودي خود ارزشمند است. جذب حاصل توجه همه جانبه است، يعني درگير شدن كامل منابع ادراكي، حركتي، تصوري و شناختي به نمود يگانهاي از چيزي كه به آن توجه مي شود جذب يك ويژگي و رگه پايدار شخصيتي است و بين دو جنس تفاوتي در اين رگه مشاهده نشده است (تلگن و همكاران، 1988، پناهی شهری، 1388). در فرهنگ آكسفورد غرق شدن به اين معاني آمده است: "فرو رفتن در آب، ساير مايعات يا چيزهاي ديگر و جذب شدن در برخي شرايط، اعمال، علاقه ها و از اين قبيل". غرق شدن، احساس عميقاً درگير شدن و چيزي را واقعي باور كردن است (ايجسلستيجن و همكاران، 2001).
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیقدر جوامع صنعتی امروزه استفاده مرضی از اینترنت پدیده جدیدی است که به عنوان مسأله و معضل اجتماعی مطرح شده و این کشورها سنگینی را متحمل می شوند تا آثار منفی استفاده از اینترنت را کاهش دهند. هر روز بر تعداد کاربران اینترنت در خانه و منازل هستیم. بنابراین هم، احتمال گسترش بی رویه (با توجه به آمارهای سالانه آن ) و موج آسا از این تکنولوژی و هم عدم محدویت اطلاعات و تنوع برنامه های مورد استفاده موجب تهدید پیوندها و روابط اجتماعی بین افراد و گروه ها و هم مشکلات خانوادگی خواهد شد؛ به طوری که مطالعات نشان میدهد که دانش آموزان در موقع استفاده از اینترنت احساسهایی از قبیل سر خوشی، هیجان و رهایی از غم و اندوه، احساس پوچی، افسردگی و تحریک از خود بروز می دهند (عابدینی و پورجبلی، 1384).
اعتیاد به اینترنت، مانند هر اعتیاد دیگری میتواند به نابودی زندگی اجتماعی، تحصیلی، مالی و از بین رفتن روابط عاطفی اعضای خانواده و نهایتاً به تخریب سلامت روح و روان فرد گردد. اعتیاد به اینترنت به سرعت در حال گسترش است و هر روز افراد جدیدی را به کام خود میکشد. در این اعتیاد سن سال فاکتور کم اهمیتی است و مبتلایان از گروهای مختلف سنی به آن دچار میگردند. متأسفانه امروزه حتی بزرگترها نیز در خانواده به استفاده بیرویه از رایانه و اینترنت عادت کرده و آنها نیز در واقع معتاد گشتهاند. اعتیاد به اینترنت پدیدهی بسیار جدیدی است که بسیاری را به خود آلوده کرده است. در تحقیقی که درسال 2000 بر روی 18000 کاربر اینترنتی در آمریکا و کانادا صورت گرفت، معلوم شد تنها 7/5/0 مردم برای استفاده و به منظور فعالیتهای از پیش تعیین شده وارد اینترنت میشوند (حسینی و دلاوری، 1384).
با توجه به پیامدهای منفی این تکنولوژی و پیامدهای مثبت آن در سطوح مختلف آموزشی، لازم است تا در جهت شناسایی ابعاد مختلف این معضل و نحوه استفاده از آن مطالعات گوناگونی انجام شود و با شناسایی وضع موجود و آثار و پیامدهای احتمالی این مساله، در سطح کلان برای آموزش و استفاده صحیح و علمی از این ابزار برنامهریزی و سیاستهای لازم را اتخاذ و آموزشهای لازم از طریق رسانههای جمعی و نهادهای آموزشی به خانواده و کاربران ارائه گردد.
بررسی پژوهشهای داخلی نشان داد گرچه اعتیاد به اینترنت پژوهشهای قابل تأملی را به خود اختصاص داده است اما رابطه جذب وغرق شدن هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است.
1-4- اهداف تحقیق1-4-1-هدف علمیهدف از پژوهش جاری بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت با مؤلفههای گرایش به غرق شدن (بازی، فوکوس، مشارکت) و گرایش به جذب شدن و همچنین بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت با جنسیت، تأهل و رابطه این دو متغیر میباشد.
1-4-2- هدف کاربردی با استفاده از نتایج این پژوهش دو ویژگی شخصیتی مهم مرتبط با اعتیاد به اینترنت (جذب و غرق شدن) مورد بررسی قرار می گیرد و مهمترین کاربرد این پژوهش کمک به کاهش اثرات منفی اعتیاد به اینترنت بویژه در نوجوانان و جوانان است
1-5-فرضیه های های تحقیقبین اعتیاد به اینترنت با گرایش به غرق شدن رابطه معناداری وجود دارد.
بین اعتیاد به اینترنت با گرایش به جذب شدن رابطه معناداری وجود دارد.
بین اعتیاد به اینترنت با سن رابطه معنا داری وجود دارد.
بین اعتیاد به اینترنت با دو متغیر جنس و تأهل رابطه معناداری وجود دارد.
1-6- متغیرهای تحقیق
دراین تحقیق متغیرهای پیش بین جذب، غرق شدن، سن، جنسیت، تأهل و سن متغیر ملاک وابستگی به اینترنت است.
1-6-1-تعریف مفاهیم نظری
- اعتیاد به اینترنت بطور مفهومی اعتیاد به اتاقهای گپزنی، هرزه نگاری، قماربرخط و خریدهای اینترنتی است (مجدیان، 1378).
- جذب شدن دقت و توجه به یک چیز یا اندیشه به بهای بیتوجهی به اشیاء و اندیشههای دیگر ممکن است مفهوم مثبت دانسته و به جذبه و تمرکز سازنده مربوط باشد، ممکن است جنبه منفی هم داشته وبرگستگی از واقعیت منجر شود (پورافکاری،1380).
- غرق شدن در فرهنگ آکسفورد به معنی فرو رفتن در مایعات" فرو رفتن در آب، ساير مايعات يا چيزهاي ديگر و احساس عميقاً درگير شدن و چيزي را واقعي باور كردن است (ايجسلستيجن و همكاران، 2001).
1-6-2- تعریف مفاهیم عملیاتیاعتیاد به اینترنت: در پژوهش حاضر منظور از اعتیاد اینترنت نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه اعتیاد اینترنت یانگ به دست می آورد (مجدیان، 1378).
جذب شدن: در پژوهش حاضر منظور از جذب شدن نمره ای است که آزمودنی به وسیله پرسشنامه جذب تلگن بدست می آورد (پناهی شهری، 1388).
غرق شدن: در پژوهش حاضر منظور از جذب شدن نمره ای است که آزمودنی به وسیله پرسشنامه تمایلات غرق ویتمروسینگر به دست می آورد (همان منبع).

فصل دومادبیات و پيشينه تحقيق
ادبیات پژوهش
2-1-پیشینه نظری تحقیق(پایه های نظری)2-1-1-تاریخچه اعتیاداینترنتیرشد تدریجی و نامحدود دستیابی به اینترنت و شبکه جهانی، شیوههای ارتباط اجتماعی و روابط میان فردی را تغییرداده است. طبق یک برآورد 15 ـ 9 میلیون نفر روزانه به اینترنتی دسترسی دارند، که هر سه ماه 25/0 به تعداد آنها افزوده میشود (مرتضوی، 1388).
شاید آن هنگام که ایده "دهکده جهانی" برای نخستین بار از سوی مک لوهان درسال 1976مطرح گردید، پذیرش آن چندان آسان نبود. اما امروزه فرایند جهانی شدن در بعد فرهنگی، به میانجی فناوریهای پیچیده اطلاعاتی، رایانهای و ابر رسانهای محقق گشته است. امروزه اطلاعات وآگاهیهای مختلف فرهنگی، تاریخی و... در کنار هم گرد آمده و از طریق شبکه اطلاعاتی در دسترس ما قرار گرفتهاند. این شبکه اطلاعاتی که با در هم فشردن زمان و مکان رایج به ترکیب موزاییکوار فرهنگها یاری رسانده همان اینترنت است در واقع انسان امروزی با دسترسی به ابزار مشترک به زمانها و مکانهایی قدم مینهد که بیشتر هرگز فکر ورود به آن را به این آسانی و سرعت نمیکرد. او هم اکنون میتواند از تاریخ و فرهنگ خویش فراتر رود و به قلمرویی پا گذارد که همگانی است: قلمرویی که از آن هیچ فرد، فرهنگ و تاریخ خاصی نیست. شاید هیچ اختراع دیگری چون اینترنت، چنین پرشتاب، از همان آغاز زاده شدن، چنین دگرگونی سریعی را پدید نیاورده باشد. لذا کتمان و پنهان داشتن اینترنت و نفی آن، در دنیای دادهها و جهان ارتباطات امروز به شوخی و مزاح میماند. رادیو و تلویزیون و حتی مطبوعات، درهمه جوامع ـ حتی دموکراتیک (مردم سالار)ترین آنها ـ بسته و ایدِیولوژیک است و گفتمانی یک سویه و اقتدار مابانه را با مخاطبان میگشاید ولی اینترنت گر چه زاده مدرنیته است ولی سرشتی پست مدرن دارد (اورنگ،1383).
بدین ترتیب اصطلاح فضای رایانهای برای اولین بار در سال 1892 در یک داستان تخیلی به کار برده شد. در گفتار روزمره از فضای رایانه ای، به عنوان یک مکان فیزیکی یاد میشود اما در واقع این طور نیست. فضای رایانهای اگر چه اصطلاحی نسبتاً جدید است اما مفهوم آن جدید نیست و پیدایش این مفهوم، همزمان با اختراع تلفن توسط الکساندر بل در سال 1876بوده است شرکت بل تعداد زیادی پسر نوجوانی که قبلاً در اداره تلگراف رسان کار میکردند، برای متصل کردن تماسهای تلفنی و ارائه اطلاعات به مشترکان سرویس تلفن استخدام کرد. این شرکت به زودی با مشکلاتی از سوی کارکنان جوان خود مواجه شد این بچهها با مشتریان، بیادبانه و گستاخی برخورد میکردند، سربهسر آنها میگذاشتند و معمولاً آنها را مسخره میکردند. بدتر از همه آنها که از حقههایی هوشمندانه در صفحه سوئیچهای اتصال میکردند و به این وسیله تماسها را قطع میکردند و کلاهای از این قبیل انجام میدادند. توانایی، مهارت فنی و ناشناس بودن این پسران در انجام این شیطنتها، مجموعه عواملی را تشکیل می داد که باعث بروز مزاحمتها و مشکلاتی میشد. شرکت بل در نهایت با استخدام خانمها خود را از شر این معضل خلاص کرد. فضای مجازی سابقه آن از آنچه اکثر مردم می پندارند بسیار بیشتراست (محققی، 1385).
لفظ این نوع اعتیاد، بیشتر تداعیگر اعتیادهای سنتی همچون اعتیاد به الکل، نیکوتین، مواد مخدر و قمار است؛ اما اعتیاد از طریق اینترنت با وجهه جدیدی روبهرو شده است. گسترش رایانه‏های شخصی و افزایش اتصال به اینترنت در خانه و محل کار، منجر به ظهور معضلی به نام «اعتیاد برخط» شده است. اعتیاد به اینترنت شامل اعتیاد به اتاق‏های گپ زنی، هرزه‏نگاری، قمار برخط و خریدهای اینترنتی می‏شود. همچون دیگر اعتیادها، این نوع اعتیاد نیز فرد معتاد را از خانواده و اطرافیانش منزوی می‏سازد. اعتیادهای رفتاری، همچون اعتیاد به شبکه اینترنت، می‏توانند موجب تخریب سلامت، روابط، احساسات و نهایتاً روح و روان فرد گردند (تقی زاده، 1389).
لازم به ذکر است قبل از اعتیاد اینترنتی نوعی دیگر از اعتیاد به نام «اعتیاد به رایانه» درسال 1989 توسط محققی به نام شوتان برای اولین بار مطرح شده بود. این محقق ضمن بررسیهایی که در زمینه انواع اعتیاد (اعتیاد به مواد مخدر، مشروبات الکلی، اعتیاد به قمارو...) انجام داده بود به این نتیجه رسیده بود که گروهی از افراد از رایانه بیش از حد استفاده میکنند و یک رفتار بیمارگونه نسبت به این فنآوری نوپا از خود نشان میدهند. ولی مفهوم اعتیاد اینترنتی برای اولین بار درسال 1991 میلادی توسط روانپزشکی به نام ایوان گلد برگ مطرح شد (امینی،1384).
ایوان گلدبرگ در ابتدا خود از اعتیاد به اینترنت را به شوخی و بر اساس باور رایج درآن زمان درمورد اعتیاد روانی، مطرح ساخت. بر اساس این باور، افراد می توانستند به رفتارهای همچون خرید کردن معتاد شوند. اما گلدبرگ به زودی پیامهای الکترونیکی دریافت داشت که طی آنها، افرادی اذعان داشته بودند به اختلال اعتیاد به اینترنت گرفتار آمدهاند. یکی از اولین پژوهش های تجربی درارتباط با اختلال اعتیاد به اینترنت، توسط کیمبرلی یانگ در سال 1996 انجام پذیرفت (منطقی، 1384).
2-1- 2- تعریف اختلال اعتیاد به اینترنتبعضی محققان اعتیاد اینترنتی را به اختلالات اعتیاد دیگر نسبت می دهند و آن را در کنار اختلالات استفاده از دارو یا الکل گروه بندی میکنند و دیگران اعتیاد اینترنتی را به اختلال وسواس فکری عملی یا به اختلال کنترل هیجان نسبت میدهند. نامهای بسیاری به این پدیده داده شده است استفاده افراطی اینترنت، استفاده مرضی اینترنت، استفاده مشکلزای اینترنت، وابستگی به اینترنت. تعریفهای زیادی برای اعتیاد اینترنت در دسترس هستند (امیدوار و صارمی، 1381). بلاک و همکاران (1999). در ادبیات روانپزشکی یکسری از کاربران وسواسی کامپیوتر را اینطور توصیف میکنند که فقط نیاز بودن این افراد استفاده وسواسی از کامپیوتر که با ناراحتی شخصی یا عواقب قانونی، مالی، حرفهای یا اجتماعی مرتبط بود را تأیید می کنند.
شاپیرا (2003). بیشترتعریف استفاده "مشکلزای اینترنت" را با شمردن معیار عملی اصلاح کرد این معیار عملی بر جنبههای رفتاری ـ شناختی اختلال تأکید دارد و همچنین بر عیوبی که به وسیله ناراحتی ذهنی، تداخل در عملکرد اجتماعی یا حرفهای، ترس و هیپومانیا که باید بعنوان دلیل اختلال از آن جلوگیری شود شناخته می شود تأکید دارد
2-1- 3-طبقه بندی وابستگی به اینترنتاعتیاد اینترنتی اصطلاح وسیعی است که یک تنوع گسترده ازمشکلات کنترل و تکانه راپوشش قرار میدهد. و اعتیاد اینترنتی را به پنج نوع تقسیم میکند که عبارتند از:
1- اعتیاد سکس مجازی: این نوع در افرادی دیده میشود که معمولاً درگیر دیدن، دانلود کردن و تجارت عکسهای اینترنتی جنسی یا مشغول در چت رمهای که نقش افراد بزرگتر را بازی میکنند هستند.
2- اعتیاد رابطهای مجازی: این نوع در افرادی دیده میشود که به طور آشکارا مشغول ارتباطات اینترنتی هستند یا درگیر در تعهدات مجازی باشند. روابط برخط مهمتر از روابط زندگی واقعی میشوند و نتیجه آن اختلاف زوجین و بی ثباتی خانواده است.
3- اعتیاد وسواس شبکهای: این نوع شامل مقوله وسیعی از رفتارها شامل قمار اینترنتی، خرید یا تجارت سهیم میشود .
4- اعتیاد کسب اطلاعات اضافی: شبکه گسترده جهانی نوع جدیدی از رفتار وسواسی که شامل گردش افراطی در شبکه و تحقیق پایگاه دادها میباشد افراد در آن زمان زیادی را به جستجو کردن، جمعآوری دادها و سازماندهی اطلاعات می پردازند.
5- اعتیاد کامپیوتری: بیشتر کامپیوترها و بازیهای از پیش برنامهریزی شده مجهز میشوند و افراد به بازی کردن آن به قیمت از دست دادن عملکرد شغلی یا خانوادگی معتاد می شوند.
یانگ، معیارهای الگو شدهای پیشنهاد کرد که در بکارگیری معیارها او فقط کاربرد غیر اصولی اینترنت یا کامپیوتر (مثلاً غیر تجاری و یا غیر آموزشی ) در نظر گرفته شد. وقتی که پنج یا بیشتر از این هشت معیار در طی شش ماه در یک وجود داشته باشد آن را اعتیاد اینترنتی مینامند. پس بطور کلی این اختلال را میتوان به عنوان " نوعی استفاده از اینترنت که بتواندکه مشکلات روانشناختی، اجتماعی، درسی و یا شغلی درزندگی فرد ایجادکند" تعریف کرد. (یانگ، 1998، امیدوار و صارمی 1381).
2- 1- 4- ارزیابیمثل هر اختلال رفتاری یا روانپزشکی تاریخچه بیمار مهمترین پایه رابرای تشخیص اعتیاد اینترنتی شکل میدهد.
2- 1- 4- 1- دسته بندی مقیاسهای اعتیاد به اینترنت
در مطالعات ایجر و راتربرگ (1996) یک ابزار چهل و شش گویهای برای ارزیابی الگوهای کاربردی، که احساسات و تجربیات مرتبط به استفاده از اینترنت را در کنار یکدیگر قرار میدهند ابداع کردند. آنها گزارشی در مورد سنجش ویژگیهای روانسجی ارایه نکردند. برنر (1997) فهرست رفتاری اعتیاد به اینترنت را (IRABI)، را ابداع کرد یک پرسشنامه سی دو سؤالی که تجربیات، کاربران اینترنت را بررسی میکرد و منتخب استعمال مواد در DSM-IV-TR را سرمشق قرار داد بود. گزارشها حاکی از آن بود. که ابزار پیوستگی درونی خوبی (87/0= )، نشان داده بودند ولی هیچ اطلاع دیگری را در دسترس قرار ندادند.
یانگ(1998) آزمون اعتیاد اینترنتیIAT)) را ابداع کرد یک مقیاس بیست سؤالی که درجه تمایل، استفاده وسواس، مشکلات رفتاری، تغییرات عاطفی و تأثیر عملکرد کلی مرتبط با استفاده کامپیوتر را ارزیابی میکرد. این آزمون برای کمک به پاسخ دهندگان برای تعیین این که که آیا معیار یانگ را در اعتبادبه اینترنت برآورده میکنند طراحی شد بود معتبر ظاهر شد.
موراهان ـ مارتین، شوماخر(2000) یک مقیاس سیزده سؤالی برای ارزیابی مشکلات مرتبط به استفاده کردن از اینترنت شامل ناراحتی شخصی، مسایل بین فردی، شغلی، آموزشی، علایم بیرونی یا اختلال خلقی است. این محققان در صورتی یک پاسخ دهنده را کاربر مرضی اینترنت معرفی میکردند که او به چهار یا بیشتر از چهار سوال از مقیاس پاسخ مثبت بدهد.
2- 1- 5- نشانگان بالینیشاتون (1991) در اولین مطالعه نظامدار از 106 معتاد به کامپیوتر متوجه شد که در مقایسه با دو گروه افراد عادی، معتادان به کامپیوتر احتمال کمتری وجود داشته است که ازدواج کرده باشند و بیشتر آنها فرزند اول بودند .آنها تمایل به خرید کامپیوتر به محض در دسترس بودن آن داشتند، کامپیوتر و لوازم جانبی کامپیوتر را بیشتر از بقیه لوازم آن داشتند و بیشترین احتمال برای معتاد شدن این افراد از اولین تجربه استفاده از کامپیوتر مورد توافق قرارگرفته است. علاوه، بر آن آنها زمان بیشتری را به استفاده از کامپیوتر درخانه و محل کار نسبت به دیگران دارند و دریافت که آنها وقتی که درحال کار با صفحه کلید هستند توقف محاسبات برایشان مشکل است. او مینویسد: «سرگرمیهای قدیمی ناپدید شده و کسی متعهد سرگرمیهای خانوادگی نمی شود» همچنین دریافت که معتادان به اینترنت وقتی آفلاین، هستند تمایل زیادی برای استفاده از اینترنت دارند اما وقتی که زمان زیادی را بصورت برخط میگذرانند احساس گناه و احتمالاً پشیمانی میکنند و عواقب منفی استفاده از اینترنت دراین گروه افراد گزارش شده است.
بلاک و همکارانش(1999). بطور نظامند تجربیات 21 کاربر وسواسی اینترنت را مورد ارزیابی قرار دادند. آزمودنیها پذیرفتن که استفاده کردن اینترنت در آنها منجر به احساس هیجان (52/0)، شادی (48/0)، یا قدرت (19/0) می شود. آنها گاهی اوقات اینترنت را برای کاهش احساس ناراحتی (38/0)، ناامیدی (10/0) یا کج خلقی (14/0) استفاده میکردند. آزمودنیها همچنین جنبههای مثبت استفاده کردشان از کامپیوتر را گزارش کردند: (52/0) استفاده کردند از کامپیوتر آنها را از مشکلات و نگرانی هایشان دور می کند، در حالی که 29 /0 گزارش کردند که آنها از بدست آوردن اطلاعات جدید دراینترنت لذت می برند.بیشتر آنها پذیرفتن که استفاده کردنشان از کامپیوتر باعث ایجاد مشکلاتی در خانواده، دوستان یا درمحل کار ومدرسهشان شده است. تقریباً آنها سعی میکردند که آن را کاهش دهند اما دریافتاند که انجام آن برای آنها اضطرب زیادی به همراه دارد. هیچکدام از آنها احساس نمیکردند که اختلال آن قدر مشکل زا باشد که به دنبال درمان باشند.
بلسار و همکارانش (1997) گزارش کردند که کاربران قبل از اینکه بطور کامل به اینترنت، وصل شوند احساس تنش و برانگیختگی داشتند و وقتی به آن وصل شدند احساس راحتی می کردند.
2- 1- 6- همه گیری شناسیاز بین گزارشهای بالینی بلاک (1999) گزارش کرد که از بیست و یک مورد که به رایانه معتاد شده بودن، شانزده نفر (76/0) مرد بودند. و در گزارشی دیگر او کیفیت زندگی را با استفاده از یک تحقیق در حیطه سلامتی 36 فرم کوتاه مورد بررسی قرار داد در این گزارش کاربران وسواسی اینترنت کمبودهای خاصی در سلامت ذهنی، کمی داشتند اما با این وجود عملکردشان معیوب نبود.
در مطالعات شاپیرا و همکاران (2000). گزارش کردند که اختلال سن آغازی در حدود اواخر بیست سالگی یا اوایل سی سالگی است. در این مطالعه مراجعان در زمان سن هفده سالگی، با کامپیوتر آشنا شده بودند. و تأخیر زمانی یازده ساله از اولین استفاده کامپیوتر تا استفاده مشکلدار کامپیوتر داشتند. به دلیل اینکه کاربرد کامپیوتر آن قدر وسعت، یافته که حتی نوجوانان به خوبی کاربرد کامپیوتر و تکنولوژی، را میدانند و احتمال این میرود که سن آغاز استفاده مشکل دار از اینترنت افت کند. در بررسی دیگر از گزارشهای بالینی این محققان مشخص شد که یازده نفر از بیست مراجعه کننده (55/0) مرد به رایانه معتاد شده بودند.
موراهان ـ مارتین، شوماخر (2000) بیان کردند که توزیع جنسیتی را میتواند با این حقیقت که احتمال هست که مردان علاقه صریحی به بازیها، دیدن عکسهای جنسی، قمار و فعالیتهای که مرتبط استفاده مشکلزای اینترنت هستند توضیح داد.
برنر (1997) نتایج یک تحقیق از 563 کاربر اینترنت که استفاده مشکلدار از اینترنت داشتن ارائه کرد درحالیکه مردان و زنان از نظر میزان زمانی که به اینترنت وصل هستند مشکلاتی که هر یک ازکاربران تجربه کردند تفاوتی از یکدیگر ندارند و تنها تفاوت آن در کاربران مسنتر مشکلات کمتری نسبت به کاربران جوانتر گزارش کردند.
2-1- 7- اختلالات مختلط روانپزشکیبلاک (1999) مطالعات بالینی نشان داد معتادان اینترنتی به طور مکرر معیارهای از اختلالات محور یک و دو متن راهنمای تشخیصی و آماری اختلال روانی را نشان میدهند حالت خلقی، نگرانی، استعمال مواد، وسواس فکری ـ عملی بطور ویژه معمول است. او 21 مورد که استفاده وسواسی از کامپیوتر داشتند با استفاده از نسخه کنشی کامپیوتر و برنامه مصاحبهای تشخیصی (DIS) ارزیابی کرد تقریباً 30/0 آزمودنیها معیاری برای یک اختلال رایج را داشتند. رایجترین اختلالات، اختلالات خلقی(24/0)، اختلالات اضطربی (19/0)، اختلالات استعمال مواد (14/0)، اختلالات روانپریشی (10/0). تقریباً 4/1 مراجعان معیاری برای یک اختلال روانپزشکی مادامالعمر شامل اختلات استعمال مواد (38/0)، اختلات خلقی (33/0)، اختلات اضطربی (19/0) و اختلات روانپزشکی (14/0) داشتند.
در حالیکه گزارشها از بلک و شاپیرا وجود اختلالات روانپزشکی مرضی مختلط را در معتادان اینترنت، ثابت کرد میزان اختلالات خلقی که بوسیله شاپیرا (2000) گزارش شده بود. بیشتر از چیزی بود که بوسیله بلاک (1999). گزارش شده بود. بویژه برای اختلال دو قطبی این شیوع بالا ممکن است در مراجعان مطالعه شده بوسیله شاپیرو به دلیل اینکه تحت درمان روانپزشکی بودند منعکس کند در حالیکه در مراجعان که به وسیله بلک مورد مطالعه قرار گرفته بودند ازطریق تبلغ بکارگرفته شده بودند و هیچ درمان روانپزشکی دریافت نکرده بودند.
یانگ (1998) سیاهه افسردگی را بر روی 259 کاربر معتاد اینترنتی اجرا کرد و یک نمره معنی دار 2/11/0 بیانگر این بود که این گروه مورد مطالعه سطح فزایندهای افسردگی، خوداتکایی بالا، فعالیتهای فردی را ترجیح میدهند و تمایل به محدود کردن روابط اجتماعی، متفکر انتزاعیاند که همنوایی کمی با تعهدات اجتماعی دارند، واکنشهای عاطفیتر نسبت به دیگران دارند.

— (308)

نا اميدي وجودي ............................................................................................................23
حفظ خلا ء وجودي .......................................................................................................23
انسان در جستجوي معناي غايي ..........................................................................................24
مفهوم مرگ در نظريه فرانكل...............................................................................................25
علت شناسي در نظريه فرانكل.............................................................................................26
مثلث روان نژندي ...........................................................................................................26
خود شكوفايي در معنا درماني ............................................................................................27
اثر بخشي......................................................................................................................28
روان درماني در نظريه فرانکل................................................................................................28
مداخلات درماني و تكنيك در نظريه فرانكل.............................................................................30
روشهای افزايش آگاهي وجودي............................................................................................31
آموزش اهميت قبول مسئوليت براي معنا...................................................................................32
پرسش از مراجعان در باره معنا..............................................................................................32
گسترش افق هاي فكري در حوزه ي منابع معنا...........................................................................32
توضيح دادن .................................................................................................................33
ضرب المثل هاي پيشنهادي ................................................................................................33
استخراج معنا با روش پرسش و پاسخ سقراطي............................................................................33
به كار گيري تشبيهات ........................................................................................................34
استخراج معنا از طريق نم........................................................................................................34
پيشنهاد معنا ....................................................................................................................35
تجزيه و تحليل رويا............................................................................................................35
قصد متضاد ......................................................................................................................36
مرحله بعد ترس بیمار..........................................................................................................................................36
انديشه زدايي ...................................................................................................................37
روحانيت پزشكي ...............................................................................................................37
اصلاح نگرش ها .................................................................................................................38
درمان گروهی سالمندان...............................................................................................................39
نکاتی در رابطه با اختلالات روانی در سالمندان...............................................................................41
روشهای پیشگیری از افسردگی وتنهای در سالمندان.........................................................................42
مرور زندگی..........................................................................................................................43
نظریهای روانی –اجتماعی دوران پیری....................................................................................43
نظریه دیگررشد روانی اجتماعی دوران پیری.............................................................................44
نظریه پک:سه تکلیف انسجام من یا خویشتن..........................................................................45
نظریه لابووی-ویف:خبر گری هیجانی....................................................................................46
نظریه رابرت باتلر:.............................................................................................................47
نظریه بازسازی اجتماعی....................................................................................................48
نظریه جدا سازی سالمندی................................................................................................49
نظریه زیستی شناختی پیری...............................................................................................50
اختلالات روانی سالمندی.................................................................................................51
(سالمندی و اواخر بزرگسالی (نیمرخ بزرگسالی سالخورده............................................................51
پختگی پایان دوره بزرگسالی.............................................................................................52
ظرفیتهای جدید تحول.....................................................................................................53
تغییرات در سطح بدنی ...................................................................................................54
روی آورد فعالیت..........................................................................................................55
روی اورد عدم تعهد.........................................................................................................................................55
مناسبت درون نسلی.سالخوردگان در شرایط مختلفی به سر میبرند...................................................56
سقوط غیر قابل توجیه حیاتی.............................................................................................57
روان درمانی در سالمندان...................................................................................................57
شادی در سالمندان..........................................................................................................59
ارتباط شادی و طول عمر در سالمندان...................................................................................60
نگرش ما بر سالمندان........................................................................................................60
برخورد صحیح با سالمندان.................................................................................................61
کیفیت زندگی................................................................................................................62
تاریخچه کیفیت زندگی.....................................................................................................63
ایامی توان کیفیت یا کیفیت زندگی را تعریف کرد........................................................................65
تعاریف کیفیت زندگی.......................................................................................................66
تعاریف موجود از کیفیت زندگی............................................................................................67
اصول اساسی در ارتباط با کیفیت زندگی...................................................................................68
سنجش کیفیت زندگی.......................................................................................................70
احساس کارایی شخصی و کیفیت زندگی...........................................................................................................72
ویژگیهای کیفیت زندگی......................................................................................................72
مولف کیفیت زندگی..........................................................................................................73
کیفیت زندگی.Qualitref lif.........................................................................................................74
ارتباط کیفیت زندگی با سلامت..........................................................................................................................75
عوامل موثر بر کیفیت زندگی.............................................................................................................................76
کیفیت زندگی مرتبط با سلامت.............................................................................................77
سنجش کیفیت زندگی........................................................................................................79
تاثیر ورزش بر کیفیت زندگی سالمندان...................................................................................84
درباره کیفیت زندگی می توان بر نکاتی اشاره دارد.......................................................................87
خوشبینی و کیفیت زندگی..................................................................................................89
کیفیت زندگی درسالمندان...................................................................................................89
غفلت از کیفیت زندگی سالمندان..........................................................................................92
نگرش ما به سالمندان........................................................................................................93
عوامل موثر بر کیفیت زندگی از دیدگاه فرانس...........................................................................93
دلبستگی.......................................................................................................................94
نظریه دلبستگی................................................................................................................95
نظریه های مختلف درمورد دلبستگی.......................................................................................96
نظریه روان تحلیل گری......................................................................................................96
نظريه فروید....................................................................................................................97
نظریه وینی کات..............................................................................................................98
نظریه اشپیتز....................................................................................................................99
نظریه اریکسون .............................................................................................................100
نظريه تحولی-شناختی......................................................................................................101
نظریه یادگیری................................................................................................................102
نظریه رفتار شناسی طبیعی..................................................................................................102
نظریه بالبی....................................................................................................................103
دلبستگی در گذر عمر ........................................................................................................106
دلبستگی .نظریه ونظام دلبستگی............................................................................................110
اهمیت نظریه دلبستگی بزرگسالان..........................................................................................111
روابط دلبستگی بزرگسالان..................................................................................................113
گسترش نظریه دلبستگی بزرگسالان.......................................................................................114
ویژگیهای طبقاتی دلبستگی در بزرگسالان.................................................................................114
پيشينه پژوهش داخلي و خارجی...........................................................................................119
فصل سوم – روش پژوهش
جامعه آماري ..................................................................................................................126
نمونه آماري ...................................................................................................................126
روش نمونه گيري و چگونگي جمع آوري اطلاعات......................................................................126
روش پژوهش .................................................................................................................127
ابزار هاي پژوهش .............................................................................................................127
روش تجزيه و تحليل آماري داده ها ي پژوهش...........................................................................130
نحوه آموزش معنا درماني گروهي ...........................................................................................130
خلاصه آموزش معنا درماني ..................................................................................................130
فصل چهارم
توصیف داداها.......................................................................................................................................133
تحليل توصيفي و استنباط داده ها (فرضيه اول)……………………………...………………..139
تحليل توصيفي و استنباط داده ها(فرضيه دوم)………………....……………………………...142
فصل پنجم-بحث ونتیجه گیری
نتیجه گیری از وضعیت های جامعه شناسی..................................................................................147
تحليل و اثبات فرضيه اول…………………………...……………...…………………........148
تحلیل و اثبات فرضیه دوم.....................................................................................................149
پیشنهادهای کاربردی..........................................................................................................................................151
پيشنهاد هاي پژوهش …......................……………………….....…..………………………152
محدودیتها.........................................................................................................................................................153
منابع فارسی……………...……………………….....…………………………………154
منابع انگلیسی………………........……………………….....…………………………..159
پیوست شماره 1: برنامه آموزشی (پكيج معنا درماني) …….…......…….....…...………………….162
پیوست شماره 2:پرسشنامه کیفیت زندگی………....………………………….....……………184
پیوست شماره 3:پرسشنامه سبک دلبستگی.…………………………......…………………….185
پیوست شماره 4:خروجی spss........................................................................................................................186
چکیده انگلیسی………………………….......……………………………………............187
چکیده
مقدمه : دوره پیری به عنوان حساس ترين و پر مخاطره آميزترين عمر آدمي بوده كه اساس شخصيت روحی معنوي انسان ها در اين مرحله پايه ريزي مي گردد و چنانچه سالمندان در اين مرحله تحت توجه و مراقبت قرار نگيرد ، چه بسا شکسته شده و روحیه خود را از دست خواهند دادو در تنهایی خود فرو خواهند رفت.هدف از پژوهش حاضر اثر بخشی معنا درمانی گروهی بر کیفیت زندگی وتغییر سبک دلبستگی نا ایمن سالمندان شهر رشت می باشد. در مطالعه آزمایشی حاضر که از نوع پیش آـزمون – پس آزمون است و روش نمونه گیری تصادفی در دسترس و حجم نمونه 200نفر) 100زن و100مرد) بود و جامعه پژوهشی کلیه سالمندان مقیم آسایشگاه سالمندان و معلولین شهر رشت بودند .که از میان سالمندانی که در سال 1391-1392در آسایشگاه سالمندان شهر رشت عضویت دارند انتخاب شدند وبر روی آنها روش معنا درمانی گروهی کار شد و پرشسنامه کیفیت زندگی و سبک دلبستگی ناایمن گرفته شد.نتایج تجزیه وتحلیل دادها وجود اثربخشی معنا درمانی گروهی بین کیفیت زندگی وتغییر سبک دلبستگی ناایمن سالمندان را با استفاده از همبستگی کنونی مورد تائید قرار دادند .همچنین وجود اثربخشی زیر را مورد تائید قرار داد.بین مقیاس معنا درمانی گروهی و کیفیت زندگی رابطه معناداری وجود دارد.وهمچنین بین معنا درمانی گروهی وتغییرسبک دلبستگی ناایمن رابطه وجود دارد.در طرح این پژوهش از پیش آزمون –پس آزمون باگروه کنترل است که بصورت داوطلبانه انتخاب وبصورت تصادفی جایگزین می شود ،بهترین روش تجزیه تحلیل دادها ی استخراج شده این تحقیق از تحلیل کو واریانس چند متغیره انکوا از طریق spssانجام شده است براي اين پژوهش با توجه به نمرات پيش و پس آزمون بدست آمده از دو گروه آزمايش و كنترل در بين سالمندان شهر رشت(با سطح اطمينان 95/0 )درصد، داراي اختلاف معني دار آماري بوده است و در دو فرضیه فرض H0رد وفرض H1تایید شده است
بحث ونتیجه گیری:مطالعه نشان داد که معنا درمانی گروهی بنظر می رسد بر کیفیت زندگی وتغییر سبک دلبستگی نا ایمن تاثیر گذار است .
کلید واژها: معنادرمانی گروهی- کیفیت زندگی- سبک دلبستگی ناایمن- سالمندان

فصل دوم
کلیات طرح پژوهش
مقدمه:
بررسی های جهانی نشان می دهد . که جمعیت سالمندان به علت ارتقای سطح بهداشت در حال افزایش است (تاجور.،1383) در حال حاضر25 در صد جمعیت جوامع پیشرفته را سالمندان تشکیل می دهند(فرزیان پور1383) در کشور ما نیزبیش از4میلیون سالمند بالای 60 سال زندگی می کنند و پیش بینی می شود این رقم طی 20سال آینده به بیش از 10میلیون برسد (محتشم امیری.،1381) لذا پیر شد ن جمعیت می تواند چا لشهای عمیقی به وجود آورد که مقابله آن نیازمند برنامه ریزی مناسب است تغییر عوامل بیولوژیک روانی. اجتماعی می تواند فرد سالمند رامستعد بروز اختلالات روانی کند . ( نسبیت.2000) افسردگی و اضطراب شا یع ترین اختلالات روانی سالمندی هستند (استاکس .،2003).برسیهای انجام شده نشان داده 24 درصد سالمندان از افسردگی تحت بالینی و 30درصد از افسردگی اساسی رنج می برند و نیز میزان شیوع اضطراب در زنان 30.5 درصد در طول عمر در مردها 19.2 درصد در طول عمر می باشد ( وانگ .، 2003).امروزه مد د جویان در هر سنی با تشخیص های مختلف طبی وروانی از فواید گروه درمانی به عنوان یک روش درمانی در بهداشت روا ن بهرمند می گردند.یکی از انواع گروهای کوتاه مدت.معنا درمانی است که در همه گروه های سنی بخصوص در گروه سالمندان به منظور ارتقاء سطح سلامت روان به کار می رود . معنا درمانی در یک نگاه کلی سپری شده زندگی است که همراه اتفا قا ت خاص بوده است فوا ید معنا درمانی، . با سازی خاطرات و علا یق شیر ین که می توان معنای زندگی شود. روشن سازی احساس نسبت به خود .ایجاد آمادگی برای اتفاقات دیگر در زندگی که مرگ را نیز شامل می شود (صادق مقدم،و همکاران.،1384).
معنا درمانی ممکن است در گروه از طریق تعاملات فرد به فرد صورت بپزیرد در معنا درمانی شرکت کنندگان تشویق به درمیان گذاشتن خاطرها و علایق زندگی می گردند. رهبر گروه می تواند حافظه افراد را به وسیله از استفاده تصاویر و یا محبت کردن قابل یاد اوری شود و تحریک کند.(انست بهل، نیجل.،2007) ،هاتوکا واوی مار(2004)در بررسی تاثیر مرور زندگی اظهار می دارند که مرور زندگی نقش کمک کننده ای در حمایت از سلامت روان وپیشرفت مراحل سالمندان و همچنین اثرات طولانی مدت در بهبود کیفیت زندگی سالنمدان دارد.هانوکا (2004) ال فورد و همکاران(2005 )در برسی فواید معنا درمانی با کمک به تخلیه هیجانی منجر به ایجاد رضایت و خوشحالی و ارتقاءسلامت روان و کیفیت زندگی می گردد(ال فورد.،2005) لذا با توجه به اینکه جمعیت در حال پیر شدن است و سالمندی دوران حساسی از زندگی بشر است و توجه به مسائل و نیازهای این مرحله یک ضرورت اجتماعی است.(کارسون.،2000)
بیان مسئله:
فرایند پیر شدن senescence نامیده میشود از ریشه لاتین senescenceبه معنی پیر شدن و مشخص است با نزول عملکرد تمام سیستمهای بدن.عروقی تنفسی.تناسلی. ادرای.غددی.ایمنی وسایر دستگاهها.معهذا این باور که پیری بدون استثناء با نقص جسمی و هوش عمیق همراه است افسانه ای بیش نیست اکثر افراد سالمند توانایی شناختی و جسمی خود را تاحد قابل توجهی حفظ می کنند(کاپلان-سادوک.، 2003 ).
باوجود این به نظربرخی از سالمندان.زندگی ناگواروجهان تیرو تار است واین دیدو بینش آنها حساس زود رنج ونگران می سازد .گاهی آن چنان درمانده و گرفتا ر می شوند که به زودی از پای درمی آیند این حساسیت هانسبت به امور و جزئیات داخلی زندگی بیشتر می شود ونشاط از بین می رود وضعیف تر وناتوان تر می شوند.وعلاقه شان به زندگی مستمرا کاهش می یابد( محتشمی.نوغانی.، 1380)
به علت ارتقاء سطح بهداشت در اکثر کشورها از جمله ایران جمعیت سالمندا ن روبه افزایش است.بر آورد می شود در سال 2050جمعیت سالمندان جهان از جمعیت کودکان زیر 14سال بیشترگردد. (ترکاشون.،1388 )مرکز آمار جمهوری اسلامی ایران پیش بینی می کند 1400 جمعیت سالمندان 60 ساله و بالاتر به ده میلیون نفر برسد (مرکز امار ایران. 1382) در حالی که به تنا سب این تغییرات .تمهید ات درمان ی کافی و مناسب جهت ارتقاء سلامت جسمی و روانی سالمند در نظر گرفته نشده است آنچه بیش ازاختلالا ت جسمانی خاص این دوران.زندگی سالمندان را تحت الشعاء قرار میدهد . اختلالات شناختی و روانی این دوره از زندگی می باشد (ترکاشوند.، 1388 ).
اختلالات روانی درسالمندان غالبا از نظر تظاهرات بیمار زائی و فیزیولوژی از اختلالات بالغین جوانتر متفاوت هستند و همیشه با طبقات DSM-IV-TRمطابقات ندارند .تشخیص ودرمان افراد بالغ سالمند بامشکلا ت بیشتری در مقایسه با درمان افراد جوانتر همراه است .چون سالمندان ممکن است بیماریهای جسمی و ناتوانایی مزمن داشته باشند داروها متعددی مصرف نمایند و تخریب شناختی بیشتری نشان دهند. (کاپلان-سادوک.، 2003 ).
یکی از شایعترین اختلالات دوران سالمندان تنهای افسردگی .بی معنای است در سطح معمول بالینی افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق است و بر اساس بیان لفظی یا غیر لفظی عواطف غمگین اضطرابی ویا حالتهای بر انگیختگی نشان داده می شود( دادستان.،1382 ).
بررسیهای انجام شده نشان داد که 24 درصد سالمندان از افسردگی تحت بالینی و30 درصد از افسردگی رنج می برند .
باتوجه به متفاوت بودن این قشر از افراد دیگر جامعه و نیز متفاوت بودن نوع تشخیص ودرمان این افراد .درمانهای روانشناختی که تا کنون برای اختلالات روانی خاص افراد سالمند به کار گرفته شده اند نا کافی است و نتوانسته است پاسخگوی این قشر جدا مانده از جمعیت باشند. در پژوهش حاضر جهت ارتقای سطح سلامت روان و کاهش و بهبود علایم افسردگی و اضطراب سالمندان از یک تکنیک ساده .ارزان قا بل اجرا تحت عنوان معنا درمانی گروهی که یک درمان گروهی بلند مدت است . و مورد بی توجهی قرارگرفته است .استفاد می شود که می توان آن را به راحتی در کلیه مراکز نگهداری سالمندان و حتی در منزل به کار برد. معنا درماني، سالمندانی كه حس تنهای و بي معنايي دارند تمايل بيشتري براي گوشه گیری از خود نشان مي دهند.(فرانک 1977؛ ترجمه: تبريزي و علوي نيا ،1371
معنا درماني از نظر فرانكل داراي دو معناي بهم پيوسته است معنا و روح. بنابر اين معنا درماني با ماهيت وجودي و معنوي انسان سروكار دارد. آنچه در انسان مهم و با ارزش بوده و وي را از حيوان متمايز مي كند بعد روحي و معنوي اوست. دومين ويژگي مهم كه انسا ن را از حيوان متمايز مي كند بعد آزادي طلبي اوست. زماني آزادي تحقق مي يابد كه انسان از قيد سه چيز رها باشد كه عبارتند از :1ـ غرايز 2-توارث 3- محيط. سومين ويژگي يا عامل مهم دروجود انسان مسئوليت پذيري اوست . دردیدگاه فرانكل انگيزه اصلي رفتار انسان اراده معطوف به خوشي نيست معطوف به قدرت هم نيست ، بلكه اراده وسائق نسبت به معناست. در معنا درماني كوشش مي شود كه مراجع در زندگي خود هدف و منظوري راجستجو كند به مراجع كمك مي شود تا به عالي ترين فعاليت حياتي ممكن دستررسي پيدا كند. لازم است به مراجع كمك شود تا نه تنها به تجربه هستي بپردازد و كوشش پيگيرانه اي در به فعل رساندن ارزش ها ازخود نشان دهد بلكه لازم است او متعهد انجام كاري شود كه مسئوليتي را بپذيرد و تكليف معيني را عهده دارشود در اين راه درمانگر از فنوني نظير قصد متناقض ، بازتاب زدايي ، اصلاح نگرش ها و فنون فراخوانی و ر وش گفتگوي سقراطي بهره مي گيرد. (فرانكل ،1975؛ ترجمه: صالحيان و ميلاني.1371 ).
سل تالکسی (2011)کیفیت زندگی را ارزیابی ورضایت فرد از سطح عملکرد موجودش درمقایسه با آن چه ایده ال یا ممکن می پندارد تلقی کردند کیفیت زندگی درک افراد از موقیعت خود در زندگی از نظرفرهنگ سیستم ارزشی که در آن زندگی می کند اهداف .انتظارات .استانداردها و الویت هایشان می باشد پس کاملا فردی بوده وتوسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه های مختلف زندگی شان استوار است تعارف جدید تر کیفیت زندگی را به صورت بین سطح انتظار ات انسان ها و سطح واقعیت ها عنوان می کنند که هر چه این اختلاف کمتر باشد کیفت زندگی بالاتر است. مرور پيشينه پژوهش ها نشان مي دهد كه آموزش معنا درماني بر افزايش کیفیت زندگي وتغییرسبک دلبستگی ناایمن تأثیراتی گوناگونی دارد.هنگامي كه مراجعان اظهار مي كنند كه در زندگي هيچ معني و مفهومي ندارند.كه آنها پذيرفته اند كه زندگي داراي معني و مفهوم است كه نمي توانند آن را پيدا كنند ، معلوم مي شودواقعيت وجودي اين است كه افراد بيشتر معنا ده هستند تا معنا گير. درمانگر وجودي آگاهي مراجعان را نسبت به اين امر كه هيچ مفهوم تفكيك ناپذيري در زندگي وجود ندارد ، افزايش مي دهند. غالباً آنچه تحت بي معنايي گنجانده مي شود بيشتر در پي ديگر موضوعات نهايي از قبيل مرگ ، انزوا و آزادي مي باشد.درمانگران وجودي مي توانند به مراجعان كمك كنند تا از دفاع هاي اضطراب وبي معنايي آگاهي بيشتري پيدا كنند ،
اهمیت و ضرورت پژوهش:
سالخوردگی جمعیت یک فرایند شناخته شده به عنوان پیامد انتقال جمعیت شناسی است که در باروری ومرگ ومیر از سطوح بالا به سطوح پایین کاهش پیدا می کند. مهمترین عوامل موثر به سالخورده شدن جامعه کاهش مرگ ومیر خصوصا مرگ ومیر نوزادان و کودکان و کاهش اساسی و مستمر باروری وبه طبع آن کاهش رشد جمعیت است که باعث تغییرات اساسی در ساختار سنی جمعیت اکثر جوامع ایران شده است( میرزائی،. 1388)
می گویند کودکان در زمان حال جوانان در آینده وسالمندان در گذشته زندگی می کنند. سالمندان به دوره جوا نی بازگشت می کنند.و آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرارمی دهند و در نتیجه به زمان حال فضا و مفهوم می باشندسالمندان بیشتر از جوانان کار خود را دوست دارند و به آن توجه می کنند آنها انگیزه بیشتری برای کار دارند و برای مسائل اخلاقی کار اهمیت بیشتری قائلند انها چه از نظر کار و چه از نظر شکوفائی شخصیت راضی تر از جوانان به نظر می رسند( اکبری و همکاران. 1387).
احساس بي معنايي و خلاء وجودي تا بدان جا در حال گسترش و افزايش است كه در حقيقت بايد آن را اپيدمي عصبيت نام نهاد. شواهد فراواني در نشريات حرفه اي و رسمي وجود دارد كه نشانگر آن است كه احساس بي معنايي محدود به كشورهاي سرمايه داري نمي شود ، بلكه آن را مي توان در جوامع كمونيستي نيز مشاهده كرد. اين موضوع حتي در كشورهاي جهان سوم نيز قابل توجه است. مطابق تحقيقات( ديانا يانگ) " نسل هاي سالخورده از خلاء وجودي رنج مي برند". "كارل مارشال " هم احساس كساني را كه در سنين بعداز 50سالگي براي كمك مراجعه مي كنند ، به عنوان احساس بي هدفي توصيف كرده است. ثابت شده است كه شيوه هاي معنا درماني نسبت به ساير شيوه هاي درماني برتري دارند (فرانكل، 1977؛ ترجمه: تبريزي و علوي نيا ، 1383). فرانكل در كتاب انسان در جستجوي معني مي گويد : " آن زنداني كه اميدي به آينده خود نداشت محكوم به فنا بود" . وي با از بين رفتن اميد ودلبستگی، اتكاي روحاني خود را نيز از دست مي داد ، باعث سقوط خود مي شد و گرفتار پوسيدگي روحي و جسمي مي شد. در زندان فشرده اسيران نازي به خوبي پيدا بود كه آنهائيكه تصور مي كردند وظيفه اي و كاري در انتظارشان است بيش از ديگران احتمال زنده ماندن داشتند. اين مسئله بعداً به وسيله كارشناسان آمريكايي در كره و ژاپن نيز تاييد گرديد (فرانكل ،1967؛ ترجمه معارفي ، 1384).
اهداف پژوهش:
اهداف کلی:مطالعه اثر بخشی معنادرمانی گروهی برکیفیت زندگی وتغییر سبک دلبستگی ناایمن بر افراد
سالمند شهرستان رشت
اهداف ویژه:
مطالعه اثر بخشی معنا درمانی گروهی برمیزان کیفیت زندگی افراد سالمند شهرستان رشت
مطالعه اثر بخشی معنا درمانی گروهی برتغییر جهت دلبستگی نا ایمن افراد سالمند شهرستان رشت
سوالات پژوهش:
1.آیا معنا درمانی گروهی برکیفیت زندگی افراد سالمند شهر رشت تاثیر گذار است ؟
2.آیا معنا درمانی گروهی بر تغییر سبک دلبستگی نا ایمن سالمندان شهر رشت تاثیر گذار است؟
فرضیه های پژوهش:
1.آموزش معنادرمانی گروهی بر کیفیت زندگی افراد سالمند تاثیر گذار است.
2.آموزش معنادرمانی گروهی بر تغییر سبک دلبستگی ناایمن افراد سالمند تاثیز گذار است.
تعریف نظری و عملیاتی کیفیت زندگی:
تعریف نظری :مفهوم کلی می باشد که نه تنها شامل جنبه های زندگی مانند اجتماعی،فیزیکی،عاطفی ومعنوی است ، به نیازهای فردی از قبیل امیال و آرزوها هنجارها فرهنگی ،اجتماعی نیز توجه دارد (اسداد.بیدمشکی. الهه ،.1386)
تعریف عملیاتی :
دراین تحقیق میزان کیفیت زندگی .نمره ای است که سالمندان از پرشنامه کیفیت زندگی فرم 26سوالی کوتاه سازمان جهانی بهداشت کسب می کند
تعریف نظری و عملیاتی دلبستگی:
تعریف نظری:
سبک های دلبستگی مبتنی بر این است که پیوندهای عاطفی نخستین که بین( کودک و ابژه ویاسالمندان ووآبژه درون سازی) می شوند .به گستره ی وسیع روابط بین شخصی فرد ومحیط تعمیم می یابد والگوی این روابط .یعنی سبکهای دلبستگی در طول زندگی نسبتا پایدار می مانند.
تعریف عملیاتی:
تعریف عملیاتی سبک دلبستگی:طبقات و سبک دلبستگی ازمودنی ها از طریق پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان به دست می اید نقل (هازن و شور.،1993 )

تعریف نظری وعملیاتی معنا درمانی:
تعریف نظری:
این نظریه توسط فرانکل (1959)تهیه و تدوین شده است . فرانکل در) تعریف معنا درمانی( می گوید : معنادرمانی عبارت است از کمک به مراجع برای یافتن معنا در زندگی. او در کار مشا وره با مراجعان سعی می کند که مراجع را به سوی هدفی خاص هدایت کند ، که معنایی در زندگی پیدا کند . معنا درمانی برای دغدغه های وجودی روی افزایش آگاهی وجودی و کمک به مراجعان برای پیدا کردن معنا در درون متن روابط انسانی تمرکز می کند. آموزش به مراجعان برای افزایش مسئولیت پذیری برای معنا ، کمک بهمراجع برای گوش دادن و ندای وجدان ، سؤال از مراجعان در باره معنا ، افزایش افق دید در باره منشاء معنا ، ایجاد معنا بوسیله سؤالات سقراطی ، کاربرد لوگودرام ، معنا های پیشنهادی ، تعبیر رویاها ، قصد متناقض و عدم توجه از واژگان اصلی معنی درمانی بشمار می روند( بهفر.،1384 )
تعریف عملیاتی معنا درمانی:
منظور از معنا درمانی در این تحقیق ، همه شیوه ها و روشهای درمانی است که برای درمان بیماران توسط فرانکل و پیروانش به کار رفته و در کتاب های فرانکل ذکر شده است( بهفر.، 1384.) در روش شناسی محتوا و ساختار آن برای( 12 )جلسه درمانی طبق فرم ضمیمه بیان شده است.
تعریف نظری و عملیاتی سالمندی:
تعریف نظری:
افرادی هستند سن انها 60 سال ویا بالاتراست ودگرگونی ها ناشی از افزایش سن در آنها به وجود آمده است) شاملو.،1385 )
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش گروه افراد سالمند رنج سنی 54تا80 سال را در بر می گیرد

فصل دوم
پیشینه تحقیق

مقدمه بر نظریه معنی درمانی:
در شهر وین ، پایتخت اتریش و در قاره اروپا سه مکتب روانشناسی بنیاد گذاشته شده است . مکتب روانکاوی فروید ، مکتب روانشناسی فردی آدلر و مکتب معنا درمانی فرانکل . فرانکل بنیان گذار مکتب معنا درمانی لوگوتراپی در بیست و ششم مارس سال 1905 در وین متولد و در دوم سپتامبر سال 1997 در سن 92 سالگی در همان شهر در گذشت . آلمانی ها ، فرانکل را در سن 37سالگی دستگیر کردند و به اردوگاه وحشتناکي منتقل کردند . در اردوگاه که همه چیز را از او گرفته بودنداین شیوه تفکر در فرانکل بوجود آمد که می گفت .مهم آن نیست که من چه می خواهم باشم ، مهم آن است که من چه کسی باید باشم . در ارتباط با مفهوم بودن برای او سؤال انسان بودن مطرح شد . او معتقد بود که انسان بودن ، یعنی مسئول بودن ، تصمیم گیرنده ، موضع گیرنده و ارزشیابی کننده بودن . ازابتدا مفاهیمی چون : زندگی ، روح و معنا ذهن فرانکل را به خود مشغول کرد . به عقیده او، ما انسان ها سؤال کننده نیستیم ، جواب دهنده هستیم . ما باید به سؤال هایی که زندگی از ما می کند با آزادی احساس مسئولیت کامل جواب دهیم . در انتخاب جوابی که انسان به سرنوشت خود می دهد و انتخاب نگرشی که در مقابل سرنوشت خود بر گزیند، آزاد است . در نتیجه مسئول جوابی است که به سرنوشت می دهد و مسئول شیوه تفکر و نگرش ی است که انتخاب می کند .انسان باید پاسخی بدهد که در شأن انسان است فرانکل روزی به شاگردان خودگفت من معنای زندگی خود را در این می بینم که به دیگران کمک کنم تا آنها در زندگی خویش معنا بیابند او همیشه با انسان هایی روبرو می شد که پرسش هایی در باره معنای مطرح می کردند. فرانکل معتقد بود مشکل انسانامروز بی معنی زندگی بودن زندگی ، خلا وجودی و ناکامی وجودی است. انسانی معنا خواه است معنا خواهی قویترین نیرودر انسان است. معنا چشمه ای است که هرگز خشک نمی شود . اما طراوت انسان بودن آن خشک می شود(هدايتي ،1385 )
اصول معنا درمانی:
فرانکل سه قانون بنیادی را در معنا درمانی مطرح می کند :
1:معنا در زندگی وجود دارد و آن را می توان جستجو و کشف کرد . اما انسان نمی تواند معنا را به دلخواه بوجود

— (307)

2-1-1-2-2-جنسیت
3-1-1-2-2-سن
4-1-1-2-2-سیگار
5-1-1-2-2-فشارخون بالا
6-1-1-2-2-عدم فعالیت بدنی
7-1-1-2-2-بیماری قند
8-1-1-2-2-چاقی
9-1-1-2-2-تنش های روانی(استرس)
2-1-2-2-پیامدهای بیماری قلبی
1-2-1-2-2-افسردگی
2-2-1-2-2-استرس
3-2-1-2-2-ترس و اضطراب
4-2-1-2-2-خشم
3-1-2-2-روش های درمان
2-2-2-كيفيت زندگي
1-2-2-2-تعاریف کیفیت زندگی
2-2-2-2-ویژگی های کیفیت زندگی
3-2-2-2-ابعاد کيفيت زندگی
1-3-2-2-2-بعد فيزيكي
2-3-2-2-2-بعد اجتماعي
3-3-2-2-2-بعد روانی
4-3-2-2-2-بعد جسمي
5-3-2-2-2-بعد روحی
6-3-2-2-2-بعد محیطی
4-2-2-2-شاخص‌های کیفیت زندگی
5-2-2-2-خانواده و کیفیت زندگی
3-2-2- بهزیستی روانشناختی
1-3-2-2-تعریف بهزیستی روانشناختی
2-3-2-2-مولفه های بهزیستی روانی
3-3-2-2-نظریات در خصوص بهزیستی روانی
1-3-3-2-2-نظریه ریف
2-3-3-2-2-نظريه فرانکل
3-3-3-2-2- نظریه ويسينگ و وان دان
4-2-2- استرس ادراک شده
1-4-2-2-تعريف استرس
2-4-2-2-اثرات استرس
3-4-2-2- عوامل مؤثر در بروز استرس
4-4-2-2-منابع استرس
5-4-2-2-علائم استرس
1-5-4-2-2-علائم جسماني
2-5-4-2-2-علائم رواني و رفتاري
6-4-2-2-نظريه های استرس
1-6-4-2-2-نظرية روانکاوی
2-6-4-2-2-نظرية ضعف جسماني
3-6-4-2-2-نظرية تكوين و تعادل خودكار
4-6-4-2-2-نظرية پردازش اطلاعات
7-4-2-2-نقش استرس در بروز بيماري ها
5-2-2-ذهن آگاهی
1-5-2-2-تعریف ذهن آگاهی
2-5-2-2-کاهش استرس مبتني بر ذهن آگاهی
3-2- پیشینه ادبیات
فصل سوم: روش تحقیق1-3-مقدمه
2-3-روش تحقیق
3-3- جامعه آماری
4-3-برآورد حجم نمونه و روش نمونه گیری
5-3-ابزار گردآوری داده ها
1-5-3 -پرسشنامه SF-36
2-5-3- پرسشنامه بهزیستی روانشناختی
3-5-3-مقیاس استرس ادراک شده
6-3- شيوه اجرا
7-3-تکنیک های کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
1-7-3-تکنیک تنفس
2-7-3- تنفس شكمي (ديافراگمي)
3-7-3-تکنیک تفکر نشسته(مراقبه)
4-7-3-تکنیک اسکن بدن (بررسی بدن)
5-7-3-تکنیک پیاده روی متفکرانه
6-7-3-تکنیک یوگا
8-3-روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل آماری داده ها4-1-مقدمه4-2-تحلیل توصیفی داده ها4-3-تحلیل استنباطی داده‌ها (آزمون فرضیه ها)فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری5-1- خلاصه ای از نتایج پژوهش1-5-مقدمه
2-5-خلاصه تحقیق
3-5- نتیجه گیری و بحث
4-5-نتیجه گیری
5-5-محدودیت های پژوهش
6-5-پیشنهادات
منابع
الف- منابع فارسی
ب- منابع لاتین
چكيده لاتین
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-2: تعاریف ذهن آگاهی
جدول 1-3: تحلیل آلفای کرونباخ برای زیرمقیاسها SF-36 در نمونه ایرانی
جدول 2-3: برنامه تمرین هشت هفته ای آموزش ذهن آگاهی
جدول 1-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر جنسیت( مرد – زن )
جدول 2-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
جدول 3-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر وضعیت تاهل
جدول4-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر میزان تحصیلات
جدول 5-4: توزیع فراوانی متغير شغل در نمونه آماری مورد مطالعه
جدول 6-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر محل سکونت
جدول 7-4: توزیع فراوانی و درصدی بیماران مورد مطالعه به تفکیک وضعیت گروهی
جدول8-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای کیفیت زندگی
جدول9-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای متغیر بهزیستی روانشناختی
جدول10-4: میانگین و انحراف معیار نمرات بیماران در پیش آزمون و پس آزمون برای متغیر استرس ادراک شده
جدول11-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل
جدول12-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات کیفیت زندگی در دو گروه آزمایش و کنترل
جدول13-4: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نمرات استرس ادراک شده در گروه آزمایش و کنترل
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 1-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر جنسیت ( مرد – زن )
نمودار 2-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
نمودار 3-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر سن
نمودار 4-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر میزان تحصیلات
نمودار5-4: نمودار ستوني توزیع فراوانی متغير شغل در نمونه آماری مورد مطالعه
نمودار 6-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب متغیر محل سکونت
نمودار 7-4: نمایش درصدی بیماران مورد مطالعه بر حسب وضعیت گروهی(آزمایش و کنترل)
چکیده
از آنجا كه قلب يكي از مهم ترين و حساس ترين اعضاي بدن آدمي است، آسيب به آن بر وضعيت روحي و رواني فرد تأثير نامطلوب مي گذارد. عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان، سبب توسعه بيماري آنان مي گردد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR) بر کیفیت زندگی، استرس ادراك شده و بهزیستی روان شناختی بیماران قلبی-عروقی است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و با استفاده از گمارش تصادفی است. نمونه این پژوهش را 30بیمار قلبی تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه آماري این تحقیق شامل کلیه بیماران قلبی (مرد و زن) شهرستان بندرعباس بود ابزار گردآوري داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی (SF-36 )، بهزیستی روانشناختی ریف و استرس ادراک شده (1983)بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش روش MBSR در کاهش استرس ادراک شده و بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی درسطح 99% مؤثر است و همچنین اثربخشی معناداری در سطح 95% در بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی مشاهده شد. بنابراین می توان این روش درمانی را برای کاهش مشکلات روانشناختی این بيماران توصيه كرد.
واژگان کلیدی: کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، استرس ادراک شده، بهزیستی روانشناختی، کیفیت زندگی، بیماری قلبی
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه
بيماري هاي قلب و عروق از علل اصلي مرگ و مير در جهان به شمار می رود. در كشورهاي پيشرفته ساليانه 50 درصد مرگ ها يا5 ميليون از 12 ميليون مرگ از بيماري هاي قلبي-عروقي ناشي مي شود(بكسندال، 2000 ). علت اصلي 15 تا 25 درصد مرگ ها در كشورهاي گسترش نيافته ناشي از بيماري هاي قلبي است(عالي نژاد، 1376). بیماری قلبی- عروقی شایع ترین بیماری هاي جدی در جوامع توسعه یافته را تشکیل می دهند و شیوع آن در کشورهای در حال توسعه به سرعت در حال افزایش است. اگرچه میزان مرگ به علت بیماری کرونری از حداکثر خود درسال 1965 به میزان دو سوم کاهش یافته اما در طی چهار دهه گذشته در ایالات متحده هم چنان بیماری قلبی-عروقی شایع ترین علت مرگ بوده و مسئول 40 درصد از تمام موارد مرگ در هر سال محسوب می شود. تقریبا یک چهارم از این موارد مرگ ناگهانی است(خدایی، 1388). از آنجا كه قلب يكي از مهمترين و حساس ترين اعضاي بدن آدمي است، آسيب به آن بر وضعيت روحي و رواني فرد تأثير نامطلوب مي گذارد. عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان، سبب توسعه بيماري آنان مي گردد (براسكوت، بنسچوب، گودی و همکاران، 1994). افسردگی، اضطراب، یا انکار بیش از اندازه، روند بهبود بیماری را به تاخیر می اندازد. همچنین آن دسته از بیماران قلبی که دچار اضطراب واسترس شدید باشند، با احتمال بیشتری به مشکلات بعدی مبتلا می شوند و نیز احتمال مرگ آنان در ماه های اول، از کسانی که استرس کمتری دارند، بیشتر می شود(بشارت، 1387). بنابراین از جمله مسائل مهمي كه بیماران قلبـي با آن مواجـه هستند مشـكلات روحـي و روانـي آنهـاست، كه بايـد حالتهـاي روحي آنهـا را شناختـه و در كاهـش ناراحتي ناشي از آن اقدام كرد، بطوري كه عدم توجه به استرس ها و واكنش هاي رواني مبتلايان سبب وسعت بيماري آنان مي گردد (رحيمي، 1379). استرس روزمره زندگی به تدریج سیستم ایمنی راتضعیف کرده، وفرد را دچار انواع بیماري هاي جسمی و روانی می سازد(لازاروس وفولکمن، 1984 ؛به نقل ازبشارت، 1387).
یکی از متغیرهای تاثیرگذار بر این بیماری، کیفیت زندگی می باشد. اندازه گيري کيفيت زندگي به عنوان يک بحث علمي درسالهاي اخير توجه افراد زيادي را به خود معطوف کرده است. اين واقعيت، همواره به عنوان يک پيامد نهايي در مطالعات باليني، مداخلات و مراقبت هاي بهداشتي مدنظر مي باشد(مکوندی و زمانی،1389). به طور کلی کیفیت زندگی از واژه هایی است که تعریف مشخص و یکسانی ندارد؛ اگر چه مردم به شکل غریزي معناي آن را به راحتی درك می کنند. نظریات متفاوتی در مورد کیفیت زندگی وجود دارد. اغلب صاحبنظران در این زمینه توافق دارند که کیفیت زندگی جنبه هاي مثبت و منفی زندگی را در کنار یکدیگر در نظر میگیرد و چند بعد دارد. از طرفی آن را یک مفهوم ذهنی و پویا قلمداد مینمایند(مکوندی و زمانی،1389).
بنا به تعريف سازمان بهداشت جهاني، کيفيت زندگي درك افراد از موقعيت خود در زندگي از نظر فرهنگ، سيستم ارزشي که در آن زندگي مي کنند، اهداف، انتظارات، استانداردها و اولويت هايشان است. پس موضوعي کاملا فًردي بوده و توسط ديگران قابل مشاهده نيست و بر درك افراد از جنبه هاي مختلف زندگي استوار است.
محققان معتقدند که بررسي کيفيت زندگي و تلاش براي ارتقاي آن نقش مهمي در سلامت زندگي فردي و اجتماعي افراد خواهد داشت(مکوندی و زمانی،1389). كيفيت زندگي موضوعي چند بعدي و پيچيده دارد و دربرگيرندة عوامل عيني وذهني است و ارزيابي فرد در مورد رفاه و آسايش در جنبه هاي مهم زندگي را مورد توجه قر ار مي دهد. ويژگي مهم كيفيت زندگي كه مورد توافق اغلب صاحب نظران علوم اجتماعي است، شامل چند بعدي بودن، ذهني بودن و پويا بودن آن است. در مطالعات مختلف، مولفه هاي متنوعي از كيفيت زندگي را در نظر گرفته اند همچون موقعيت سلا مت عمومي، قابليت كاركردي، كاركردهاي عاطفي، ميزان احساس خوشبختي، رضايت از زندگي، شادكامي، ميزان هوشياري، ميزان نشانگان فعاليت هاي اجتماعي، ايفای مناسب عملكرد جنسي، ميزان حافظه، موقعيت هاي مالي و شغلي (پروتکین،2002).
دیگر متغیر مورد بررسی در این پژوهش بهزیستی روانشناختی می باشد. دینر(1984، برگرفته از بنکه و مک درمید، 2000 ) معتقد است که بهزیستی روانی، همانند ادراکاتی از عاطفه و بهزیستی معنوی و نیز اندازهگیریهای عینی، نظیر راهنماهای سلامتی جسمانی ( فشار خون و...)، میتواند با ارزیابی های ذهنی افراد از تجارب خودشان سنجیده شود. احساس بهزیستی دارای مولفه های عاطفی و مولفه های شناختی است. افراد با احساس بهزیستی بالا هیجانات مثبت راتجربه می کنندو از حوادث و وقایع پیرامون خودارزیابی مثبتی دارند؛درحالی که افرادبا احساس بهزیستی پایین ، حوادث و وقایع زندگی شان را نامطلوب ارزیابی کرده، بیشتر هیجانات منفی نظیر اضطراب، افسردگی و خشم را تجربه می کنند؛ بر این اساس ، از آنجا که بهزیستی درونی و ذهنی، شامل ارزش های شناختی افراد از زندگی شان میشود و مردم و شرایطشان را بسته به انتظارات، ارزشها و تجربیات قبلیشان ارزش گذاری میکنند،پژوش گران هم درارزیابی ها باید تفکرات افراد و احساساتشان را مورد بررسی کنند( دینر و لوکاس،2000).
ریف (1995) بهزیستی روانشناختی را« تلاش برای کمال در جهت تحقق توانایی های بالقوه واقعی فرد» میداند. از این منظر، عدم وجود نشانههای بیماری روانی، شاخص سلامتی نیست. بلکه سازگاری ، شادمانی، اعتماد به نفس و ویژگی های مثبتی از این دست نشان دهندهی سلامت بوده و هدف اصلی فرد در زندگی، شکوفاسازی قابلیت های خود است(حسینی،1391).
دیگر متغیر مورد بررسی استرس ادراک شده می باشد. تنيدگي رواني و بحران هاي روزمره از جمله تهديدهاي بهداشت جسماني و رواني است(بنتت و ویلز، 2010). واقعيت اين است كه تنيدگي در زندگي روزمره امري اجتنابن اپذير است(بوندس، 2006). ولي مهم آن است كه چگونه انسان با اين بحران ها كنار آيد؟ مطالعه پاسخ انسان در موقعيت هاي فشارزا، نشان مى دهد كه انسان در برابر تهديدها و سمبل هاى خطر با استرس واكنش نشان مى دهد(رينز و همكاران، 2005). اما شدت اين واكنش(استرس) بسته به اينكه يك موقعيت معين را تا چه حد استرس زا ادراك مى كنند، نوسان دارد(كونواوس و دالاس، 2009). استرس ادراك شده حالت يا فرايندى روانشناختى است كه طى آن فرد بهزيستى جسمى و روانشناختى خود را تهديد آميز ادراك مى كند. در واقع ايجاد استرس بستگى به چگونگى برداشت و درك فرد از موقعيت ها و حوادث دارد. ممكن است، يك موقعيت براى فردى بى خطر و براى فرد ديگرى به صورت يك تهديد درك شود(كلارک، 2010). فولكمن و لازاروس، 1984)اعتقاد دارند، افرادى كه باور دارند هنگام مقابله با استرس، منابع كمكی در اختيار دارند، نسبت به استرس آسيب پذيرى كمترى نشان مى دهند.
لازاروس تعریف لغوی استرس را به صورت زیر تعریف کرده است استرس به طبقه وسیعی از مشکلات اشاره می کند که به این خاطر از مشکلات دیگر متمایز نشده است که با هر نوع تقاضایی که نظام را تحت فشار قرار می دهد، از نظام فیزیولوژیکی گرفته تا نظام اجتماعی یا نظام روانشناختی و پاسخ آن نظام سروکار دارد (لازاروس، 1971) او در ادامه می گوید که " واکنش شخص بستگی به این دارد که وی چگونه اهمیت یک رویداد آسیب زا، تهدید کننده یا چالش انگیز را آگاهانه یا ناآگاهانه تفسیر و ارزیابی می نماید"(تروج و سیمون؛ ترجمه توزنده جانی و کمال پور، 1386).
استرس مزمن، که معمولا با درجات مختلفی از اضطراب ضمنی همراه است، دارای آثار فیزیولوژیکی است که همراه با ناتوانی یا آسیب پذیری ژنتیکی عضو، برخی افراد خاص را مستعد اختلالات روان تنی می سازد. این عضو آسیب پذیر می تواند در هر قسمتی از بدن واقع شده باشد. برخی افراد واکنش دهنده های معده ای هستند و بعضی دیگر واکنش دهنده های قلبی- عروقی، واکنش دهنده های پوستی و یا نظایر آنها. این کم بنیگی یا آسیب پذیری احتمالا نشانه ژنتیکی دارد، ولی می تواند ناشی از آسیب پذیری اکتسابی نیز باشد و مثل ریه هایی که به علت سیگار کشیدن ضعیف شده اند(كاپلان و سادوك، 1996؛ ترجمه پورافکاری، 1384).
نتایج پژوهش ها نشان مي دهد فرآيندهاي روانشناختي نه تنها در سبب شناسي و سيماي باليني بيماري هاي قلبي- عروقي سهيم هستند، بلكه در چگونگي مقابله بيماران با بيماري نيز، نقش ايفا مي كنند (سارافينو، 2002). برنامه بازتواني قلبي يك رو يكرد تهاجمي به عوامل خطرساز مؤثر در عود بيماري محسوب می شود، به طوري که طی انجام مراحل ، امکان مديريت صحیح درمان را برا ي این بيماران فراهم مي كند و ضمن انجام آموزش و تقويت رفتارهاي سالم ، برگشت به فعالیت حرفه اي و فعالیت های روزمره را تسهيل كرده، به بهبود بيمار كمك مي كند(سعيدي، 1383).
ذهن آگاهی مبنی بر کاهش استرس یک برنامه مراقبه استاندارد شده است که در سال 1979 از تلاش برای یکپارچه کردن مراقبه ذهن آگاهانه بودایی با تمرینات روانشناختی و بالینی معاصر بوجود آمد. اگرچه در ابتدا به عنوان یک برنامه گروهی برای بیماران مبتلا به دردهای مزمن گسترش یافت ولی در دو دهه گذشته به عنوان یک شیوه درمان در بسیاری از بیماری ها مطرح شده است و تاثیرات خوبی در درمان بسیاری از اختلالات جسمانی و روانی از آن گزارش شده است (چیزا و سیرتی، 2009).

2-1-بيان مساله
طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی(WHO) بیمار ي هاي قلبی عروقی علت اصلی مرگ و میر در کل دنیا است و 82 درصد این مرگ و میرها در کشورهاي در حال توسعه مشاهده می شود . بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی سالانه در جهان بیش از 17 میلیون نفر در اثر بیماري هاي قلبی عروقی جان خود را از دست می دهند .بیماري هاي قلبی عروقی به عنوان یک اپیدمی مطرح است و از لحاظ مورتالیتی، موربیدیتی، ناتوانی هزینه اقتصادي به عنوان مهم ترین بیماري و عامل مرگ و میر تا سال 2020 مطرح شده است(سازمان بهداشت جهانی، 2010).
بيماري قلبي - عروقي يكي از بيماري هاي بسيار حساس به حالت هاي روانشناختي است. اين بيماري در دنياي غرب، بيش از هر بيماري ديگري مردم را مي كشد. در ايالات متحده بيش از نيمي از افراد بالاي چهل و پنج سال به علت بيماري قلبي يا بيماري مربوط به گردش خون مي ميرند(سليگمن و روزنهان، 1994). تا سال ها تصور می شد که شیوع بیماری قلبی –عروقی در مردان بیشتر از زنان است ولی پژوهش ها نشان می دهد درصد تمام مرگ و میرهای ناشی از بیماری های قلبی-عروقی در زنان (43 درصد) کمی بیشتر از مردان (37 درصد) است. با این وجود در حالی که تعداد مطلق مرگ میر های ناشی از بیماری های قلبی-عروقی در طی دهه های گذشته در مردان کاهش یافته ولی تعداد آن ها در زنان در طی این مدت افزایش داشته است. به نظر می رسد نقش التهاب و عوامل خطر ساز نظیر چاقی، دیابت نوع دو و سندرم متابولیک در ایجاد آترواسکلروز در زنان مهم تر از مردان است. همراهی بیماری های عروق کرونر با اختلال عملکرد عروق ریز کرونر در زنان بیشتر از مردان است(خدایی، 1388).
پژوهش هاي پیشین درباره سبب شناسی بیماري هاي قلبی - عروقی، برطیفی از عوامل خطرساز و ایجادکننده، مانند: مصرف دخانیات، فشارخون بالا، دیابت قندي، ازدیاد چربي خون و سابقه خانوادگی مثبت وبرخی عوامل خطرساز و جدیدتر از جمله چاقی، کاهش فعالیت هاي جسمی درزندگی روزانه ورژیم غذایی تاکیدداشته اند(کاسپر، فائوسیه، براون وهمکاران، 2005). تنها درسال هاي اخیربود که محققان متوجه شدندکه علاوه برمتغیرهاي پزشکی و بالینی متغیرهاي روانی نیز می تواند درشیوع اختلالات قلبی نقش مهمی داشته باشند(مسعودنیا، 1389 ،به نقل از آقایوسفی وشاهده، 1391).
بیشتر بیماران در هفته اول پس از بیماری در بیمارستان بعد از بهبودی از سکته قلبی دستخوش یک رشته تنش ها و ناآرامی های روانی می شوند، روشن است که این تجربه سخت که جان بیمار را به خطر انداخته است پرسش ها و واهمه های زیادی را در او بیدار می کند. تنش های پس از حمله قلبی از نظر درجه ژرفا متفاوت است گاهی دیده شده که برخی از بیماران زیر تنش های روانی خرد و فلج شده و بعضی دیگر بی تاب می گردند، به این معنی که آرزو دارند هرچه زودتر این رویداد را پشت سر گذاشته و به زندگی روزمره بازگردند(هربرت، کوهن، مارسلند و همکاران، 1994).
ذهن آگاهی به عنوان یک مداخله روانشناختی توجه روانشناسان بسیاری را که علاقمند به تحقیقات بالینی هستند به خود جلب کرده است، ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس یک برنامه راهنما است که تکنیک های ذهن آگاهی متنوعی را آموزش می دهد. در موقعیت های پزشکی مختلف نظیر بیماران با دردهای مزمن، سرطان و بیماری های قلبی بکار گرفته شده و نتایج دلگرم کننده ای داشته است (شیگاکی، کلس و اسکوپ، 2006) لذا با توجه به اینکه استرس، کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی نقش مهمی را در ایجاد و حتی فرایند بهبود بیماری ها از جمله بیماری قلبی ایفا می کنند، لذا سوال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا روش ذهن آگاهی منجر به کاهش استرس ادراک شده، بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی در بیماران قلبی می شود یا خیر؟
3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق
بیماری قلبی منجر به مشکلات تندرستی در افراد می شود.در طول یکسال 42 درصد از زنان و 24 درصد از مردان براثر حمله قلبی ناشی از آن از بین می روند (انجمن آمریکایی بیماری های قلبی، 1999).
مشکلات روحی که در مقاطعی از زمان گریبان گیر انسانها می شود توانایی آنها را درروبرو شدن با مسائل و مشکلات حتی بسیارساده زندگی کاهش می دهد. امروزه، به نقش استرس های عاطفی و روانشناختی در ایجاد بیماری های قلبی توجه بیشتری شده است (اسمیت، 1991؛ گلرنت و هوچمن، 1992؛ تاوازی و دیگران، 1991؛ تادلر و دیگران، 1990). استرس های مزمن و رام نشدنی می توانند اثرات زیانباری را روی سلامت جسمانی و روانشناختی داشته باشند. استرس ممکن است منجر به اختلالات و بیماریهای بدتری نظیر بیماریهای قلبی، اضطراب، افسردگی، دلشوره، سوء مصرف مواد، و اختلالات معدی – روده ای شود (استین، 1997؛ برنان و موس، 1990؛ لوی و کاین، چارت و هیت کمپر، 1990؛ شپیرو و گلدستین 1982؛ وایت هد، 1992، نقل از کریستوفر، 2008).
رایان و دسی نشان دادند که ذهن آگاهی به افراد در تعدیل الگوهای رفتاری منفی و افکار اتوماتیک و تنظیم رفتارهای مثبت مرتبط با سلامتی کمک می کند(جانکین، 2007). به عبارت دیگر، ذهن آگاهی از طریق ترکیب سرزندگی و واضح دیدن تجربیات می تواند تغییرات مثبتی را در شادکامی و بهزیستی ایجاد نماید(براون و رایان، 2003). پژوهش ها نشان داده اند که مراقبه ذهن آگاهی خلق را بهبود بخشیده و آموزش کوتاه مدت آن خستگی و اضطراب را کاهش می دهد(زیدان، دیاموند، دیوید و همکاران، 2010). آموزش ذهن آگاهی بر افسردگی، اضطراب و سازگاری روان شناختی تاثیر دارد(بهلیمجر، برنجر، تال و همکاران، 2010) و درمان مبتنی بر ذهن آگاهی به بهبود نشانه های استرس، اضطراب و عزت نفس منجر می شود(گلدین و گراس، 2010). بر اساس تحقیقات آموزش ذهن آگاهی باعث کاهش نشانه های اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر می شود(اوانس، فراندو، فیندلر و همکاران، 2008) و از عود و بازگشت افسردگی و اضطراب پیشگیری می کند(کاویانی و دیگران، 1387). بنابراین با توجه به مطالب فوق و اثرگذاری حالت های روانی بر بیماری قلبی و برعکس و با توجه به اینکه امروزه جمعيت این بیماران افزايش يافته و مشكلات جسماني و رواني اين قشر روند رو به افزايشي را دارد، ضرورت ار ائه روش هاي بهتر و مؤثرتر براي مقابله با مسائل روحی-روانی آنان بيش از پيش افزايش يافته است و اين مسأله پژوهشگران را بر آن داشته است تا در جستجوي راه حل هاي بهتر برآيند، از طرفی تحقیقات موجود در زمینه آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس مخصوصا در ایران بسیار اندك بوده و کمتر مورد توجه بوده است که این خود یکی دیگر از ضرورت های تحقیق حاضر می باشد.
4-1-اهداف تحقیق
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی
بررسی اثربخشی روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی
5-1-سوالات تحقیق
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
آیا روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد؟
6-1- فرضیه های تحقیق
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود بهزیستی روانشناختی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
روش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (MBSR) بر کاهش استرس ادراک شده بیماران قلبی اثر مثبت و معناداری دارد.
7-1-متغیرهای پژوهش
ويژگي هايي را كه پژوهشگر مشاهده يا اندازه گيري مي كند، متغير ناميده مي شوند(دلاور، 1385).
1-7-1-متغیر مستقل یا پیش بین
متغیری است که محقق می تواند در آن دخل و تصرف داشته باشد و ﺗﺄثیرات آن بر روی متغیر وابسته مشخص شود(دلاور، 1385)؛ که در این پژوهش، متغیر مستقل، «آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس» می باشد.
2-7-1-متغیر وابسته یا ملاک
متغیری است که محقق در آن دخل و تصرف ندارد و متغیر مستقل بر آن ﺗﺄثیر می گذارد(دلاور، 1385)؛ که در این پژوهش، « کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی و استرس ادراک شده» متغیر وابسته می باشد.
3-7-1-متغیر کنترل
در مطالعه متغیرها را نمی توان هم زمان مطالعه کرد، باید برخی متغیرها را خنثی نمود، متغیرهایی را که اثر آنها خنثی یا حذف می گردد، متغیر کنترل کننده گویند(دلاور، 1385)؛ كه در این پژوهش متغیرهای کنترل در انتخاب آزمودنی ها عبارتند از :
دامنه سنی آزمودنی ها بین 30 تا 60 سال
نداشتن سابقه بیماری روانی و مصرف داروهای روان گردان
عدم استفده از مداخلات روانشناسی و مشاوره ای دیگر
عدم ابتلاء به اختلالات سایکوتیک، دمانس و عقب ماندگی ذهنی
هوشیاری و توانایی شرکت در جلسات ذهن آگاهی و توانایی تکلم به زبان فارسی.
4-7-1-متغیر تعدیل کننده
عاملی است که توسط پژوهشگران انتخاب، اندازه گیری یا دستکاری می شود تا مشخص شود که تغییر آن موجب تغییر همبستگی بین متغیر مستقل و پدیده مشاهده شده می شود یا خیر. به عبارت دیگر متغیر مستقل ثانوی است که انتخاب می گردد(دلاور، 1385)؛ كه در این پژوهش، جنسيت به عنوان متغیر تعدیل کننده محسوب می شود.
8-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغیرها
1-8-1-تعاریف نظری
الف) کیفیت زندگی: دونالد(2001) کیفیت زندگی را اصطلاحی توصیفی عنوان می کند که به سلامت و ارتقاء عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و توانایی آنها برای انجام وظایف روزمره اشاره دارد.
ب) بهزیستی روانشناختی: احساس ذهنی خرسندي، شادکامی و رضایت از تجربیات زندگی، احساس موفقیت وتعلق پذیري است(سیگ ودینا، 2009).
ج)استرس ادراک شده: حالت يا فرايندى روانشناختى است كه طى آن فرد بهزيستى جسمى و روانشناختى خود را تهديد آميز ادراك مى كند. در واقع ايجاد استرس بستگى به چگونگى برداشت و درك فرد از موقعيت ها و حوادث دارد. ممكن است، يك موقعيت براى فردى بى خطر و براى فرد ديگرى به صورت يك تهديد درك شود(كلارک، 2010).
د)بیمار قلبی: بیماری قلبی وعروقی، نامی است عام و همگانی ومنظور از آن هر نوع بیماری قلب و رگ است، فشارخون، بیماری کرونری قلب، سکته مغزی و تب های روماتیسمی از نمونه های بیماری قلب و عروقی هستند. این بيماري در دنياي غرب، بيش از هر بيماري ديگري مردم را مي كشد. در ايالات متحده بيش از نيمي از افراد بالاي چهل و پنج سال به علت بيماري قلبي يا بيماري مربوط به گردش خون مي ميرند(سليگمن و روزنهان، 1994) و فردی که به این بیماری مبتلا است بیمار قلبی نامیده می شود.
ه) ذهن آگاهی: ذهن آگاهی مستلزم راهبردهای رفتاری، شناختی و فراشناختی ویژه برای متمرکز کردن فرآیند توجه است که به نوبه خود به جلوگیری از مارپیچ فروکاهنده خلق منفی – فکر منفی – گرایش به پاسخ های نگران کننده و رشد دیدگاه جدید و پدیدآیی افکار و هیجانهای خوشایند منجر میشود (سگال، تیزدل و ویلیامز، 2002).
2-8-1-تعاریف عملیاتی
الف)کیفیت زندگی: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه کیفیت زندگی( SF-36) (1992) میگیرد.
ب) بهزیستی روانشناختی: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989)میگیرد.
ج) استرس ادراک شده: میزان نمره ای است که آزمودنی (زنان و مردان بیمار قلبی) در پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS) (1983)میگیرد.
د) بیمار قلبی: عبارتست از فردی که طبق تشخیص های پزشکی به عنوان بیمار قلبی تشخیص داده شده است.
ه) ذهن آگاهی: عبارتست از تکنیک های آموزشی کابات زین (2005) كه برای افزایش آگاهی افراد در لحظه حال استفاده مي شود.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق

1-2-مقدمه
در فصل اول به بررسی مسئله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، اهداف و فرضیه های پژوهش و تعاریف نظری و عملی پرداخته شد.
در این فصل به بررسی زمینه و زیربنای علمی مسائل موردبحث و مرور یافته های قبلی در قلمرو پژوهش پرداخته می شود. بنابراین به بررسی مبانی و پایه های نظری بیماری قلبی، کیفیت زندگی، بهزیستی روانشناختی، استرس ادراک شده و ذهن آگاهی و پژوهش های مرتبط پرداخته خواهد شد.
2-2- مبانی نظری تحقیق
1-2-2-بیماری قلبی
بیماری قلبی منجر به مشکلات تندرستی در افراد می شود. در طول یکسال 42 درصد از زنان و 24 درصد از مردان براثر حمله قلبی ناشی از آن از بین می روند. نارسايي قلبي يكي از شايع ترين اختلالات قلبي و عروقي است و به عنوان يك اختلال مزمن، پيش رونده و ناتوان كننده مطرح مي باشد. شيوع و بروز آن با افزايش سن بالا مي رود به طوري كه در آمريكا تقريباً يك درصد افراد بيشتر از 50 سال و حدود ده درصد سالمندان بالاي 80 سال مبتلا به نارسايي قلبي هستند. از طرفي پيشرفت در اقدامات درماني و جراحي سبب شده بيماراني كه از مرگ در اثر انفاركتوس قلبي جان سالم به در مي برند، متعاقباً به نارسايي قلبي مبتلا شوند(جارسما، هالفنس، تن و دیگران، 2000). روند فزاينده نارسايي قلب ناشي از عوارض بيماري هاي عفوني، التهابي، عروقي و دريچه اي قلب نيز يك مشكل عمده بهداشتي و يك بيماري اپيدميك در ايالت متحده آمريكا محسوب مي شود به طوري كه در آمريكا5 ميليون نفر مبتلا به نارسايي قلبي بوده و سالانه حدود 500000 مورد جديد به اين رقم افزوده مي شود و انتظار مي رود در 30 سال آينده آمار موجود دو برابر شود( زمبروسکی، موزر، بات و دیگران، 2005).
در ايران نيز طبق آماري كه مركز مديريت بيماري ها در سال 1380 منتشر كرده است، تعداد مبتلايان به نارسايي قلبي در 18 استان كشور 3337 در 100000 نفرجمعيت گزارش شده است. طي يك بررسي در شهريور ماه سال 1377 در ايران، 25درصد از بيماران بستري در بخش هاي قلب دچار نارسايي قلب بوده اند(رهنورد، ذوالفقاری، کاظم نژاد و دیگران، 1384).
ناتواني قلب در خون رساني علايم متعددي نظير تنگي نفس، سرگيجه، آنژين صدري، ادم و آسيت را سبب مي شود. اين علايم منجر به عدم تحمل نسبت به فعاليت شده و تغييراتي را در سبك زندگي بيمار ايجاد مي كند كه بر رضايت و كيفيت زندگي وي تأثير مي گذارد. محدوديت هاي ايجاد شده همچنين وظايف شغلي، خانوادگي و زندگي اجتماعي بيمار را با مشكل مواجه كرده و سبب انزواي اجتماعي و افسردگي وي مي گردد (دندردال، تامپسون، میلس و دیگران، 2005). مارتنسون، دراکوپ، کاناری و دیگران (2003) نيز بيان مي كنند كه منبع اوليه افسردگي و كيفيت زندگي نامطلوب در اين بيماران به سبب وجود علايم متعدد فيزيكي ناشي از بيماري مي باشد. همچنين دندردال و دیگران بيان مي كنند شدت و تعدد علايم بيماري براي اين بيماران ماهيتي تهديدكننده داشته و احساس قريب الوقوع بودن مرگ سبب بروز اختلالات خلقي مي گردد. اضطراب، ترس، نگراني و اختلالات خلقي نهايتا سبب عدم بهره مندي از خواب مناسب مي شود (دندردال و دیگران، 2005). علايم فيزيكي ناشي از بيماري و عدم تحمل فعاليت، موجب انزواي اجتماعي و همچنين اختلال در روابط جنسي بيماران شده و در نتيجه نقش هاي بيمار در زندگي خانوادگي و اجتماعي را تغيير و نهايتاً رضايتمندي آن ها را از زندگي كاهش مي دهد. علاوه بر اين نياز به مصرف بعضي از داروها نظير ديورتيك ها، در روابط اجتماعي بيمار اختلال ايجاد كرده و به نوعي كيفيت زندگي آن ها را در بعد اجتماعي متأثر مي سازد(زامبروسکی و کنتیکی، 2003).
همچنين عدم تحمل فعاليت موجب مي شود اين بيماران در انجام فعاليت هاي معمول زندگي استقلال خود را از دست داده و در مراقبت از خود به ديگران وابسته شوند، لذا كيفيت زندگي خانواده اين بيماران نيز تحت تأثير قرار مي گيرد (مولی، جونستون و ویتهام، 2005). مطالعات متعددي نيز نشان داده است كه بيماران مبتلا به نارسايي قلبي از كيفيت زندگي مطلوبي برخوردار نيستند. تیزدل، سگال و ویلیامز (2003) طي پژوهشی مشخص نمودند كه عملكرد فيزيكي ضعيف و افسردگي، كيفيت زندگي نامطلوبي را در اين بيماران سبب مي شود. همچنين در پژوهشی كه توسط ریدینگر، دراکوپ، بریچت و همکاران (2001) انجام يافت، مشخص گرديد كه زنان مبتلا به نارسايي قلبي در مقايسه با زنان مبتلا به ديگر بيماري هاي مزمن كيفيت زندگي پايين تري دارند. جوهانسون، دال استروم و براستروم (2006) نيز طي تحقيقي نشان دادند بيماران مبتلا به نارسايي قلبي در مقايسه با مبتلايان ساير بيماري هاي مزمن نظير بيماري هاي مزمن انسدادي ريه، آرتريت، آنژين ناپايدار و بيماران با سابقه سكته قلبي ازكيفيت زندگي پايين تري بهره مند هستند. كيفيت زندگي مفهومي مرتبط با رشته پرستاري بوده و پرستاران همواره در جهت ارتقاي آن كوشيده اند. آن ها با ارايه خدمات درماني و مشاركت در تحقيقات پرستاري سعي در بهبود كيفيت زندگي بيماران داشته اند (کینگ و هیندس، 1998). از آن جا كه اين بيماري بر كل ابعاد زندگي بيمار يعني شرايط جسمي، رواني و اجتماعي تأثيرمي گذارد، پرستاران بايد با كسب اطلاعات جامع از كيفيت زندگي بيماران، برنامه ريزي هاي دقيق تري را انجام دهند(دندردال، تامپسون، میلس و دیگران، 2005). عليرغم وجود سابقه تحقيقات متعدد در خصوص كيفيت زندگي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي، پيچيدگي و گستردگي تعاريف و ابعاد كیفيت زندگي اهميت انجام پژوهش هاي نو در موضوع مورد بحث را بيش از پيش نمايان مي سازد (کینگ و هیندس، 1998).
شيوع بيماري هاي قلبي عروقي مخصوصا بيماري قلبي كرونري، به شدت در چين، هند، پاكستان و خاورميانه و از جمله ايران در حال افزايش است. در ميان كشورهاي توسعه يافته، ميزان هاي مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي عروقي در ميان كشورهاي استقلال يافته شوروي سابق بيشترين، در ايالات متحده و ار وپاي غربي متوسط و در ژاپن كمترين است (کاسپر، برندوال، فایوسی و دیگران، 2005). سازمان بهداشت جهاني اظهار مي دارد كه بيش از 50 درصد از مرگ ها و ناتواني هاي ناشي از بيماري هاي قلبي و سكته مغزي، كه با همديگر هر ساله بيش از12 ميليون نفر را در سرتاسر جهان مي كشند، مي تواند با تركيبي از تلاش هاي ملي و اعمال فردي موثر و ارزان و ساده، با كاهش عوامل خطر اصلي مثل فشار خون بالا، كلسترول بالا، چاقي و سيگار، برطرف گردد. از آنجا كه پيشرفت بيماري قلبي عروقي به آساني متوقف مي شود، مزاياي اكثر اين مداخلات تركيبي مي توانند در عرض 5 سال اول اجرا به دست آيند. اگر هيچ اقدامي جهت بهبود سلامت قلبي عروقي صورت نگيرد و روند كنوني ادامه يابد، اين سازمان تخمين مي زند تا سال 2020 در سراسر جهان، 25 درصد از سال هاي سلامت زندگي به دليل بيماري قلبي عروقي از دست خواهد رفت و بيشتر اين رقم مربوط به كشورهاي در حال توسعه است(سایت سلامت جهانی، 2007). موج همه گيري بيماري هاي قلبي عروقي در كشورهاي در حال توسعه در ابتدا افراد مرفه تر را تحت تاثير قرار داد، اما با پيشرفت همه گيري، اين روند اجتماعي معكوس شد و افرادي كه از نظر اجتماعي اقتصادي در سطح پايين تري بودند مستعد آسيب پذيري بيشتري شدند. مطالعات انجام شده در برخي از كشورهاي در حال توسعه نشان داده است كه فقيران نسبت به ثروتمندان در معرض خطر بالاتر حمله قلبي قرار دارند. همچنين، فقيران دسترس كمتري به خدمات بهداشتي داشته و عوامل خطر آنها در زمان مناسب تشخيص داده نشده و در نتيجه درمان موثري را دريافت نمي كنند. بنابراين، غفلت از همه گيري بيماري هاي قلبي عروقي بي عدالتي بزرگي در حق كشورها و مردمان فقير است (ردی، 2004) مطالعات انجام شده در سال 1382 در ايران نشان مي دهد كه بدون در نظر گرفتن تلفات ناشي از زلزله بم، تعداد 320204 مورد مرگ واقع شده است كه اولين علت از نظر تعداد، مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي-عروقي است و پس از آن حوادث و سوانح غيرعمدي قرار دارد. در همين سال تعداد موارد مرگ ناشي از بيماري هاي قلبي عروقي براي مردان 72682 و براي زنان 62068 و در كل 134750 مورد بوده است (نقوی، 1383).
بيماري عروق كرونر قلب در اثر تنگي و انسداد عروق كرونر، عروقي كه خون سرشار از اكسيژن را به قلب مي رسانند، به وجود مي آيد .اين بيماري يكي از عامل هاي اصلي مرگ و مير در جهان محسوب مي شود (سارافينو، 2002.، سماوات و حجت زاده، 1384).
افسردگی، اضطراب، رفتار نوع A، خصومت، خشم و استرس روانی حاد به عنوان عوامل خطرساز پیدایش و تظاهر بیماری های کرونری محسوب می شوند. عاطفه منفی در معنای کلی آن، وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین و حمایت اجتماعی اندک رابطه معناداری با هریک از این عوامل روانشناختی دارند و برخی پژوهشگران معتقدند خصوصیات اخیر شاخص های معتبرتری از خطرات روانشناختی محسوب می شوند. داده های هنجاری پیری که بر روی 498 مرد با میانگین سنی 60 سال انجام شد نشان داد بین هیجانات منفی(ترکیبی از علائم اضطرابی و افسردگی) و بروز بیماری کرونری رابطه وجود دارد. اما در حال حاضر قویترین شواهد موجود مربوط به افسردگی است. مطالعات انجام شده بر روی افراد دچار بیماری شریان کرونر نیز نشان می دهد وجود افسردگی در این بیماران خطر پیامدهای نامطلوب مرتبط با بیماری کرونر، از جمله انفارکتوس میوکارد، عمل تجدید عروق در آنژین ناپایدار و مرگ را تقریبا دو برابر افزایش می دهد. افسردگی شدید شش ماه پس از پیوند بای پس شریان کرونر و یا تداوم علائم افسردگی متوسط که پیش از جراحی شروع شده و پس از شش ماه ادامه یابد، پیش بینی کننده افزایش خطر مرگ در طول پنج سال آتی است (کاپلان وسادوک، 2007؛ ترجمه رضاعی و فرزین، 1387).
متاسفانه بیشتر مردم تا خودشان و یا یکی از عزیزانشان دچار سکته قلب نشوند، به این نکته توجه ندارند که آنها نیز ممکن است در معرض خطر بیماری سرخرگ های تاجی باشند. چنین می نماید که خانم ها بیشتر دچار عقده انکار این بیماری هستند بسیاری از آنها بر این باورند که بیماری قلبی، تنها خاص مردان است، در حالیکه بررسی های آماری خلاف این را نشان داده است. هرساله 480 هزار خانم بر اثر بیماری های قلبی یا دیگر بیماری های عروق جان می سپارند واین بسیار بیشتر از شمار زن هایی است که از سرطان درمی گذرند. علاوه بر این سکته قلبی در خانم ها بدفرجام تر و شدید تر از مردان است(انجمن قلب آمریکا، 1996).
بسیاری از بیماران اظهار می دارند که هیچ دردی که نشانه خاص سکته قلبی باشد احساس نکرده اند و به جای آن احساس دیگری مانند(ناراحتی، فشار در قفسه سینه، سستی و ناتوانی) و یا حتی بدی گوارش کرده اند(در پاره ای از موارد درد و ناراحتی احساس نمی شود) و چون سکته قلبی بر گردش خون، تنفس و ریه ها تاثیر می گذارد، بیماران ممکن است پس از حمله دچار گیجی و منگی و یا تنگی نفس شوند. بالاخره گاه بیمار دچار سکته قلبی دچار آشفتگی است و پیوسته در حرکت است و از جایی به جای دیگر می رود تا بلکه احساس راحتی کند(انجمن قلب آمریکا، 1996).

— (306)

1) این پایان نامه /رساله حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمی و پژوهشی دیگران اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) این پایان نامه / رساله قبلاًبراي دریافت هیچ مدرك تحصیلی هم سطح، پائینتر یا بالاتر در سایر دانشگاهها و موسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و ... از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطعی زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را میپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی: سکینه کریمی
تاریخ وامضاء: اثرانگشت:
این تعهدمی بایست درحضورنماینده پژوهش امضاء واثرانگشت شود.
تشکر و قدرداني
حمد و سپاس خالق هستي را که بر من منت نهاد و توفيق انجام اين پژوهش را به من ارزاني نمود. لذا وظيفه خود مي دانم نهايت سپاس خويش رانسبت به استاد ارجمند،استادراهنماسرکارخانم میترا محمودی ابراز نمايم که با بردباري و سعه صدر خويش، ضمن بهبود و تقويت مراحل مختلف تحقيق، زمينه هاي ارتقاء و بهره وري هرچه بيشتر آن را فراهم آورند .
بر خود واجب مي‌دانم مراتب تقدير وتشکر خويش راازاستاد گرامي، استاد مشاور سرکار خانم دکتر لادن هاشمی اعلام نمايم که همواره بامشاوره های خودمساعدت لازم رامبذول فرمودند.همچنین از زحمات مدير گروه محترم بخش روانشناسي، سرکار خانم دکتر محبوبه چین آوه به خاطر راهنمايي های مفيدو سازنده شان درمراحل مختلف تحصیل صميمانه تشکر و قدرداني مي نمايم وتوفيق روزافزون ايشان را از درگاه ايزد منان خواستارم .
همچنين از تمامي اساتيدي که بر من منت استادي دارند و از تمامی دوستانی که مرا در امر این پایان نامه یاری نمودند تشکر و قدرداني مي نمايم .

تقدیم به:
آفریدگار دانا که مرا علم وفکرت آموخت
وهمه تلاش گران عرصه علم ودانش
فهرست مطالبعنوان صفحه TOC \o "1-3" \h \z \u
چکیده PAGEREF _Toc381114270 \h 1فصل نخست : کلیات پژوهش1-1-مقدمه PAGEREF _Toc381114273 \h 42-1-بیان مسئله PAGEREF _Toc381114274 \h 63-1-اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc381114275 \h 144-1- اهداف تحقیق PAGEREF _Toc381114276 \h 175-1-فرضيه‌های پژوهش PAGEREF _Toc381114277 \h 186-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغيرها PAGEREF _Toc381114278 \h 18فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه تحقیقاتی1-2 – مبانی نظری مهارت های زندگی PAGEREF _Toc381114281 \h 222-2- مبانی نظری ارتباط موثر PAGEREF _Toc381114283 \h 283-2-مبانی نظری متغیرابراز وجود PAGEREF _Toc381114284 \h 334-2-مبانی نظری متغیراضطراب PAGEREF _Toc381114286 \h 615-2-مبانی نظری متغیرپرخاشگری PAGEREF _Toc381114288 \h 766-2 –مبانی نظری متغیرفرسودگي شغلي PAGEREF _Toc381114289 \h 927-2-پیشینه تحقیقاتی PAGEREF _Toc381114293 \h 1131-7-2-آموزش ابرازوجود واضطراب PAGEREF _Toc381114294 \h 113عنوان صفحه
2-7-2-آموزش ابرازوجود وپرخاشگری PAGEREF _Toc381114295 \h 1183-7-2-آموزش ابرازوجود وفرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114296 \h 1204-7-2-ابرازوجود PAGEREF _Toc381114297 \h 121جمع بندی PAGEREF _Toc381114298 \h 124فصل سوم : روش تحقیق1-3-طرح کلی پژوهش PAGEREF _Toc381114301 \h 1252-3-جامعه آماری PAGEREF _Toc381114302 \h 1253-3- نمونه تحقیق PAGEREF _Toc381114303 \h 1254-3-روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc381114304 \h 1265-3-اطلاعات جمعیت شناختی PAGEREF _Toc381114305 \h 1266-3- ابزارهای پژوهش PAGEREF _Toc381114315 \h 1291-6-3-پرسشنامه اضطراب بك PAGEREF _Toc381114316 \h 1292-6-3-پرسشنامه پرخاشگری باس و پری PAGEREF _Toc381114318 \h 1303-6-3-پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاچ PAGEREF _Toc381114320 \h 1327-3-شیوه اجرای پژوهش PAGEREF _Toc381114322 \h 1348-3-تحلیل داده ها PAGEREF _Toc381114323 \h 1379-3 -ملاحظات اخلاقی PAGEREF _Toc381114324 \h 137عنوان صفحه
فصل چهارم : یافته های پژوهش1-4- یافته های توصیفی مربوط به متغیر های پژوهش PAGEREF _Toc381114327 \h 1392-4- بررسی فرضیه های پژوهش PAGEREF _Toc381114336 \h 145فصل پنجم : بحث و نتیجه گیریمقدمه PAGEREF _Toc381114358 \h 1635-1- خلاصه PAGEREF _Toc381114359 \h 1635-2- فرضيه‌های پژوهش PAGEREF _Toc381114360 \h 1655-3- محدودیت های پژوهش PAGEREF _Toc381114361 \h 1855-4- پیشنهادهای پژوهش PAGEREF _Toc381114362 \h 186پیشنهادهای پژوهشی PAGEREF _Toc381114363 \h 186پیشنهادهای کاربردی PAGEREF _Toc381114364 \h 187پیوست ها PAGEREF _Toc381114365 \h 189فهرست منابعمنابع فارسی PAGEREF _Toc381114368 \h 195منابع لاتین PAGEREF _Toc381114372 \h 210Abstract PAGEREF _Toc381114374 \h 222فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول1-2:جنبه های مختلف واکنش اضطراب PAGEREF _Toc381114287 \h 64جدول2-2:مهمترين نشانه هاي فرسودگي شغلي PAGEREF _Toc381114291 \h 103جدول شماره1-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر جنسیت PAGEREF _Toc381114306 \h 126جدول شماره 2-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تأهل PAGEREF _Toc381114307 \h 127جدول شماره3-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تحصیلات PAGEREF _Toc381114308 \h 127جدول شماره4-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر نوع استخدام PAGEREF _Toc381114309 \h 127جدول شماره5-3یافته های توصیفی مربوط به سن افراد نمونه PAGEREF _Toc381114310 \h 127شماره6-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر شغل PAGEREF _Toc381114311 \h 128جدول شماره 7-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر سابقه کار PAGEREF _Toc381114312 \h 128جدول شماره8-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر محل خدمت PAGEREF _Toc381114313 \h 128جدول شماره9-3مشخصات افراد نمونه بر حسب متغیر تعداد فرزند PAGEREF _Toc381114314 \h 129جدول شماره10-3آلفای کرونباخ پرسشنامه اضطراب PAGEREF _Toc381114317 \h 130جدول شماره11-3آلفای کرونباخ پرسشنامه پرخاشگری PAGEREF _Toc381114319 \h 132جدول شماره12-3آلفای کرونباخ پرسشنامه فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114321 \h 134جدول شماره 1-4یافته های توصیفی متغیر اضطراب مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114328 \h 140عنوان صفحه
جدول شماره 2-4یافته های توصیفی متغیراضطراب مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114329 \h 140جدول شماره3-4یافته های توصیفی متغیرپرخاشگری وابعادآن مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114330 \h 141جدول شماره 4-4یافته های توصیفی متغیر پرخاشگری وابعاد آن مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114331 \h 141جدول شماره5-4یافته های توصیفی شدت ابعادفرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه آزمایش در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114332 \h 142جدول شماره6-4یافته های توصیفی شدت ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون وپس آزمون PAGEREF _Toc381114333 \h 143جدول شماره7-4یافته های توصیفی شدت ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه آزمایش درپیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114334 \h 144جدول شماره8-4یافته های توصیفی فراوانی ابعاد فرسودگی شغلی مربوط به نمرات گروه کنترل در پیش آزمون و پس آزمون PAGEREF _Toc381114335 \h 144جدول 9-4جدول همبستگی متغیرهای پژوهش پیش آزمون PAGEREF _Toc381114337 \h 147جدول شماره 10-4 مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر اضطراب پیش از آموزش گروهی ابراز وجود PAGEREF _Toc381114338 \h 148عنوان صفحه
جدول شماره11-4 مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر اضطراب پس از آموزش گروهی ابراز وجود PAGEREF _Toc381114339 \h 148جدول شماره 12-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در متغیر پرخاشگری و ابعاد آن PAGEREF _Toc381114340 \h 149جدول شماره13-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت پرخاشگری بدنی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114341 \h 150جدول شماره14-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت پرخاشگری کلامی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114342 \h 151جدول شماره15-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت نمره کل پرخاشگری گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114343 \h 151جدول شماره16-4 اثر پیلایی و لامبدای ویلکز PAGEREF _Toc381114344 \h 152جدول شماره 17-4تحلیل واریانس چند متغیره گروه آزمایش و کنترل در ابعاد خشم و خصومت PAGEREF _Toc381114345 \h 152جدول شماره 18-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در شدت فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114346 \h 153جدول19-4تحلیل واریانس یک طرفه گروه آزمون و کنترل در متغير فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114347 \h 153جدول شماره 20-4 مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در شدت ابعاد فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114348 \h 154جدول شماره21-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت عملکرد شخصی گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114349 \h 155عنوان صفحه
جدول شماره22-4تحلیل کوواریانس برای بررسی تفاوت درگیری گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون PAGEREF _Toc381114350 \h 156جدول 23-4جدول همبستگی متغیرهای پژوهش پس آزمون PAGEREF _Toc381114351 \h 157جدول شماره24-4اثر پیلایی و لامبدای ویلکز PAGEREF _Toc381114352 \h 158جدول شماره25-4تحلیل واریانس چند متغیره گروه آزمایش و کنترل در ابعاد مسخ شخصیت و خستگی هیجانی PAGEREF _Toc381114353 \h 159جدول شماره 26-4مقایسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمایش در فراوانی ابعاد فرسودگی شغلی PAGEREF _Toc381114354 \h 160جدول شماره27-4 اثر پیلایی و لامبدای ویکلز PAGEREF _Toc381114355 \h 161فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل1-2:فرایندایجادجو PAGEREF _Toc381114290 \h 99
اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی
بهوسیلهی: سکینه کریمی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت ودرمان شهرستان پاسارگادانجام گرفت.پژوهش حاضرآزمایشی وازنوع پیش آزمون–پس آزمون باگروه کنترل بوده است.جامعه آماری این پژوهش کارکنان شبکه بهداشت ودرمان شهرستان پاسارگاد بوده که تعداد آنها204 نفر ونمونه آن شامل72نفر پرسنل است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدندودردوگروه آزمایش وکنترل قرارگرفتند.درابتدا پیش آزمون توسط هردوگروه تکمیل وسپس گروه آزمایش در8جلسه 60دقیقه ای تحت آموزش گروهی ابراز وجود قرار گرفتند،گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند.
پس ازمدت دو ماه پس آزمون برای هردوگروه اجراشد.ابزارپژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک، پرخاشگری باس وپری وفرسودگی شغلی ماسلاچ بود. داده های پژوهش بااستفاده ازآمار توصیفی نظیر میانگین،انحراف معیار وواریانس و ازآمار استنباطی نظیر تی تست مستقل ،تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا)، وکواریانس استفاده شدوتوسط نرم افزار Spss-18 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته های این پژوهش نشانگر آن است که فرضیه های مبتنی بر آموزش گروهی ابرازوجود برکاهش اضطراب، پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان تاییدنشد.تاثیرعوامل سازمانی،فرهنگی،اجتماعی،فردی،روانشناسی وآموزشی درکاهش ابرازوجودکارکنان شبکه بهداشت ودرمان کاملا"مشهودمی باشدوباتوجه به ارتباط تنگاتنگ مهارت های زندگی باتعدادی عوامل می بایست کارکنان تمامی مهارتهای زندگی رادریک برنامه مدون آموزشی بافرهنگ سازی درمورداین مهارتها درخانواده وسازمانها کسب کنند،تاتاثیرپذیری این آموزش بیشترگردد.
کلید واژه:آموزش گروهی ابراز وجود،اضطراب،پرخاشگری ،فرسودگی شغلی.
فصل نخستکلیات پژوهش
1-1-مقدمه
زندگي امروزي بشرروز به روزپيچيده ترمي شودوخطرات متعددي تندرستي وزندگي انسانهاراتهديدمي كند.رفتارها،عادات وروش زندگي ازاهميت بسياري برخورداراست.
شكي نيست كه اكثربيماري ها علاوه برعلل بيولوژيكي،داراي علل اقتصادي،اجتماعي ورفتاري نيزمي باشندازاين رو،نقش مهارت هاي فردي وارتباطي، به همراه مهارت هاي خلاقیت وگفتگودرزندگي وعصرحاضربيشتراحساس مي شود(فولادی،1383، به نقل از معتمدین ،1384).
متخصصان علوم رفتاری معتقدند ،یکی از موثرترین برنامه هایی که به افراد کمک می کند تا زندگی بهتر وسالم تری داشته باشند،برنامه آموزش مهارتهای زندگی است. هدف ازاین برنامه کمک به افراد جهت شناخت هر چه بهتر خود ، برقراری روابط بین فردی مناسب و موثر ، کنترل هیجانات ، مدیریت داشتن بر شرایط تنش زاوحل کردن هرچه بهتر مسائل ومشکلات افراد است.در سایه تامین چنین هدفی، توانایی های روانی- اجتماعی افرادافزایش پیدا می کندو با ارتقای توانای های روانی- اجتماعی افراد یک جامعه می توان سطح بهداشت روان رادرآن جامعه بالا بردوازبروز آسیب های اجتماعی پیشگیری کرد . برای ایجادوافزایش توانایی های روانی - اجتماعی وارتقاء سطح سلامت ، آموزش هر یک از این حوزه ها ضروری است . تحقیقات نشان داده است اگر ما دانش و اطلاعات لازم را در اختیار افراد قرار دهیم وموقعیت هایی را بوجود آوریم که طی آن افراد بتوانند آموخته های خود را به صورت عملی تجربه کنند، آن گاه این دانش و ارزش ونگرش به توانای های بالفعل تبدیل خواهد شد.این توانمندی به افراد کمک می کندتابداننددرهرموقعیت چه کاری بایدانجام دهندوچگونه بایدآن را انجام دهند(سلطانی، 1387).
درعصر کنونی دوتغییر عمده فرهنگی درجوامع مختلف به وجود آمده است:یکی این که ارتباطات شخصی نسبت به گذشته ارزش بیشتری یافته وبه صورت یک منبع اصلی خود ارزشمندی ورضایت از زندگی درآمده است ودیگرآن که دامنه رفتارقابل قبول اجتماعی به طورقابل توجه ی گسترش یافته است.درچارچوب این زمینه فرهنگی،علاقه به جرات آموزی،نه به صورتی که حالت زودگذر،بلکه ضرورت آن به شکلی که شیوه مؤثر دائمی احساس می شود.جرأت آموزی برخی ازنیاز های فرهنگی قوی وفراگیرراارضامی کندودوهدف عمده دارد:یکی کاهش اضطراب اجتماعی ودیگری کسب مهارتهای اجتماعی(رحیمی وهمکاران ،1385). با توجه به اينكه انسان موجودي اجتماعي است همواره سعي مي كندتا مهارت هايي جهت تسهيل روابط خود باديگران كسب نمايد.آموزش ابرازوجودروشي است كه درآن رفتارهاي مناسب اجتماعي براي ابرازوبيان احساسات،نگرشهااوآرزوها،نقطه نظرات وعلايق به افرادآموخته مي شوندتابتوانندبه راحتي وبدون ترس ونگراني ،باورها،احساسات وعواطف خود را ابراز كنند. ابراز وجود،کارکردی فردی است که به سازگاری در تعامل اجتماعی کمک می کند. کنش ناموفق در ابراز وجود، بر اضطراب ،افسردگی و اختلالات شخصیتی می افزاید(میچی،2004).بنابراین جرأت ورزی عملکردی است که دارای جنبه های شناختی،هیجانی ورفتاری است ونمایانگرتوانمندی فرددر برخوردمؤثرباخواسته های محیطی می باشد.فردی که دارای جرأت ورزی مناسب است نه تنها درمواجهه بامشکلات وعوامل تنش زارویارویی بهتری دارد،بلکه به جهت رفتارموفقیت آمیز در برخوردبا این عوامل ،ارزیابی شناختی مثبت تری ازخودداشته وبه تبع آن هیجان هاوعواطف مثبت تری را نیز تجربه می نماید(پرازلی وهمکاران،2002).
به نظرمي رسد افرادي كه ازقاطعيت بالايي برخوردار نيستند،به طور ضمني شخصيت مضطرب نيزپيدا مي كنند فرد به علت عدم جرأت ورزي مطلوب به دليل ترس از دست دادن دوستان و احترام، قادر نيست احساساتش يا اختلاف نظرهايش را به زبان آورد، بنابراين به دليل ترس ازطرد شدن و ترس از ارزشيابي منفي مضطرب مي شوندبه طوري كه درمطالعات ارتباط نسبتاً قوي، معكوس ومعناداري را بين اضطراب تحصيلي وقاطعيت نشان داده شده است(شریفی راد وهمکاران،1390). شرقی(1383)دریافت که آموزش ابراز وجود باعث افزایش ابرازوجود،کاهش اضطراب اجتماعی،پرخاشگری وافسردگی می شود.
محيط بشر شامل عوامل فيزيکي،اجتماعي و رواني است که هر کدام در وضعيت سلامتي بشر نقش مهمي دارند .يکي از عوامل تنيد گي زا در انسان،محيط کار وي است که مي تواند ديگر حيطه هاي زندگي اورا تحت تأثير قرار دهد .قسمت عمده اي اززندگي روزانه ي هر شخص صرف اشتغال به کار مي شود.اداره اطلاعات آمريكا بيان داشته است كه در ميان مشاغل، مشاغل بهداشتي-درماني با بالاترين ميزان آسيبهاي شغلي و از جمله فرسودگي شغلي همراه هستند (خدابخش ومنصوری، 1389).دراین پژوهش تاثیر آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی کارکنان مدنظر می باشد.
2-1-بیان مسئله
مهارت هاي زندگي عبارتند از: مجموعه اي از توانائي ها كه زمينه سازگاري و رفتار مثبت و مفيد را فراهم مي آورند، اين توانائي ها فرد را قادر مي سازند كه مسئوليت هاي نقش اجتماعي خود را بپذيرد و بدون لطمه زدن به خود و ديگران با خواست ها ، انتظارات و مشكلات روزانه ، به ويژه در روابط بين فردي به شكل مؤثري روبه رو شود. انسان در تعاملات حياتي خود با محيط اجتماعي واجد صفاتي خاص مي شود. مهم ترين تأثيراتي كه محيط زندگي بر رفتار به جاي مي گذارد از طريق احساسات و عواطف است و همين ها است كه نگرش آدمي را تحت تأثير قرار داده، تغييراتي اساسي را رقم خواهد زد و نهايتا"در اين تعاملات ،آدمي تجربياتي را كسب مي كند که پس از تكرار و تمرين رفتارها، مهارت هايی را به وجود مي آورد (نوري قاسم آبادي، 1379).
براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني پيش بيني مي شود كه پس از سال 2010، كمتر كسي قادر خواهد بود بدون كسب مهارت هاي اجتماعي و ابراز وجود، زندگي رضايت بخشي داشته باشد. تأثير آموزش اين مهارت ها بر موفقيت در زندگي، از طريق دستكاري ظرفيت رواني -اجتماعي افراد امكان پذير است. بنابراين آموزش اين مهارت ها،ظرفيت رواني-اجتماعي افرادرا بالابرده وآنهاقادرمي سازد تا با انديشه و تحليل موقعيت، به رفتاري سازگارانه و همراه با تحمل روآورند.
يكي از مهارت هايي كه در درمان هاي مبتني بر آموزش مهارت هاي اجتماعي مورد نظر قرار مي گيرد، آموزش مهارت ابراز وجود مي باشد كه در طي بررسي هاي چندي اثر بخشي آن نيز نشان داده شده است، پژوهش ها نشان داده اند كه آموزش ابراز وجودمي تواند برمشكلاتي كه داراي جنبه هاي شناختي و رفتاري همانند اضطراب، افسردگي، هراس هاي اجتماعي و افزايش تعاملات اجتماعي هستند اثر گذار باشد(كيخاي فرزانه ،1390). يونيسفیکی از سطح های مهارت های زندگی راشامل مهارت هایی معرفی می کندکه در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرند،یکی از آنها رفتار جرأت‌مندانه(ابراز وجود) است.جرات ورزي يا ابراز وجود را مي توان قلب رفتار ميان فردی(لين وهمكاران، 2004) يا مهارت برقراري ارتباط ميان فردي( آلبرتي و امونز،1977)برشمرد.برنامه ي آموزش ابراز وجود مي تواند،اطلاعات، باورهاورفتارهاي سلامت عمومي افرادرا بهبود بخشد به طوري كه آنها بتوانند ديدگاه خود را تغيير دهندوروابط بين فردي ايجاد نمايند(خلعتبری وهمکاران ،1389).ابرازوجوديك شيوه ساخت يافته براي بهبوداثربخشي روابط اجتماعي مي باشد.رفتارهاي ابرازوجودباعث ايجادارتباط نزديك با ديگران وابراز دامنه وسيعي از نيازها وافكار مثبت ومنفي، بدون احساس گناه و اضطراب مي شوددر واقع ابراز وجود نمودن يعني افكار، نظريات، عقايد واحساسات ما وديگران به يك اندازه حائز اهميت هستند، به شرطي كه به حقوق ديگران لطمه نزند.
در مداخلات ابراز وجودي فردبا تلاش براي كشف وتعريف مشكل، پيگيري هدفهاي مورد نظر، تكرار نقش گذاري، واژگون سازي نقش وارائه تدريجي ومتوالي رفتارهاي مطلوب، شيوه هاي مناسب را براي بيان خواسته هاي خود مي آموزد.بنابراين با فراگيري روشهاي ابراز وجود، قادر خواهند بود تا به راحتي احساسات وافكار خود را با ديگران در ميان بگذارند(مردانی وحیدری ،1389).
پژوهش هاي بي شماري نشان داده اندكه بسياري از مشكلات بهداشتي واختلالات رواني عاطفي ريشه هاي رواني - اجتماعي دارند.همه ما در زندگي با چالش ها و مشكلات مواجه می شويم، با اين حال هر كسي به شيوه خاصي به مسائل پاسخ می دهد (نادری وهمکاران ،1388).
فقيرپور( 1377 )مي گويد افرادي كه به علت عدم مهارت هاي ارتباطي مهم بين فردي و اجتماعي نميتوانند احساسات و خواسته هاي خويش را بيان كنند و يا از عهده تقاضاهاي نا معقول ديگران برنمي آيند غالبا" از طرف افراد ديگرتحت سلطه قرارمي گيرند، عزت نفس رااز دست داده واحساس مي كنند كنترلي بر وقايع زندگي خويش ندارند درنتيجه از رويارويي با مسائل مختلف زندگي اجتناب مي كنند ، خوشنودي و احساس رضايتمندي انسان درزندگي تاحدودي به ارضاء نيازهايي وابسته است كه محصول ارتباط با ديگران هستند،ماننددوستي، احترام ، پيشرفت ، اعتماد و عزت نفس (فقيرپور،1377).
انسان فطرتا” به هنگام بحران يا كشمكش ، به تعارض متوسل مي شود و يا براي رهايي درجستجوي راه گريز است اگرچه اين غريزه براي نياكان ما مفيد بوده است اما درعصركنوني به طور مطمئن چندان كاري ازآن ساخته نيست زيرااگربخواهيم با توسل به غريزه ي ستيزه جويي وبه قيمت زيرپا نهادن حقوق ديگران برنده شويم روابطي آكنده ازخصومت،خشم وانزجار درانتظارمان هست ،اگرهم به غريزه ي گريز اتكا كنيم و با رفتاري انفعالي و كوركورانه به اطاعت ديگران گردن نهيم نتيجه آن خواهد شد كه يا هردو دراين بازي بازنده ايم يا به ديگران اجازه داده ايم تا با ناديده انگاشتن حقوق ما برنده شوند. در اينجا است كه رفتارهاي پرخاشگرانه – منفعلانه ، پرخاشگري منفعلانه وپرخاشگری سلطه گر به عنوان سه راه ناسالم ارتباطي اثرات رواني ، جسمي ، اجتماعي خود را، بجا خواهندگذاشت چنين افرادي بدليل ناتواني در برقراري ارتباط سالم يا بي اطلاعي از آن به چنين رفتارهايي روي مي آورند .
بيتسون در سال 1972 در اين رابطه مي گويد شناخت ارتباط سالم مي تواند گامي موثر درجهت نيل به سلامت جسمي و روحي افراد باشد ، اهميت ارتباط سالم بين افراد به اندازه اي است كه با اهميت دادن به آن مي توان خود افراد را سالم كرد ، افراد فاقد ابراز وجود فكر مي كنند كه ديگران آنها را به حساب نمي آورنددرحالي كه بيان بازاميال مي تواند موجب شود كه فردنقشي رابدست آورد كه برپايه آن ديگران اورابه حساب آورند(حمیدی وهمکاران،1368).قاطعيت به اين مفهوم است كه اشخاص احساسات مثبت ومنفي خود را بدون تجاوزبه حقوق ديگران بيان كنند(ام ،پاترسون ،2002،به نقل از تقوی ،1388).
ابراز وجود رفتاري است كه شخص را قادر مي سازد به نفع خود عمل كند، بدون هرگونه اضطرابي روي پاهاي خود بايستد، احساسات واقعي خود را صادقانه ابراز كند و با توجه نمودن به حقوق ديگران حق خود را بگيرد(روبرت ،1982،به نقل از رنجبر کهن،1389 ).اضطراب عبارت ازيک حالت هيجانی ناخوشاينداست که منابع آن کمترمشخص بوده وبا اعراض فیزيولوژيکی که می تواند به خستگی وحتی تحليل قوا پيش برود همراهی مي گردد.اضطراب معمول ترين پاسخ به محرك تنش زا است . منظور از اضطراب، هيجاني است ناخوشايند كه همه ما درجاتي از آن رادر حالتهايي همچون دلشوره ، نگرانی ،تنش وترس را تجربه کرده ایم .فرويد از نخستين كساني بود كه به اضطراب اهميت فراواني داد .وي بين اضطراب عيني و اضطراب روان رنجور تمايز قائل شد، به اين ترتيب كه اولي را پاسخ واقع بينانه در برابر خطر بروني و همسان با ترس و دومي را اضطراب كه ريشه در يك تعارض ناهشيار دارد ، محسوب کرد. در نظريه يادگيري اجتماعي ، به جاي تعارض هاي دروني شيوه هايي در مدار توجه قرار مي گيرد كه طي آن اضطراب از راه يادگيري با برخي موفقيتها مرتبط مي شود.در يدگاه كنترلي گفته مي شود هنگامي احساس اضطراب به فرددست مي دهد كه آدمي با موقعيتي روبه رو مي شودكه كنترلي روي آن ندارد(فرامرزی نیا وبشارت ،1388).وجود اضطراب درحداعتدال آميزآن، پاسخي سازش يافته تلقي می شود كه موضع گيري متفاوت انسان ها در برابر حوادث طبيعي و غير طبيعي را به دنبال دارد.بنابراين وجود اندكي اضطراب مي تواند تأثير مثبتي بر فرآيند زندگي و تحول آن داشته باشد، طبيعي است كه اين نوع اضطراب نه تنها هيچ ضرري براي فرآيند رشد انسان ندارد، بلكه امري سازنده و مفيد نيز هست.عده اي در مورد بعضي از مسائل هيچگونه عکس العملي از خود نشان نمي دهند اما افراد مضطرب احساس وحشت يا ترس شديد دارند(حاتمی ومارین ،1388).روشهای متعددی برای درمان اضطراب جهت افزایش عملکردهای تحصیلی وشغلی وجود داردکه یکی ازآنهاآموزش مهارت های قاطعیت است.اولین بار سالتر(1991) به درمان اضطراب با روش آموزش قاطعیت پرداخت.تاکیدوی در این روش بر بیان احساسات،اظهار عقیده مخالف ، پذیرش وتمجید ازطرف دیگران واستفاده از ضمیرمن وحاضرجوابی بوده است (محمودی عالمی وهمکاران،1383).
براساس نتایج پژوهش های نوتا وسروسی (2003)،پترسون وهمکاران (2002)،لنت وهمکاران (2000)روی گروهی از دانش آموزان ودانشجویان که ازاضطراب بالا وکم جراتی رنج می بردند ،نشان داده است که تاثیر آموزش جرات ورزی درگروه های آزمایش نسبت به گروه های کنترل بیشتر بوده است وسبب کاهش اضطراب وافزایش جرات ورزی شده است (كيخاي فرزانه ،1390).پژوهش هایی نیز نشان داده اندکه افرادپرخاشگرراه حل های کمتری برای وضعیت دشواراتخاذمی کنند وراه حل های شان نسبت به افرادغیرپرخاشگرکم اثرتراست(دلوتی،1981).یکی ازدلایلی که افراد معمولا"پرخاشگرانه تر پاسخ می دهند وراه حل هایشان برای موقعیت تعارض آمیز کمتر می باشد این است که،افرادپرخاشگر راه حل های توام باابرازوجودرابه صورت منفی تر ارزش گذاری می کنند(دادجی وهمکاران،1985).
پرخاشگري، رفتار فيزيكي يا كلامي آشكاري است كه هدف آن صدمه به شخص يا شيء يا سيستم مي باشدكه باعث اجتناب ديگران يامقابله به مثل آنها مي شود.درانسانها، پرخاشگري زماني رخ مي دهد تعادل بين تكانه وكنترل دروني برهم بخورد(سادوک وهمکاران،1996،به نقل ازپورافكاري،1389).
افراد کم جرات ازمهارت های ابراز وجود پایینی برخوردارند واین افراد تمایل دارند که ارتعارض درهمه شرایط جلوگیری کنند.آنها نگرانی ها رادرونی می کنندتاخودرابه خطرنیندازند.اعتقادزیر بنایی این افرادآن است که نیازهای افراد دیگر مهمتر ازنیازهای خودشان است واگرفردنیازهای خودش رابرآورده کند دیگران اورا طرد خواهند کرد.همچنین فرد کم جرات می تواندافکارواحساسات خودرابه شکل خصومت آمیزوپرخاشگرانه نیزنشان دهد.این افرادازتهدید وکنترل دربرآوردن نیازهایشان استفاده می کنند.صحبت های با صدای بلند ،خشن ،خصمانه نگاه کردن به دیگران ،صحبت در رابطه با اتفاقات گذشته به صورت ملامت کننده ،سرزنش کننده وتحقیر آمیز بیان کند وخودخواهانه احساسات وعقایددریک الگوی تعصبی ،ارزش های خودرامهمترازدیگران قلمدادکردن،صدمه به دیگران برای اجتناب ازصدمه شخصی از ویژگیهای این افراد است .ازاین رو برای رفع این گونه اختلال های رفتاری وناهنجاری عاطفی اجرای برنامه های ابرازوجود ضرورت دارد (رضاپورمیر صالح وهمکاران ،1388).ملاحظه هاي مبتني بر آموزش مهارت هاي اجتماعي بر اين فرض استوارند كه برخي رفتارهاي منفي هم چون پرخاشگري در جامعه از نبود مهارت هايي ناشي مي شوند كه براي گفتمان شايسته و مؤثر با همسالان وهمکاران هستند.
ارتقای بهداشت روانی محیط کار به عنوان یکی از مهمترین ابعاد توسعه و بهسازی منابع انسانی بوده و در چند دهه اخیر توجه سازمان ها به نیروهای سالم جسمی و فکری در موسسات اقتصادی، خدماتی آموزشی و صنعتی در بالا بردن سطح بهره وری تاثیر بسزایی دارد(غفوریان ،1377،به نقل از علوی وهمکاران ،1388).درزندگی همه افرادی که دارای شغلی هستنداسترس وجودداردوبه گونه های مختلف برآنها فشارروانی وارد می کندتحولات شغلی مانندتغییرات سازمانی، تغییر حقوق ودستمزد، ترفیعات شغلی کاهش یا افزایش نیروی انسانی و دگرگونی های اجتماعی موضوعاتی هستند که به شکلی بر فرد فشار آورده و او را دچار آشفتگی، نگرانی، تشویش و اضطراب می نماید(پارسائیان ،1374،به نقل از غفوریان ،1388).فرسودگي شغلي، سندرمي شايع در مشاغلي است كه قسمت عمده زمان در آن، صرف حمايت از ساير افراد مي‌شود و در بين شاغلين حرفه‌هاي پزشكي، بسيار مورد مطالعه قرار گرفته است(طوبایی وصحرائیان،1385).
فرسودگی شغلی، سندرمی روانی متشکل از خستگی عاطفی ( احساس تخلیه توان روحی)، مسخ شخصیت ،واکنش منفی، عاری از احساس و توام با بی اعتنایی مفرط نسبت به گیرندگان خدمات وکاهش احساس موفقیت فردی کاهش احساس شایستگی وموفقیت در حرفه است که در بین کارکنان حرفه خدمات پزشکی به ویژه پرستاران بروز می کند.این سندرم با ایجاد تصور منفی ازخود، نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مددجو هنگام ارایه مراقبت، به افت شدید کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی می انجامد(عزیز نژاد وحسینی ،1384).فرسودگي شغلي منجر به افت كيفيت ارايه خدمات مي شود.فرسودگي شغلي در درازمدت منجر به دست كشيدن از كار، غيبت، روحيه پايين، تحريك پذيري، درماندگي، عزت نفس پايين، افزايش اضطراب مي شود. اگر به علايم فرسودگي شغلي توجه نشود و درماني براي آن صورت نگيرد هم فرد و هم سازماني كه فرد در آن كار مي كند تحت تاثير آن قرار مي گيرد.
به نظر مي آيد فرسودگي شغلي با فشار هاي رواني ارتباط داشته باشد .فشارهاي رواني وقتي رخ مي دهد که عدم تعادل بين مطالبات و خواسته هاي محيطي با توانائي فرد براي پاسخ دادن به آنها وجود داشته باشد.هرچه مطالبات و خواسته هاي محيطي افزايش يابد و توانائي فرد براي پاسخ دادن به آنها کاهش يابد فشار رواني ايجاد مي شود که باعث تجربه ي منفي در فرد و فرسودگي شغلي مي گردد .در واقع فرسودگي شغلي دراثر فشارمداوم رواني پديد مي آيد (فاربر،2003،به نقل ازاشرفی سلطان احمدي وهمکاران ،۱۳۸9).از راههاي مقابله با فرسودگي شغلي وكسب رضايت شغلي، مهارت ابراز وجود است. ابراز وجود يعني ملاحظه حقوق ديگران، و در عين حال گرفتن حق خود. ويژگيهاي اين سبك عبارتند از: دادن پاسخ هاي خود انگيخته با لحني دوستانه اما قاطع، نگاه كردن به ديگران، ذكر مسايل مهم، ابرازاحساسات و عقايد، بها دادن به خود، نرنجاندن خود وديگران؛ در اين سبك، هدف شخص رعايت عدالت براي تمام طرفهاي رابطه است (كاسبان و همكاران، 1387).
3-1-اهمیت و ضرورت تحقیق
با افزايش فشارهاي مختلف ناشي از شرايط فيزيكي كار يا برخي سياست هاي سازماني بر افراد، رفته رفته فرد دچار تحليل رفتگي و فرسودگي در كار مي شود. شيوع تحليل رفتگي تعادل زيستي فرد را بر هم مي زند و در نتيجه كارايي، بهره وري و در نهايت اثربخشي فردي وسازماني رامختل مي سازد.ازاين رو، پرداختن به عوامل مؤثر در ايجاد و بروز پديدة منفي تحليل رفتگي ونیز کاهش آن از ديرباز مورد توجه محققان علوم انساني بوده است.
با توجه به این که حداقل یک سوم از عمرافراددر محیط کار سپری می شودواز طرفی بسیاری از روابط و مناسبات اجتماعی افراددرطی ساعات کار شکل می گیرد،محیط کارو استرس ناشی ازآن می تواند در سلامت وخشنودی انسان ها علاوه برکارایی موثر باشدوافرادی که تحت استرس های زیاد باشندبه طور کلی ازسلامت وخشنودی کمتری برخوردارخواهندبود.به این ترتیب بیماری های روان پزشکی ناشی ازاسترس های شغلی ومحیط شغلی وهمچنین فرسودگی کارکنان می تواند باعث کاهش کارایی کارکنان درسازمان گردد.فرسودگی هم سندرمی است که شامل خستگی و کناره گیری از کار می شود. افزایش کار آیی ،اثر بخشی ودر نتیجه بهره وری سازمانی تحت تاثیر عوامل درون سازماني و برون سازماني قرار مي گيرد ،در شرايطي سطوح بهينه بهره وري سازماني حاصل مي شود كه تمامي اين عوامل همسو، هم افزا وبهينه باشند. ازاين رو،هنگامي دستيابي به سطوح بالاتر بهره وري سازماني بارز مي شود كه منابع انساني سازمان از فرسودگي شغلي و عوارض ناشي از آن در رنج نباشند.
بنابراين، بررسي فشارآورهاي شغلي و بروز فرسودگي شغلي يكي از مهمترين اولويت هاي پژوهشي محسوب مي گردد؛ زيرا فقدان اطلاعات ويافته هاي پژوهشي درزمينه نوع و ميزان فرسودگي شغلي باعث مي شود تا برنامه ريزان نيروي انساني در هاله اي از ابهام فرو رفته و نتوانند اقدامات پيشگيري را صورت دهند.
مقابله با فرسودگی شغلی زمانی مؤثر است که همزمان در سطح انفرادي، گروه کاري و سازمانی انجام شود. درسطح فردي تبدیل فرسودگی شغلی به یک مسأله اصلح براي رشد شخصی تنها زمانی امکان دارد که پرسنل آرمان گرا توانایی دریافت حس با معنا بودن از خویش راداشته باشند. در سطح گروهی فقط زمانی ممکن است که گروه کاري در جهت اهداف به اعضایش کمک کند و این احساس به وجود آیدکه کارشان مهم است ومی تواندسپري درمقابل فرسودگی شغلی باشد.بنابراین لازم است که جلسات حمایت گروهی بر مشکلات و تنیدگی ها تمرکز شود، و افراد باید درانتظارات و امیدها سهیم باشندو بهترین روش ها،اهمیت غلبه برموانعی است که آنهابه دست می آورندوجستجومی کنند همچنین براي سازمان ها بهترین روش اجتناب کارفرمایان از فرسودگی شغلی این است که به پرسنل کمک کنند تا به اهدافشان برسند، در یک جمله می توان گفت آنچه براي افراد بهترین است براي سازمان ها هم بهترین است. فقط اگرکارفرمایان بتوانند معناي اهمیت کارشان را بدانند رهایی از فرسودگی شغلی در سازمانها ممکن است(جعفرپور،1376).
امروزه عليرغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي وتغييردرشيوه هاي زندگي، بسياري از افراد دررويارويي با مسائل زندگي فاقدتواناییهاي لازم واساسي هستند و همين امرآنان را درمواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره ومقتضيات آن آسيب پذيرنموده است(کلینیکه،به نقل از محمدخانی،1383).اضطراب وپرخاشگری نیزازجمله عواملی هستندکه زندگی اجتماعی وکاری انسانها را به مخاطره می اندازندوهردو عاملي مخرب ونابود كننده می باشندکه ازطريق يادگيري والگوبرداري آموخته می شود لذا می توان آن را به كمك روش هاي آموزشي والگوبرداري كاهش داديا كنترل نمود.
باتوجه به اينكه انسان موجودي اجتماعي ونيازمندبرقراري ارتباط با ديگران است به گونه اي كه بسياري از نيازهاي متعالي وشكوفايي استعدادها وخلاقيت هايش از طريق تعامل بين فردي وارتباطات اجتماعي ارضا شده وبه فعل درمي آيدلزوم فراگيري آموزش هاي منتهي به ارتقاي مهارت هاي اجتماعي ، پر اهميت جلوه مي نمايد و از طرفي لازمه ي برقراري ارتباط اجتماعي، قرار گرفتن در ميان جامعه و افراد آن مي باشد.
ابراز وجود به عنوان يكي از عوامل مهم موفقيت در روابط بين فردي محسوب مي شود. ضعف در اين توانايي موجب افزايش تنش رواني و در نتيجه اختلال در زمينه بهداشت رواني افراد خواهد شد،بنابراين يكي از عوامل مهم در ارتباط بين فردي سالم، داشتن ابراز وجود است. افراد با مهارت هاي ابراز وجود ضعيف هم براي خود و هم ديگران مشكلات عديده اي را به وجود مي آورند. هدف آموزش ابراز وجود، ايجاد توانايي در فرد براي رويارويي واقع بينانه با موقعيت هاي بيروني كه گاهي تنش آفرين و فشارزا مي باشند، است.
اعتقاد براین است که آموزش ابرازوجودبه صورت گروهی درمقابله باروش فردی فواید بیشتری دارد،زیرا اعضای گروه می توانندرفتار ابرازوجودرا درگروه تمرین کنند.رفتارگروه ،رفتارابرازمندانه راراحت ترمی پذیرند،زیرادلایل رفتار را درک می کنند ودریک گروه فرصت های بیشتری برای ترغیب وتشویق وبالا بردن ابرازوجود فراهم می شود(رضاپورمیرصالح،1388).پژوهش حاضر آموزش ابراز وجود برروابط بين فردي نقش گسترده اي داشته است و رفتارهايي از قبيل استقلال، روابط ارتباطی سالم واعتمادبه نفس رادر فرد تقويت مي كند متمركز گرديده است. ضمن توجه به اين نكته كه اين مهارت به سازگاري در تعاملات اجتماعي ، كمك مي کندداراي جنبه هاي شناختي،هيجاني ورفتاري است و نمايانگر توانمندي فرد در برخورد مؤثر با خواسته هاي محيطي مي باشد.
فراگیری آموزش های ابراز وجود وجرات ورزی می تواند این کارکنان را در برخورد با بسیاری از ارباب رجوع هایی که دارای خواسته های غیر منطقی وغیر علمی می باشندبا انتخاب تصمیم درست وبه موقع کمک نمایدماننددرخواست داروبدون تجویزپزشک ومصرف خودسرانه داروها که ممکن است مشکلاتی را برای خود خدمت گیرندگان وکارکنان ایجاد کند .درراستاي برطرف نمودن این مشکل آموزش جرات ورزي یک شیوه مداخله ساخت یافته است که ازآن براي بهبود اثربخشی روابط اجتماعی استفاده می شود.با عنايت به مطالب بيان شده، لزوم نیازبه آموزش ابرازوجود درجهت نقش ارزنده آن برسلامت جسمانی ،روانی واجتماعی به خصوص برای کارمندان احساس می شود.
4-1- اهداف تحقیقهدف کلی تحقیق :
-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب،پرخاشگری واضطراب درکارکنان.
اهداف جزئی تحقیق:
1-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش اضطراب درکارکنان.
2-تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش پرخاشگری درکارکنان.
3- تعیین میزان اثربخشی آموزش گروهی ابراز وجود برکاهش فرسودگی شغلی درکارکنان .
اهداف کاربردی تحقيق:
1-کاهش میزان اضطراب ،پرخاشگری وفرسودگی شغلی درکارکنان
2-افزایش اثربخشی وبهروری کارکنان .
5-1-فرضيه‌های پژوهش
1-آموزش گروهی ابراز وجودموجب کاهش اضطراب کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
2-آموزش گروهی ابرازوجود موجب کاهش پرخاشگری کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
3-آموزش گروهی ابرازوجود موجب کاهش فرسودگی شغلی کارکنان شبکه بهداشت ودرمان می شود.
6-1-تعاريف نظری و عملیاتی متغيرها:تعریف نظری ابراز وجود :
آلبرتی وامونز (1982)نیز ابراز وجود را این طور تعریف می کنند:رفتاری که شخص را قادر می سازدبه نفع خودش عمل کند،بدون هرگونه اضطرابی روی پاهای خودش بایستد،احساسات واقعی خود را صادقانه ابراز کند وبدون بی توجهی به حقوق دیگران حق خود را بگیرد(هارجی وهمکاران ،1994).
تعریف نظری اضطراب :
اضطراب یک حالت بسیار ناخوشایند و مبهم می باشد که اغلب با دلواپسی و با یک یا چند احساس جسمی که شامل احساس تنگی نفس در سینه ،تپش قلب ، تعریق ، سردردو بی قراری بر حرکت و نیز احساس خالی شدن سردل می باشد همراه است(کلبرگ،1942،به نقل از پورافکاری،1389).
تعریف نظری پرخاشگری :
صاحب‌نظران حوزة روان‌شناسي «پرخاشگري» رارفتاري تعريف مي‌كنند كه به واسطة آن، شخص عملي را به قصد آسيب رساندن انجام ‌دهد(ايزدي‌طامه وهمکاران ،1389به نقل از شکوفه فردوخرمایی،1391).
در واقع، هدف از رفتار پرخاشگرانه صدمه رساندن جسماني يا زباني به ديگري يا نابود كردن دارايي افراد است. آرچر «پرخاشگري» را روشي راهبردي مي‌داند كه پرخاشگر در مواقعي كه دچار مشكلات اجتماعي مي‌شودآنرابه كار مي‌گيردوتداوم اين رفتاررابطة مستقيمي بانتيجة استفاده ازآن دارد.در حقيقت، اين محيط است كه مشخص مي‌كند فرد در ادامه، براي حلّ معضل اجتماعي از پرخاشگري استفاده كند يا خير(فانی ،1388،به نقل از شکوفه فرد، 1391).
تعریف نظری فرسودگی شغلی:
فرسودگي شغلي: به نظر ماسلاچ و جكسون فرسودگي شغلي عبارت است از كاهش قدرت سازگاري فرد بر اثر عوامل فشار زا و نشانگان خستگي جسمي و هيجاني. اين نشانگان منجر به ايجادخود پنداره منفي در فرد ،نگرش منفي نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با ديگران مي گردداين نشانگان ممكن است فرد را به سوي انواع بيماريها ي رواني و جسماني سوق دهد (ماسلاچ و جكسون ،1991).چهارمولفه خستگي هيجاني، مسخ شخصيت، عملكرد شخصي،درگیری از مولفه های فرسودگی شغلی هستند.
1-خستگي هيجاني:منظور از خستگي هيجاني وجود احساساتي است كه در آن شخص نيروهاي هيجان خود را از دست داده است و قادر به برقراري روابط عاطفي با ديگران نيست( بدری گرگوری ،1374).
2- مسخ شخصيت:اين مولفه نشان دهنده تمايل فرد براي ابتلا به عارضه مسخ شخصيت است اين پديده در حرفه هاي خدمات انساني و به صورت تمايل درمانگر ،پرستار ،پزشك و نظاير آن براي تعامل يا برخورد با مردم به عنوان يك شي واغلب به صورت مكانيكي بروز مي كند (ساعتچي وهمکاران ، 1389).
3- عملكرد شخصي(كفايت شخصي): اين افراد از تلاش هاي حرفه اي خود برداشتهاي منفي دارند،احساس مي كنند در شغل خودشان پيشرفتي ندارند و كار و تلاش و حرفه نتايج مثبت به همراه ندارد(بدری گرگوری ، 1374) .
4- درگيري:احساس گرفتاري فكري و عاطفي در برخورد با سازمان و مرجع(کریمی دشتكي، 1374).
تعریف عملیاتی ابراز وجود :
دراین پژوهش منظور مهارتی است که کارکنان برای بهبود بخشیدن به زندگی روزمره خود در ابعاد گوناگون فردی ،خانوادگی،شغلی واجتماعی در سطح جامعه به آن نیاز دارند وطی یک ماه ودر8 جلسه یک ساعته آموزش داده می شود .
تعریف عملیاتی اضطراب:
منظور از اضطراب میزان نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه بک(1998) بدست می آورد .
تعریف عملیاتی پرخاشگری:
دراین پژوهش منظور از پرخاشگری نمره ای است که هر آزمودنی از پرسشنامه پرخاشگری باسو پری (1992 ) بدست می آورد.
تعریف عملیاتی فرسودگی شغلی:
1- فرسودگي شغلي: در اين پژوهش منظور از فرسودگي شغلي نمره كلي است كه آزمودني پرسشنامه ی ماسلاچ وجکسون(1996) بدست مي آورد.
2- خستگي هيجاني: به عنوان يكي از مولفه هاي فرسودگي نمره اي است كه با سوالات شماره 1تا9سنجيده مي شود.
3-مسخ شخصيت: مولفه ديگر فرسودگي شغلي با سوالات شماره10تا17سنجيده مي شود.
4- عملكرد شخصي : مولفه ديگر فرسودگي شغلي كه با سوالات شماره18 تا22سنجيده مي شود.
5- درگيري: مولفه ديگر فرسودگي شغلي كه با سوالات شماره23تا 25سنجيده مي شود .
فصل دومچارچوب نظری و پیشینه تحقیقاتی
در این فصل از پژوهش ابتدا مبانی نظری در ارتباط بامهارت های زندگی ،ابرازوجود ،اضطراب ،پرخاشگری و فرسودگی شغلی بحث می شودسپس مروری بر پیشینه تحقیقاتی متغیرها ارائه شده است.
1-2 – مبانی نظری مهارت های زندگیتعريف مهارتهاي زندگي :
در زمينه مهارتهاي زندگي تعاريف و طبقه بندي هاي مختلفي ارائه شده است وصاحب نظران درتحقيقات خود مهارتهاي مختلفي را مد نظر قرار داده اند كه حاكي از تنوع مهارتهاي زندگي مطلوب است.
موريس ، اي ، الياساز دانشگاه راجرزدرآمريكا مفهوم عامي از ماهيت مهارتهاي زندگي بدست مي دهد مهارتهاي زندگي يعني ايجاد روابط بين فردي مناسب و موثر ، انجام مسئوليت هاي اجتماعي ، انجام تصميم گيري هاي صحيح ، حل تعارض و كشمكش ها بدون توسل به اعمالي كه به خود يا ديگران صدمه مي زنند(سازمان جهاني بهداشت، 1379).
هانترمهارتهاي زندگي راراه رسيدن به شرايط بهتر مي داند كه با آموختن آن مي توان زندگي موفق تري را تجربه نمود .گازدا و همكاران ( 1978) مهارتهاي زندگي را چنين تعريف كرده اند همه مهارتها و آگاهي ها كه لازمه زندگي موثر هستندودر چهار زمينه خانوادگي ،تحصيلي ،اجتماعي وشغل لازم و ضروري اند.بطوري كه درهريك ازاين زمينه ها قابل تعريف و اندازه گيري بصورت عيني باشند(طارميان وهمکاران ،1380).
مهارت هاي زندگي روشها و مهار تهاي اصلي و ضروري براي يك زندگي سالم و سازنده است. اين مهارتها، مجموعه اي از توانايي ها هستند كه سبب سازگاري ما با محيط و شكل گيري رفتارهاي مثبت و مفيدمي شوند. اين توانايي ها ماراقادر مي سازندكه نقش مناسب خودرادرجامعه به خوبي ايفا كنيم و بدون آن كه به خودوياديگران لطمه اي بزنيم، باخواسته ها، انتظارات،مسائل ومشكلات روزانه خصوصاً در روابط خود با ديگران، به شكل موثرتري روبه رو شويم. به عبارت ديگر، اين مهارت ها كه اكتسابي و اغلب از طريق آموزش و تمرين ايجاد و تقويت مي شوند، افراد را در مواجهه با نيازها و چالش هاي زندگي روزمره توانمند مي سازند(فولادی ،1383).
در تعريف جديد يونيسف از مهارتهاي زندگي چنين بيان مي گردد كه مهارتهاي زندگي شامل گروه بزرگي از مهارتهاي روانشناختي اجتماعي و بين فردي است كه توانايي كمك به فرد در ساخت تصميم گيري شخصي ، مكالمات موثر و تكامل الگو برداري و مهارتهاي خود مديريتي را دارد كه ممكن است به آنها در هدايت به سوي زندگي سالم ياري رساند(يونيسف،2005).مهارتهاي زندگي،مهارتهاي شخصي واجتماعي هستندكه كودكان ونوجوانان بايدآنها راياد بگيرندتا بتواننددر مورد خود انسانهاي ديگر وكل اجتماع به طور موثر و شايسته عمل كنند (نيك پور ،1384).طبق نظرداردان ،گازدا مهارتهاي زندگي براي زندگي اثر بخش ضرورت دارند و براي سراسردوره هاي زندگي( كودكي ،نوجوانی ، بزرگسالي )مورد نظر هستند (داردان و گازدا، 1996).
طبق نظر بوتوين وکانتور(2000)اجزاءمهارتهاي زندگي شامل مهارتهاي خودمديريتي ومهارتهاي اجتماعي است . مهارتهاي خود مديريتي فردي شامل توانايي تصميم گيري و حل مساله ، آگاهي از تاثيرات اجتماعي و مقاومت در برابر آن ، مقابله با اضطراب و افسردگي ، خشم و ناكامي ، تعيين هدف ، خود رهبري و خود تقويت دهي مي باشد . مهارتهاي اجتماعي نيز بخش ديگري از مهارتهاي زندگي است كه شامل برقراري ارتباط اجتماعي ، مهارتهاي جرات مندي كلامي و غير كلامي ، احترام گذاشتن و افزايش شايستگي اجتماعي افراد مي باشد .هدف از آموزش مهارت های زندگی به گروه ها این است که به افراد گروه ها کمک شود که تعادل بین ضعف ها و قوت ها را به نفع قدرت ها تغییر دهد. در واقع به افراد کمک می شود که انتخاب کننده های بهتری باشند(فراو وهمکاران،2011).
پيشينه اجراي برنامه هاي مهارت هاي زندگي
برنامه هاي آموزش مهارتهاي زندگي در كشورهاي اروپايي با اجراي الگوهاي آموزشي واكر ، كوپر و گاردنر در دهه 80آغاز شد(قاسم زاده ،1384).در سال 1979 توسط بوتوين استاد روانپزشكي و علوم رفتاري معرفي شد(يونيسف،2005).بوتوين به عنوان يك دانشمندرفتارگرا در زمينه ترويج بهداشت و پيشگيري مشهور است و تحقيقات وسيعي در برنامه هاي پيشگيري مبتني بر مدرسه انجام داده است . فعاليتهاي اصلي اش شامل تحقيق ، آموزش شخصي وآموزش عمومي مي باشد (بوتوين ،2001). به پيشنهاد سازمان بهداشت جهاني درسال 1993 براي اجراي اين برنامه ها در كشورهاي در حال توسعه مثل ايران،يونيسف درسال 1376 اقدام به تهيه راهنماي آموزش مهارتهاي زندگي براي نوجوانان ، زنان و جوانان نمود و با برگزاري كارگاه هاي آموزشي متعدد براي سازمان هاي دولتي و غير دولتي به معرفي اين برنامه پرداخت . معاونت پيشگيري سازمان بهزيستي با همكاري وزارت آموزش و پرورش به تهيه و اجراي آزمايشي اين برنامه در چند منطقه تهران اقدام نمود و در حال حاضر به عنوان واحد اختياري در رشته كارو دانش آموزش داده مي شود(قاسم زاده ،1384).
اهداف آموزش مهارت هاي زندگي :
مجموعه مهارتهاي زندگي يك رويكرد متمركز به فرد است كه هدفش كمك به افراد جهت رشدمهارتهاي مورد نياز زندگي مي باشد . مجموعه مهارتهاي زندگي نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگي حال مي انديشد ، بلكه به توانمندي آنان در آينده تاكيد دارد . به فر د كمك مي كند تا از ناتواناييها و ضعف هاي مهارتي به سوي مهارتهاي توانمند و سازنده حركت نمايد .
در واقع هدف نهايي مهارتهاي زندگي اين است كه افراد مسئوليت برتري و شايستگي فرد خويش را بپذيرند . اين شايستگي فردي شامل احساس كفايت و شايستگي سطح بالا ، سلامت رواني ، خود شكوفايي و پذيرش مسئوليت فردي مي باشد . لذامجموعه مهارتهاي زندگي اهداف پيشگيرانه ، كنترل و مديريت مشكلات را دارد و همانند يك رويكرد آموزشي هم براي مداخلات گروهي و هم فردي مناسب است (نلسون ،جونز ،1992،آقاجانی ،1381).
هدف ازآموزش مهارتهاي زندگي افزايش توانايي رواني – اجتماعي ودرنهايت پيشگيري از ايجادرفتارهاي آسيب زننده به بهداشت جسماني و رواني و ارتقاي سطح روان افراد است ( سازمان بهداشت جهاني ،1379).
اهميت مهارت هاي زندگی
در مطالعه اي که توسط کلینگمن (1998، به نقل از صفرزاده، 1383)انجام گرفت مهارتهاي زندگي در زمينه هايي مانندبرقراري ارتباط صميمانه ، مسائل تحصيلي و شغلي ، رفتارهاي خود تخربب ، زندگي اجتماعي و بهداشت اثربخش بود . يكي از مولفه هاي اساسي آموزش مهارتهاي زندگي بحثهاي گروهي است . بحثهاي گروهي موجب مي شود كه كه شركت كنندگان استعدادها و تواناييهاي فردي خود را كشف كنند . در ضمن ازطريق مشكل گشايي گروهي ، راه حلهايي را براي مشكلات زندگي روزمره تجربه كنند . از محاسن ديگر بحثهاي گروهي پژوهش هاي متعدد نشان داده اند كه آموزش مهارتهاي زندگي در زمينه هاي ذيل موثر بوده است .
الف : افزايش سلامت رواني و جسماني1- تقويت اعتماد به نفس و احترام به خود2-مقابله با فشارهاي محيطي و رواني3- كمك به تقويت ارتباط بين فردي4- افزايش سطح رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي
ب: پيشگيري از مشكلات رواني _ رفتاري و اجتماعي
1- كاهش مصرف سيگار و مواد مخدر2-كاهش اضطراب و افسردگی3- كاهش آزار جسماني زنان درمحیط خانه4- كاهش تمايلات و افكار خودكشي گرايانه5- كاهش از هم گيسختگي هاي خانواده.
آموزش مهارتهاي زندگي، آموزش مبتني بر مهارتهاي مربوط به رشد توانايي هايي است كه نسل جوان را براي بر خورد موثر با نيازها و چالش هاي زندگي روزمره بويژه در زمينه بهداشت جسماني ، عاطفي واجتماعي توانمند مي سازد.مهارت های زندگی موجب می شوند که فرد دست به انتخاب هایی بزند که مسئولیت شخصی آن انتخاب ها بر عهدهُ خود او قرار دارد. وقتی که مسئولیت شخصی انتخاب ها و تصمیم ها بر عهده خود فرد باشد، آنها دست به انتخاب ها و اتخاذ تصمیم هایی می زنند که شادی و رضایتشان را به حداکثر برساند و تصمیمی می گیرند که کامل ترین تصمیم بوده و فاقد عیب و نقص است. مسئولیت شخصی، مفهوم مثبتی است که افراد را وادار می کند که در خصوص تصمیم هایی که میگیرند دقیق تر و بهتر فکر کنند. مهارت های زندگی مهارت های اساسی هستند که بوسیله آنها افراد به جای اینکه از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، مسئولیت امور زندگی خود را به عهده می گیرند. علاوه براین مهارت های زندگی مهارت های خودیاری هستند. آنها این صلاحیت را در فرد ایجاد می کنند که به خود کمک کنند. در واقع آنها باعث افزایش قدرت افراد می گردند نه کاهش آن.
انواع مهارت هاي زندگي
پژوهش‌هاي متعدد نشان داده‌اند كه خود‌ـ‌آگاهي ، عزّت‌نفس ، و اعتمادبه‌نفس، شاخص‌هاي اساسي توانمندي‌ها و ضعف‌هاي هر انساني هستند (WHO، 1997). اين سه ويژگي فرد را قادر مي‌سازند كه فرصت‌هاي زندگي‌اش را مغتنم شمرده، براي مقابله با خطرات احتمالي آماده باشد، به خانواده و جامعه‌اش بيانديشدونگران مشكلاتي كه دراطرافش وجوددارد،باشدوبه چاره‌انديشي بپردازد.مهارت‌هاي زندگي به‌عنوان واسطه‌هاي ارتقاي سه ويژگي فوق‌الذكر در آدم‌ها مي‌توانند فرد و جامعه را در راه رسيدن به اهداف فوق كمك نمايند.يونيسف مهارت‌هاي زندگي را در چندين سطح دسته‌بندي مي‌كند:
سطح اول، مهارت‌هاي پايه‌اي و اساسي روان‌شناختي و اجتماعي هستند. اين مهارت‌ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش‌هاي اجتماعي مي‌باشند، نظير خودآگاهي و همدلي.
سطح دوم، مهارت‌هايي هستند كه تنها در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرند، نظير مذاكره، رفتار جرأت‌مندانه، و حلّ تعارض.
سطح سوم، مهارت‌هاي زندگي که كاربردي هستند، نظير مبارزه با نقش‌هاي جنسيتي سنتي يا امتناع از سوءمصرف مواد.
سازمان جهاني بهداشت در برنامة مهارت‌هاي زندگي كه در سال ۱۹۹۳ معرفي نمود، ده مهارت را به‌عنوان مهارت‌هاي زندگي اصلي معرفي نمود. اين ده مهارت از سوي يونيسف و يونسكو نيز به‌عنوان مهارت‌هاي زندگي اصلي شناخته شده‌اند.مهارت های زندگی به تقویت زندگی کمک میکنند.در آموزش مهارت های زندگی، موضوعات و محورهایی تدریس می گردد که در خدمت ارتقاء کیفیت زندگی هستند. از آنجا که مهارت های زندگی به جنبه های هیجانی، رشد و تحول شخصیت، تحول مفهوم خود و جنبه های ارزشی توجه دارند .یکی ازاجزای مهارتهای ده گانه مهارت های زندگی مهارتهای ارتباطی است که شامل:  ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر، ابراز وجود، مذاکره،  امتناع،  غلبه برخجالت، گوش دادن است.ابراز وجود به عنوان زیر مجموعه مهارت های ارتباطی می باشد (فتی وهمکاران ،1385).
2-2- مبانی نظری ارتباط موثر

— (305)

نظریه های افسردگی25
جنسیت و افسردگی32
تفاوت های فردی و افسردگی34
تأثیر افسردگی بر ابعاد زندگی34
علائم افسردگی اساسی36
علل افسردگی39
ویژگی ها و ابعاد تشخیصی اختلال افسردگی43
درمان افسردگی43
روان درمانی44
روان درمانی از دیدگاه های مختلف 47
دارو درمانی48
شوک درمانی 50
شناختی درمانی 50
درمان شناختی- رفتاری 51
فرایندهای درمان شناختی- رفتاری 56
راهبردها و فنون رویکرد شناختی- رفتاری61
آموزش مثبت نگری66
احساس تنهایی67
سبب شناسی احساس تنهایی70
احساس تنهایی در بیماری های نوروتیک72
خودکارآمدی74
تأثیر خودکارآمدی بر سلامت 76
عوامل مرتبط با احساس کارآمدی78
پیشینه ی پژوهشی79
پژوهش های انجام شده در داخل کشور79
پژوهش های انجام شده در خارج از کشور82
فصل سوم (روش‌شناسی)
روش پژوهش87
جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری87
ابزارهای اندازه گیری87
روش اجرای پژوهش89
روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها89
خلاصهی پروتکل درمانی89
فصل چهارم (تجزیه و تحلی داده ها)
مقدمه94
یافتههای توصیفی و جمعیت شناختی95
تحلیل یافتههای پژوهش100
فصل پنجم (بحث و نتیجه گیری)
مقدمه109
بحث و نتیجه گیری111
محدودیت ها117
پیشنهادهای کاربردی118
پیشنهادها پژوهشی118
منابع فارسی120
منابع انگلیسی124
پیوست ها127
چکیدهی انگلیسی138
فهرست جداول
جدول شماره1-4: توزیع نمونه ها به تفکیک جنسیت95
جدول شماره2-4: فراوانی مربوط به سطح تحصیلات نمونه ها95
جدول شماره3-4: شاخص های توصیفی مربوط به سن افراد نمونه96
جدول شماره4-4: فراوانی مربوط به وضعیت تأهل نمونه ها97
جدول شماره5-4: شاخص های توصیفی مربوط به شغل97
جدول شماره6-4: میانگین اولیه نمرات پیش آزمون و پس آزمون متغیرهای خودکارآمدی و احساس تنهایی98
جدول شماره7-4: میانگینهای تعدیل شده مربوط به متغیرهای خودکارآمدی و احساستنهایی99
جدول شماره8-4: آزمون باکس برای بررسی همگنی ماتریس واریانس - کوواریانس 101
جدول شماره9-4: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها101
جدول شماره10-4: نتایج آزمون تحلیلکوواریانس چندمتغیره در مورد اثر متغیرمستقل بر متغیرهایوابسته101
جدول شماره11-4: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگینها در خودکارآمدی و احساس تنهایی102
جدول شماره12-4: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها103
جدول شماره13-4: نتایج تحلیل کوواریانس اثر روش درمانی بر افزایش خودکارآمدی عمومی103
جدول شماره14-4: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگینها در متغیرخودکارآمدی103
جدول شماره15-4: آزمون لوین برای بررسی یکسانی واریانس ها104
جدول شماره16-4: نتایج تحلیل کوواریانس اثر روش درمانی بر احساس تنهایی105
جدول شماره17-4: نتایج آزمون تعقیبی برای مقایسه جفتی میانگینها در خودکارآمدی و احساس تنهایی105
جدول شماره18-4: نتایج تحلیلکوواریانس مربوط به اثر متغیرمستقل بر مؤلفههای احساس تنهایی96
فهرست نمودارها
نمودار شماره1-4: نمودار فراوانی ستونی مربوط به تفکیک جنسیت95
نمودار شماره2-4: نمودار مربوط به فراوانی سطح تحصیلات گروه آزمایش و گروه کنترل96
نمودار شماره3-4: نمودار مربوط به فراوانی سن افراد در گروه های آزمایش و کنترل96
نمودار شماره4-4: نمودار مربوط به وضعیت تأهل گروه آزمایشی و گروه نمونه97
نمودار شماره5-4: نمودار فراوانی شغل در گروه آزمایشی و گروه کنترل98
نمودار شماره6-4: نمودار خطی بین متغیرهای تصادفی کمکی و متغیر وابسته100
نمودار شماره7-4: نمودار مربوط به میانگین های پس آزمون متغیر خودکارآمدی در گروه ها104
نمودار شماره8-4: نمودار مربوط به میانگینهای پسآزمون متغیر احساس تنهایی در گروه ها106
چکیده
افسردگی واژهای شناخته شده اما مسألهای چالش برانگیز در عرصهی بهداشت روانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بوده است روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون- پسآزمون دو گروهی آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیهی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بودند که در نیمه ی دوم سال 1393 به مراکز و کلینیک های درمانی و مشاوره ای شهر ماسال مراجعه کرده بودند. نمونه ی آماری پژوهش شامل دو گروه 15 نفری (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) بود که به طور داوطلبانه و به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خود کارآمد عمومی(GSE-10 و پرسشنامه احساس تنهایی(دهشیری، 1387) استفاده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری استفاده گردید. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که روش درمانی شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی بر افرایش خودکارآمدی عمومی و نیز کاهش احساس تنهایی بیماران با افسردگی اساسی مؤثر است(05/0>P). با توجه به شيوع بالا و هزینههای جانی و مالی اختلال افسردگی اساسی، اين یافته که درمان شناختی- رفتاری به شیوهی گروهی، موجب بهبودی افراد مبتلایان به افسردگی اساسی از طریق افزایش خودکارآمدی عمومی و کاهش احساستنهایی میگردد، میتواند مورد استفادهی درمانگران و مشاوران در این گروه از بیماران قرار گيرد.
واژههای کلیدی: افسردگی اساسی، خودکارآمدی عمومی، احساس تنهایی
فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه
واقعیت این است که افسردگی، بیماری شایع عصر ماست و این بیماری نه فقط در جامعهی ایران بلکه در كشورهای مختلف جهان روندی فزاینده دارد. بیماری افسردگی با اینکه اختلالی شایع و آزار دهنده در سطح جامعه است، هنوز به عنوان یک برچسب نامطلوب در میان مردم شناخته میشود. به همین دلیل، گاهی افراد تمایل دارند احساس افسردگی را انکار کنند یا تنها به عوامل استرسزای محیط نسبت دهند. اختلال افسردگي با شيوع گستردهاي با حدود 12-5 درصد در مردان و 25-10 درصد در زنان، به عنوان سرماخوردگي رواني از سالها پيش مورد توجه بوده است(سادوک و سادوک، 2007، ص97). اين در حالي است كه آمار موجود حاكي از افزايش روزافزون مبتلايان به اين بيماري است. در سبب شناسي اين اختلال نیز از عوامل چندي ياد نمودهاند كه عوامل زيست شناختي، توارث و عوامل رواني و اجتماعي از آن جملهاند. متناسب با سبب شناسي اين اختلال، شيوه هاي درماني گوناگوني پيشنهاد شده است. زیرا افسردگی اگر درمان نشود یک بیماری ناتوان کننده و مزمن میشود که بهترین دوران عمر شخص را به هدر می دهد. اما در صورت درمان به موقع و صحیح می تواند از عواقب بعدی آن جلوگیری شود. يكي از اين رويكردها؛ درمان شناختي- رفتاري است كه از دههی 1970 براي درمان انواع بيماران افسرده مطرح شد و سودمندي آن در برخي از پژوهش ها تأييد گردیده است(به نقل از رنجبر و همکاران، 1389، ص300).
اغلب صاحب نظران براین باورند که اختلال افسردگي به دلیل اینکه از شيوع بالايی برخوردار است، روان درماني فردي نميتواند پاسخگوي اين مشكل باشد(مهرابی و همکاران، 1383، ص7). از اين رو، گروه درماني شناختي- رفتاري كه از نظر هزينه و مدت درمان با صرفه تر است، جایگزین مناسبی در روان درماني فردي گردیده است. همچنین، به تجربه اثبات شده است كه گروه درماني در بيشتر اختلالات رواني مؤثر بوده است. به این دلیل که فرد در گروه، نحوه ی برخورد خود را با اجتماع ميبيند و اين امر باعث رشد بينش و بصيرت او مي شود. ضمن اينكه تجارب جديدی را براي برقراري ارتباط با ديگران آموخته، و ضمن آشنایی با افراد جديد، احساس قدرت ميكند و اعتماد به نفس وي بالا ميرود(عظیمی و همکاران، 1382، ص 54).
در همین راستا، مؤلفه های شناختی متعددی از جمله احساس تنهایی و کارآمدی عمومی در تبیین اختلال افسردگی اساسی مطرح شده اند. از نظر محققان افراد افسرده دچار احساس تنهايي هستند و به دلیل عدم گرایش به فعالیت خاص، بيشتر فرصت های ارتباط‌ اجتماعي را از دست مي‌دهند(ديوريو ، 2003؛ ترجمه نجاريان، 1381). همچنین، این افراد به دلیل خودکارآمدی پایین، سطح تلاش و فعالیت و نیز موفقيت آنها تحتالشعاع قرار می گیرد(مایباک و مورفی ، 1995؛ به نقل از سعید و همکاران، 1390، ص18). به نظر میرسد که در فرایند درمان گروه درمانی شناختی- رفتاری، احساس تنهایی افراد افسرده، که گوياي كاستي ها و كمبودهايي در برقراري پيوندهاي عاطفي و اجتماعي در آنها می باشد، تخفیف پیدا میکند. و خودكارآمدي عمومی که در واقع اطمينان خاطري است كه شخص درباره ی انجام یک فعاليت خاص احساس مي كند، در این بیماران افزایش می یابد.
بیان مسأله
امروزه افسردگی واژهای شناخته شده اما مسالهای چالش برانگیز در عرصه ی بهداشت روانی است. اختلال افسردگي؛ يكي از شايع ترين و ناتوان کننده ترین اختلال روانپزشكي است(بایلینگ و همکاران، 2006؛ ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، 1389، ص303) كه در صورت عدم درمان، آسيبهاي رواني و عوارض اجتماعي و اقتصادي بسياري را براي این قبیل بيماران ايجاد مي‌كند. از علايم اصلي افسردگي، خلق افسرده و فقدان علاقه و لذّت است. از میان انواع افسردگي ها، اختلال افسردگي اساسی، از رايج ترين انواع افسردگي است كه برحسب يك يا چند دوره ی افسردگي مشخص مي شود. افسردگی اساسی در مقایسه با دیگر بیماری های پزشکی و اختلالهای روانی چهارمین علت سپری شدن عمر افراد همراه با بیماری است و پیش بینی می شود در سال 2020 دومین علت این مشکل باشد(مورای و لوپز، 1997). گزارش سازمان جهانی بهداشت نیز حاکی از افزایش دامنهی شیوع افسردگی در میان ملل درحال رشد است(به نقل از اکبری، 1387، ص212). از طرفی، افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با مسائل و مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند. فقدان احساس لذّت، گوشه گيري اجتماعي، عزت نفس پايين، ناتواني در تمركز حواس، تغيير در كاركردهاي زيستي مانند خواب و اشتها و شكايت هاي جسماني از جمله مواردي هستند كه در اختلال افسردگي مشاهده مي شوند(کاپلان، سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی، 1389، ص 87).
به رغم مشکلات فراوانی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی با آن درگیر هستند، خوشبختانه در سال های اخیر روش های درمانی مختلفی برای درمان و بهبود افسردگی اساسی بکارگرفته شده است. به ویژه شواهد درحال رشدي وجود دارد كه نشان دهنده ی کارآیی روش گروه درمانگری شناختی- رفتاری در بهبود اختلال های روانپزشکی از جمله افسردگی است. در روش شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی، هم قرارگرفتن فرد در گروه باعث افزايش آگاهي بيمار در باره ی خود، در اثر تعامل با ساير اعضا و دريافت بازخورد از آنها مي شود، و هم به ارتقاي مهارت هاي بين فردي، اجتماعي و انطباق افراد با محيط كمك مي كند(اسپیرا و رید، 2000).
همچنین، از آنجا که اختلال افسردگي مي تواند برخاسته از افکار منفی و شناخت هاي معيوب باشد، امروزه روان درمانگران شناختی- رفتاری تأثير باورها و تفكّرات فرد را در ايجاد انواع مسائل روان شناختي مهم مي دانند. آنها معتقدند كه بيشتر اختلال ها از جمله افسردگي، برآمده از شناختهاي معيوب هستند، به این معنی که وقايع به خودي خود تعيين كننده احساسات ما نيستند، بلكه معاني كه ما به آنها نسبت مي دهيم، نقش تعيين كننده را دارند. در مورد اثر بخشی درمان افسردگی، در یک مطالعه ی فراتحلیلی، با مقایسه ی روش درمان شناختی– رفتاری و درمان های دیگر، نشان داده شد که با وجود مزیّت دارو درمانی به جهت هزینه کمتر و پاسخ سریع تر به علائم جسمانی و خلقی، درمان شناختی- رفتاری تأثیر عمیق تری بر ساختار شخصیت و نظام پردازش شناختی و هیجانی بیمار از خود باقی می گذارد(صولتی دهکردی، 1391، ص491).
از طرف دیگر، اختلال افسردگی منشأ هيجانات، افكار، و عملكرد جسماني متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی همراه است(فریدونی و همکاران، 1391، ص99). احساستنهايي؛ تجربه‌اي ذهني و آزار دهنده است كه گوياي كاستي‌ها و كمبودهايي در پيوندهاي عاطفي و اجتماعي ميان فردي است. چيره شدن بر احساس تنهايي بي‌آنكه تماس دائمي و منظمي با ديگران داشته باشيم كاري بسيار دشوار است. افراد دچار تنهايي، بيشتر فرصت ارتباط ‌هاي اجتماعي را از دست مي‌دهند، زيرا گرايشي به انجام اين كار ندارند(ديوريو ،2003؛ به نقل از عابدینی نسب، 1383). احساس تنهایی زمانی بوجود می آید که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند. پژوهشگران دو نوع احساس تنهایی را مشخص کرده اند: تنهایی اجتماعی که در نتیجه ی احساس عدم عضویت در یک گروه و نداشتن فعالیت های مشترک با دیگران ایجاد می شود، و تنهایی عاطفی که نتیجه ی دوری و طرد شدگی از سوی دیگران است. اگرچه تنهایی اجتماعی و عاطفی از نیازهای متفاوتی سرچشمه میگیرند، افراد تنها؛ چه تنهایی شان از نوع اجتماعی باشد یا عاطفی، از عزت نفس پایین رنج می برند و اغلب ناخشنود و افسرده هستند(کلنیکه؛ ترجمه شهرام محمد خانی، 1391، ص178).
از بین متغیرهای شناختی دیگری که در تبیین اختلال افسردگی مطرح می باشد، خودکارآمدی عمومی است. تحقیقات متعدد نشان داده اند که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). خودکارآمدی اساساً یک مفهوم مهم در نظریه ی شناخت- اجتماعی بندورا است و به مفهوم اعتقاد فرد به توانایی پاسخ دادن به یک موقعیت خاص است. به این معنی که، انتظارات کارآمدی، برانتخاب های افراد، امید، سطح تلاش و پایداری، مقاومت در برابر سختی ها و مشکلات و آسیب پذیری آنان به افسردگی تأثیر می گذارد. از دیدگاه نظریه پردازان شناختی- اجتماعی، کسانی که در برابر فشارهای روانی کارآمد هستند، احتمال آسیب پذیری شان در برابر فشارهای روانی و بدکارکردی اجتماعی کمتر است و برعکس(بندورا، 1995). در این زمینه، تحقیقات مختلف نشان داده است به کارگیری روش های شناختی- رفتاری قادر است عزت نفس و احساس کارآمدی بیماران روانی را تحت تأثیر قرار دهد. زیدنر و متیوز(2003) در پژوهش خود به این یافته رسیدند که افرادی که احساس کارآمدی آنها افزایش می بابد، با ثبات بوده و از سلامت جسمانی و روانی بیشتری نیز برخوردار میشوند. از آنجا که خودکارآمدی پایین با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). به همین دلیل، فرایندهای درمانهای شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. از طرفی، در مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرضها یا طرحوارههایی درباره خویشتن و جهان میانجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، 1989؛ ترجمه قاسم زاده، 1383، ص226). بنابراین، با مرور پيشينه‌ي نظري، اکنون اين پرسش اساسی مطرح می گردد كه آيا گروه درمانی شناختی– رفتاری به شیوهی گروهی برکاهش احساستنهایی و افزایش خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است؟
اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از مهم ترین نعمتها، نعمت تندرستی و سلامت است که میتواند در موفقّیت انسان عاملی مهم باشد. یک جامعه نیز، تنها زمانی قادر خواهد بود راه ترقّی و تکامل را طی کند که متشکل از افرادی سالم و بانشاط باشند. در این رابطه، اختلال افسردگی، یکی از مشکلات ناتوان کننده و رایجی است که حرکت پویا و با نشاط افراد را در زندگی سلب می کند. سیلیگمن(1992)، افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روانی می شناسد. این تشبیه به خاطرشیوع فراوانی این اختلال روانی است. نماد بارز افسردگی، کاهش عزت فردی است. با توجه به وسعت میزان افسردگی در جامعه و اخباری که هر روز در رسانه های جمعی از افسردگی منتشر می شود، چنین استنباط میگردد که کار تحقیقی و پژوهش بیشتر در این حوزه، از اهمیت و ضرورت بسزایی برخوردار است.
یافته های پژوهشی نشان می دهد که حدود پنجاه درصد از بیمارانی که دچار نخستین دوره ی اختلال افسردگی اساسی هستند، پیش از آنکه دوره ی اول شناسایی شود، علایم چشمگیری از افسردگی داشته اند. نخستین دوره ی افسردگی در پنجاه درصد از بیماران، بیش از چهل سالگی روی میدهد، و اگر دیرتر شروع شود با فقدان سابقهی خانوادگی اختلالات خلقی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و سوء مصرف الکل همراهی دارد. هرچند مطالعات نشان داده است که اثر بخشی شناخت درمانی با دارو درمانی مساوی است؛ اما در اکثر این مطالعات معلوم گردیده است که عوارض آن کمتر از دارو درمانی است؛ و در پیگیری، نتایجی بهتر از دارو درمانی داشته است(به نقل از قاسم زاده، 1383، ص230). در این زمینه، بک و همکاران(1979) توصیه می کنند که درمانهای متداول مانند بستری کردن و استفاده از دارو فقط در موارد بسیار شدید یعنی مواردی که خطر خودکشی در افراد افسرده بالا است، بکار رود.
منابع تحقیقی فراوان بر این نکته تأکید دارند که در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، علاوه بر نشانههای بيعلاقگي، بیاشتهایی و بیخوابی، تغييرات رواني- حركتي مانند بي قراري، ناتواني در نشستن، به اين طرف و آن طرف رفتن و به هم فشردن دست ها يا كندي مانند كندي گفتار و حركات بدن نيز در افراد افسرده مشاهده ميشود. همچنین، شخص ممكن است خستگي مداوم بدون فعاليت جسماني را گزارش كند. احساس گناه و بي ارزشي در دوره ی افسردگي اساسي ممكن است شامل ارزيابي هاي منفي و غير واقعي از ارزش خود يا اشتغال ذهني با احساس گناه يا نشخوار ذهني با شكست هاي جزيي گذشته باشد. اين قبيل افراد رويدادهاي معمولي و كم اهميت روزمره را شواهدي دال بر كاستي هاي شخصي دانسته و رويدادها ر اسوء تفسير مي كنند. بسياري از افراد افسرده نیز که در توانايي تفكّر، تمركز، يا تصميم گيري مشكل دارند، احتمال دارد به آساني دچار حواس پرتي شوند يا مشكل حافظه داشته باشند. در اكثر موارد ممكن است افكار مربوط به مرگ، انديشه هايي درباره ی خودكشي يا اقدام به خودكشي در این افراد وجود داشته باشد. اگرچه فراواني، شدت و مهلك بودن اين افكار نيز در نوسان است(کاپلان و سادوک، 2007، ص107).
به دلیل اهمیت اختلال افسردگی اساسی، امروزه در بين درمان هاي مطرح براي مقابله با آن، شناخت درمانی به صورت گروهي از اهميت بيشتري برخوردار می باشد و به عنوان يك مداخله كم هزينه و كوتاه مدت به عنوان درمان انتخابي اين اختلال به شمار مي رود. از طريق شناخت درماني، تفكر منطقي در فرد شكل مي گيرد و به بيمار كمك مي كند كه با افكار خود به گونه اي متفاوت ارتباط برقرار كند و كنترل و آگاهي شناختي قابل انعطافي را گسترش دهد و به اين باور برسد كه هميشه براي ديدن چيزها بيش از يك راه وجود دارد. به ویژه، در گروه درمانگری شناختی- رفتاری، که فرد در گروه بدون ترس از تنبه و سرزنش شدن احساسات خود را مي شناسد و بر اثر تعلق به گروه، امنيتي در خود احساس مي كند. به اين وسيله مي تواند با نگراني ها و مشكلاتش مواجه شود و به يافتن راه حل براي آنها بپردازد(ولز و پایاگرجی، 2004، ص25). از سویی، به دلیل اینکه تقریباً دو سوم بیماران افسرده به خودکشی میاندیشند و 10 تا 15 درصد آنها ا ز این طریق به زندگی خود خاتمه می دهند، اهمیت توجه به افسردگی به عنوان یکی از اختلالات مهم روان شناختی بیشتر آشکار می شود(سادوک و سادوک، 2003؛ به نقل از هاشمی و همکاران، 1389، ص86).
افسردگی، اختلالی است که مؤلفه های شناختی زیادی در تبیین این اختلال مطرح هستند. احساس تنهایی و خودکارآمدی از جمله متغیرهای هستند که بر کیفیت و رشد افسردگی اساسی دخالت داشته و برآن اثر میگذارند. از آنجا که در کشور ما عمدتاً به درمان های دارویی توجه میشود و اهمیت کمتری به درمان های شناختی– رفتاری صورت میگیرد. غالب بیماران افسرده مراجعه کننده به مراکز درمانی و بیمارستان ها، معمولاً پس از مداخلات دارویی ترخیص می شوند. در نتیجه، به واسطه ی تک بعدی بودن درمان و عدم توجه به جنبه های شناخت درمانی، احتمال بازگشت مکرر علائم در این بیماران وجود دارد، لذا این ضرورت احساس می گردد تا با اجرای پژوهش حاضر تأثیرگروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی بررسی شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر نيز تلاش در زمينه ی كاربرد اين شيوه ی درماني در کاهش احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی است.

اهداف پژوهش
هدف اصلی: تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
اهداف فرعی
1- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
2- تعیین اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی.
فرضیه‌های پژوهش
فرضیهی اصلی: اثر گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی و خود کارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
فرضیه های فرعی
1- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر خودکارآمدی عمومی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
2- گروه درمانی به شیوه شناختی– رفتاری بر احساس تنهایی بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثر است.
متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل: آموزش و درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی
متغیرهای وابسته: کاهش احساس تنهایی، افزایش کارآمدی عمومی
تعاریف مفهومی و عملیاتی
الف- تعاریف مفهومی متغیرها
- روش درمان شناختی- رفتاری: درمان شناختی- رفتاری ترکیبی از نظریه‌ها و فنون رفتار درمانی و شناخت درمانی است. رویکردهای رفتاری و شناختی هر دو تا حدی از سنت تجربی برآمده‌اند و تأکید آن روی افزایش مهارت های شناختی و کاهش فعالیت های شناختی ناسازگارانه می‌باشد و از تکالیف رفتاری هم برای تغییر رفتار استفاده به عمل می‌آورد و این روشها با توجه به پیشرفت بیماران در هر جلسه برای آنها بکار گرفته می‌شود(کرامر، 2009).
منشأ روش درمان شناختی- رفتاری به روش شناخت درمانی بک(1976) بر می گردد که به طور عمده برای درمان افسردگی ابداع شده بود. بر اساس نظریه شناختی بک؛ افراد افسرده به افکار غلط و غیر منطقی می پردازند و همین امر علت اصلی مشکلات آنان است. بنابراین، مهمترین مرحله در روش درمانی بک، کمک به مراجع برای شناخت افکار غلط و تصورات ناسازگارانه ی مولّد مشکل اوست(سیف، علی اکبر؛ 1389.ص369).
- افسردگی: افسردگی عبارت از حالت ناشادی است که تحمل آن برای فرد دشوار بوده و این حالت توأم با اضطراب می باشد(نلسون و همکاران، ترجمه منشی طوسی، 1367، ص 315). یک دوره ی افسردگی اساساً باید دو هفته طول بکشد ، به طوری که تیپیک فرد یا افسرده است یا علاقه ی خود را به اکثر فعالیت ها از دست می دهد . شخصی که تشخیص اختلال افسردگی دریافت می کند باید حداقل 4 علامت از فهرستی که شامل تغییرات در اشتها، وزن ، تغییر در خواب و فعالیت ، فقدان نیرو ، احساس گناه ، مشکلات تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و خودکشی است را دارا باشد(کاپلان، 2003)
- احساس تنهایی: زمانی که بین روابط اجتماعی موجود فرد، ناهمخوانی های زیادی وجود داشته باشند، او احساس تنهایی می کند. تنهایی تجربه ای ذهنی است چرا که متأثر از ارزیابی هایی است که وقتی انتظارات ما از روابط اجتماعی مان برآورده نمی شود، به عمل می آوریم. با توجه به تفسیرهایی که افراد از تجربه تنهایی خود به عمل می آورند، می توان به ذهنی بودن احساس تنهایی پی برد (کلنیکه، ترجمه محمد خانی، 139، ص 179).
خودکارآمدی عمومی: خودکارآمدی عمومی از نظریه شناختی- اجتماعی بندورا است که به باورها یا قضاوتهای فرد به توانائیهای خود در انجام وظایف و مسئولیت ها اشاره دارد و مبتنی بر الگوی علّی سه جانبه رفتار، محیط، فرد است(بندورا، 1982، ص122).
ب- تعاریف عملیاتی متغیرها
- درمان شناختی– رفتاری: منظور از درمان شناختی– رفتاری در این پژوهش، روش ها و مهارت هایی است که درمانجویان در جلسات گروه درمانی با آن آشنا و کسب می کنند. برای نمونه:
الف) درمانجویان از افکار خود آگاه می شوند.
ب) آنان می آموزند که افکار نادرست و تحریف شده را شناسایی کنند.
پ) افکار منفی و غلط را با شناخت های درست تر و عینی تر جانشین کنند.
ت) بازخورد و تقویت درمانگر بخش مهمی از این فرایند است (سیف، علی اکبر، 1389، ص370).
- احساس تنهایی: منظور از احساس تنهایی نمره ای است که فرد در پرسشنامه ی احساس تنهایی کسب کرده است.
- خودکارآمدی: منظور از خودکارآمدی نمره ای است که درمانجو در پرسشنامه ی 10 سؤالی خودکارآمدی عمومی(GSE) کسب می کند.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه ی پژوهش

پیش درآمد
بدون ترديد امروزه اختلال افسردگی یکی از شایع ترین اختلال روانپزشکی است. سازمان بهداشت جهانی نیز، افسردگی را در ردیف چهارم فهرست حادترین مشکلات بهداشت در سراسر جهان قرار داده(کاپلان و سادوک، 2000)، و پیش بینی می شود این اختلال از لحاظ فراوانی در سال 2020 در مرتبه ی دوم بیماری های وخیم قرار گیرد(سامپس، 2001). بسیاری از ما نیز در مواردی افسردگی را تجربه می کنیم. میزان شیوع افسردگی در زنان حداقل 2 برابر مردان است و تقریباً 2 نفر از هر صد مرد و 4 نفر از هر صد زن، حداقل یک بار در زندگی خود به بیماری افسردگی گرفتار می شوند(بلاک برن،2001؛ ترجمه شمس، 1382، ص 26). افسردگی، به قدری متداول است که گاهی به منزله ی سرماخوردگی معمولی در روان پزشکی مطرح می شود. اختلال افسردگی، اخیراً به شدت رو به افزایش گذاشته است. بدین معنی که اگر شما بعد از سال 1970 متولد شده باشید، ده برابر بیشتر از پدربزرگ و مادر بزرگ تان احتمال دارد که به افسردگی مبتلا شوید(روزنهان و سیلگمن2004؛ ترجمهی سید محمدی،1382).
طبق پیشبینی سازمان جهانی بهداشت، تا 20 سال دیگر مردم بیش از هر بیماری دیگری به اختلالات روانی مبتلا خواهند شد که از این بین، افسردگی بزرگترین بار اقتصادی و اجتماعی برای جوامع مختلف در جهان خواهد بود. آمارهای موجود نیز حاکی از آن است که افسردگی بیشترین بار بیماری ها را در بین زنان و دومین بار بیماری را در بین مردان- پس از حوادث- به خود اختصاص می دهد. همچنین شیوع مادام العمر افسردگی 15 درصد است که در خانم ها میزان شیوع به 25 درصد می رسد(سادوک و سادوک، 2007، ص97).
اختلال افسردگی
افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است. عدم موفقیت در تحصیل یا کار، از دست دادن یکی از عزیزان و آگاهی از اینکه بیماری یا پیری توا ن ما را تحلیل می‌برد و غیره از جمله موقعیت‌هایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می‌شوند. اختلال افسردگی صرف نظر از تنوع آن، نسبتاً شایع هستند. بدین معنی که حدود 17% مردم در طول زندگی یک دوره افسردگی حاد پیدا می کنند(هیلگارد ،2007؛ ترجمه ی براهنی و همکاران، 1385). آنچه مورد توافق است اینکه افسردگي اساسی يكي از مهم ترين بيماري هاي ناتوان كننده است كه امروزه تعداد زيادي از مردم جهان را درگير كرده و توانايي آنها را در عملكرد، تفكر و احساس تحت تاثير قرار مي دهد. از طرفی، شیوع افسردگی به گونهای است که آن را به عنوان رایج ترین اختلال و سرماخوردگی بیماری های روانی مطرح کرده اند(روزنهان و سلیگمن، 1995). از نظر تشخیصی نیز، افسردگی یکی از شایع ترین تشخیص ها در اختلال روانی است که تعداد زیادی از افراد با سوابق مختلف در جهان را شامل میشود(شارپ و لیپسکی، 2002).
به رغم شیوع این اختلال، ارایه ی یک تعریف مشخص از افسردگی آسان نیست. اصطلاح افسردگی، برای افراد عادی حالتی مشخص با غمگینی، گرفتگی و بی حوصلگی و برای یک متخصّص و پزشک، گروه وسیعی از اختلالات خلقی با زیر شاخههای متعدد را تداعی میکند. تعریف های مختلف افسردگی به نشانه های بسیار متنوعی اشاره دارند که می توانند به گونه های مختلف با یکدیگر ترکیب شوند که این امر گاهی بازشناسی افسردگی را از بین این ترکیب ها بسیار مشکل می کند. اما به هر حال می توان این نکته را پذیرفت که افسردگی در عین حال با نشانه های روانی و جسمانی همراه است و نشانه های جسمانی گاهی چنان بر جدول بالینی سایه می افکنند که مانع بازشناسی افسردگی میشوند(دادستان،1380).
واژهی افسردگي، هنگامي به يك حالت روحي نسبت داده مي شود که معاني اصطلاحات عاميانهاي نظير«دمغ و پكر بودن» را پيدا كند و با نشانه هایی از قبیل كسالت روان، كمبود انرژي، از دست دادنچيزي، نااميدي و احساس بيفايدهبودن، سبب از دستدادن علاقه و بدبيني شود(بیابانگرد،1371). البته، اکثر افراد گاهی وقت ها احساس غم و رخوت می کنند و به هیچ کار و فعالیتی حتی به فعالیت های لذت بخش رغبتی ندارند. این موارد، بروز نشانه های خفیف افسردگی و در واقع پاسخ طبیعی آدمی به نشانه هایی در زندگی است. عدم موفقیت، تحصیل یا کار، از دستدادن عزیز یا آگاهی از اینکه یک مشکل یا بیماری توان آدمی را تحلیل می برد؛ از جمله موقعیتهایی هستند که اغلب موجب بروز افسردگی می شوند. آنچه مسلّم است اینکه، افسردگی زمانی نابهنجار تلقی میشود که در عملکرد فرد اختلال ایجاد کند و هفته ها بدون وقفه ادامه یابد.
هرجند افسردگی یک اختلال خلقی دانسته می شود، اما درواقع، چهار علامت مختلف هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمانی را نیز دارا است. البته هرچه فرد بیشتر دچار این علائم شده باشد و هرچه شدت این علائم بیشتر باشد، با اطمینان بیشتری می توان در وجود افسردگی فرد نظر داد(هیلگارد، 2001، ترجمه رفیعی و همکاران، ص165). قابل توجه است که اختلال های افسردگی نسبتا شایع هستند و حدود 17% مردم در طول زندگی یک دوره افسردگی حاد پیدا میکنند(هیلگارد ،2007؛ ترجمه ی براهنی، 1385).
بدیهی است که عدم درمان هریک از مشکلات مربوط به سلامت روان از جمله افسردگی، بر شدت آن میافزاید و به این ترتیب فرایند درمان را دشوارتر کرده و احتمال پیدایش مشکلات عمیق تر وجود خواهد داشت. در این راستا، اﻣﺮوزه برخی از روان درﻣﺎﻧﮕﺮان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺎورﻫﺎ و ﺗﻔﻜّﺮ ﻓﺮد را در اﻳﺠﺎد اﻧﻮاع ﻣﺴﺎﺋﻞ روان ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻣﻬﻢ ﻣﻲداﻧﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ که ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺧﺘﻼلﻫﺎ از ﺟﻤﻠﻪ اﻓﺴﺮدﮔﻲ، ﺑﺮآﻣﺪه از ﺷﻨﺎﺧﺖﻫﺎي ﻣﻌﻴﻮب ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ وﻗﺎﻳﻊ ﺑﻪ ﺧﻮدي ﺧـﻮدتعیینﻛﻨﻨـﺪه اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. ﺑﻠﻜﻪ، ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲدهیم، ﻧﻘﺶ تعیین کننده دارند. اﻓﺴﺮدﮔﻲ، ﻳﻜﻲ از راﻳج ترین اﻧﻮاع ﻧﺎراﺣﺘﻲﻫﺎي رواﻧﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ از ﺷﻨﺎﺧﺖﻫﺎي ﻣﻌﻴﻮب ﺑﺎﺷﺪ. این اﺧﺘﻼل، ﻫﻴﺠﺎنﻫﺎ، اﻓﻜﺎر، و ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ را در ﺑﺮ ﻣﻲﮔﻴﺮد و ﻧﻮﻋﻲ اﻏﺘﺸﺎش در ﺧﻠﻖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ درﺟﺎت ﻣﺘﻔﺎوت ﻏﻤﮕﻴﻨﻲ، ﻳأس، ﺗﻨﻬﺎیی، ﻧﺎاﻣﻴﺪي، ﺷﻚ در ﻣﻮرد ﺧﻮﻳﺶ و اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه ﻣﺸﺨﺺ میشود(گیلبرت، 1999، ترجمه ی جمال زاده، 1389).
از دیدگاه رفتاری، یکی از بارزترین ویژگی های افراد افسرده، تجربهی زندگی عاری از خشنودی، رضایت خاطر و احساس موفقیت است. در این دیدگاه، فرد افسرده در اثر فقدان تقویت ناشی از فعالیت معمول، از بسیاری از فعالیت ها کناره گیری می کند(بایلینگ و همکاران، ترجمه خدایاری فرد و عابدینی، 1389، ص317). چنین به نظر میرسد که این کناره گیری، در نهایت موجب احساس تنهایی و عدم کارآمدی در فرد افسرده شود. یافتههای پژوهشی نیز بر این نکته تأکید دارند که اختلال افسردگی منشأ هيجانات، افكار، و عملكرد جسماني متعددی است که با درجات متفاوتی از احساسات گوناگون از جمله احساس تنهایی همراه است(فریدونی و همکاران، 1391، ص99). از طرفی، از یافته های پژوهشی برمیآید که خودکارآمدی پایین نیز با نشانه های افسردگی ارتباط دارد(پیربازاری و ملکی،1390، ص26). به همین دلیل، فرایندهای درمان های شناختی- رفتاری با راهبردهای مرتبط با فعال سازی و احساس کارآمدی شروع می شود. مطابق مدل درمانگری شناختی– رفتاری تجارب افراد افسرده به تشکیل فرض ها یا طرحواره هایی درباره خویشتن و جهان می انجامد و طرحواره های فرضی بر سازمان بندی ادراکی و کنترل و ارزیابی رفتار تأثیر گذاشته و منجر به افسردگی می گردند(هاوتون و همکاران، 1989؛ ترجمه قاسم زاده، 1383، ص226). هرچند، اختلال افسردگی، از اولین اختلال هایی است که درمان شناختی- رفتاری به شیوه ی گروهی به طور رسمی برای درمان آن به کار برده شد. اما براساس این مطالعات، درمان افسردگی به بررسی های بیشتری نیاز دارد.
هرچند اختلال افسردگی از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانی های روانی عمده شناخته شده است. اما، در دهههای اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث رنجی که مبتلایان به آن تحمل میکنند و هم از لحاظ بار سنگینی که این ناراحتی بر منابع درمانی تحمیل میکند، بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته است. از نظر تاریخی، اختلال افسردگي از قديم الايام در نزد دانشمندان شناخته شده بود. هرچند، استرس هاي ناشي از زندگي پيچيده و ماشيني امروز بر ميزان شيوع آن افزوده است. از بعد سبب شناسی، در زمان هاي دور اعتقاد بر اين بود كه در اختلال روانی، شيطان به درون فرد رسوخ كرده و باعث تغيير رفتار وي می شود. بنابراين، براي از بين بردن اختلال، دستور مي دادند كه فرد را شلاق بزنند يا اينكه جمجمه هاي او را سوراخ كرده تا ديو و شيطان از جسم و روان آنها خارج گردد(آزاده فر، 1376).
در مفهوم اختلال افسردگی، یونانی ها و رومیان باستان از اصطلاحات ملانکولیا و مانی بهره گرفته و رابطه ی این دو را مورد تأکید قرار داده اند. 450 میلیون سال قبل از میلاد، بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی بکار برد(کاپلان، 1994، ترجمه پورافکاری، 1375، ص216). بقراط به موضوع اختلالات رواني و افسردگی نیز اشاره داشته و افسردگی را نتیجه ی سیلان ملانکولی(صفرا در مغز) دانسته است(اکبری، 1387، ص208). به مفهوم افسردگی در آیات قرآنی، زمانی که حضرت موسی(ع) در دوران نوزادی به دست فرعون می افتد و مادر او افسرده می شود، اشاره شده است(مستفیضی،1387، ص9). در ایران ابن سينا در كتاب قانون، افسردگي را يك نوع بيماري رواني عنوان كرده كه فرد را از مسير مستقيم خارج كرده و مشكلات فراواني براي وي و اطرافيان ايجاد مي كند(ذاکر، 1378).
با وجود این، در قرون وسطی و قبل از قرن هجدهم ميلادي به دليل اطلاعات ناچيزي كه در زمينه ی اين بيماري و نيز عدم آگاهي از راههاي مقابله و درمان آن وجود داشت، علت این نوع بیماری به شیطان، اجنه یا نیروهای جادویی نسبت داده می شد و به همین دلیل، از شيوه هاي خشن و نامناسبي مانند مجرم دانستن افراد افسرده، برای تزکیه و درمان آنها به کار برده مي شد. اولين بار در سال 1792 ميلادي بود که دانشمندی به نام پينل فرانسوي غل و زنجير را از دست و پاي اينگونه افراد برداشت و بعد از آن به مانند يك بيمار با آنها رفتار گردید(آزاده فر، 1376).
در اوایل قرن بیستم، زیگموند فرويد در رساله ای به نام غم و ملانكولي كه به سال 1917 چاپ شد، تئوري هاي سايكو ديناميك افسردگي را بيان كرد. فرضيه ی او اين بود كه افسردگي و غم واكنشي براي از دست دادن فرد يا شيئ دلخواه است، يعني چيزي كه اهميت و ارزش فراواني براي شخص داشته و در شرايط خاص آنرا از دست رفته مي بيند(راشد،1370).
بک(1976) نیز عنوان کرد که افسردگی بالینی را می توان نوعی اختلال مرضی تعریف کرد که شامل تغییراتی در پنج حوزه ی رفتاری عمده می باشد و علائم مرضی این تغییرات ممکن است همه یا هریک از تظاهرات مربوط به عواطف منفی، شناخت های منفی، انگیزش منفی، تغییرات رفتاری و تغییرات نباتی(اشتها و جنسی)را دربرگیرد(مهریار، 1386).

— (304)

نگارش:
رسول كرمي
تابستان 1389
هیأت داوران:
استاد راهنما: دکتر سید محمد رضا طباطبایی
استاد مشاور: آقای مجید داود آبادی
استاد داور: دکتر مجید زنجیر دار
مدیر گروه تخصصی: دکتر مجیدزنجیر دار
سپاسگزاری:
سپاس ايزد منان را كه توفيق فراگيري علم را برمن عطا فرمود و مرا در كوران مشكلات و سختي‌ها ياري نمود، تا اين رساله را با موفقيت به پايان برسانم.
در طول دوران تحصيلي و تهيه اين پايان نامه از راهنمايي ها و مساعدت‌‌هاي اساتيد و سروران عزيزي بهره ‌برده‌ام كه در اينجا لازم است از همه ايشان مراتب سپاس قلبي و تشكر خالصانه خود را داشته باشــــم.
از استادان ارجمند و مهربانم جناب آقای دکتر سید محمد رضا طباطبایی که مسئولیت استاد راهنمای این رساله را به عهده گرفتند و همچنین جناب آقای مجید داود آبادی که مسئولیت استاد مشاور این رساله را عهده دار بودند وبا حوصله ی بسیار و باریک بینی ژرف مرا در این رساله یاری کردند صمیمانه تشکر مینمایم و برایشان توفیقات روز افزون در خدمات علمی و فرهنگی و آموزشی آرزو میکنم .
هم چنین تشکر ویژه دارم از پژوهش دانشگاه به ویژه سرکار خانم کیوانفر و از خداوند متعال موفقیتهای بزرگتر در زندگی را برایشان آرزومندم
تقدیم به :

« به لبخند زیبایی پدرم ، به دل دریای مادرم و به همسر دلسوزم كه توفيق خود را نتيجه راهنمايي‌ها ، زحمات، فداكاريها و دعاي خير ايشان مي‌دانم و همچنين دست سبز برادرنم و خواهرفداکارم كه با صبر و حوصله مرا در تهيه و تنظيم اين رساله ياري دادند. باشد كه قطره‌اي از درياي بي‌كران محبت‌ هايشان را سپاس گفته ‌باشم. »

TOC \f A \h \z \t "Heading 1,مطالب" \c چكيده: PAGEREF _Toc263537048 \h 1مقدمه: PAGEREF _Toc263537049 \h 2فصل اول: كليات تحقیق1-1مقدمه PAGEREF _Toc263537052 \h 42-1 بیان مسأله PAGEREF _Toc263537053 \h 43-1 اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc263537054 \h 54-1 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc263537055 \h 65-1 چهار چوب نظری تحقیق PAGEREF _Toc263537056 \h 66-1 فرضیه های تحقیق PAGEREF _Toc263537057 \h 77-1 قلمرو تحقیق PAGEREF _Toc263537058 \h 88-1 تعریف عملیاتی واژه ها و اصطلاحات PAGEREF _Toc263537059 \h 8فصل دوم: مروری بر ادبيات تحقيق1-2 مقدمه PAGEREF _Toc263537062 \h 122-2 ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537063 \h 123-2 استراتژی تأمین مالی PAGEREF _Toc263537064 \h 134-2روش های تأمین مالی PAGEREF _Toc263537065 \h 141-4-2 تأمین مالی کوتاه مدت PAGEREF _Toc263537066 \h 142-4-2 تأمین مالی میان مدت PAGEREF _Toc263537067 \h 143-4-2 تأمین مالی بلند مدت PAGEREF _Toc263537068 \h 155-2 تأمین مالی و ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537069 \h 166-2 هزینه تأمین مالی PAGEREF _Toc263537070 \h 177-2 روش تعیین ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537071 \h 188-2 تئوری های ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537072 \h 191-8-2 دیدگاه سود خالص PAGEREF _Toc263537073 \h 192-8-2 دیدگاه سود خالص عملیاتی PAGEREF _Toc263537074 \h 203-8-2 دیدگاه سنتی PAGEREF _Toc263537075 \h 214-8-2 دیدگاه مود یلیانی و میلر PAGEREF _Toc263537076 \h 225-8-2دیدگاه ایستا (تئوری توازی) یا (نظریه مصالحه) PAGEREF _Toc263537077 \h 256-8-2 دیدگاه ترجیحی PAGEREF _Toc263537078 \h 269-2 عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537079 \h 291-9-2 گروه صنعت PAGEREF _Toc263537080 \h 292-9-2 اندازه شرکت PAGEREF _Toc263537081 \h 293-9-2 نرخ رشد شرکت PAGEREF _Toc263537082 \h 304-9-2 سود آوری PAGEREF _Toc263537083 \h 305-9-2 تطبیق نوسان پذیری احتیاجات در مقابل منابع کوتاه مدت PAGEREF _Toc263537084 \h 316-9-2 دارایی های وثیقه ای PAGEREF _Toc263537085 \h 317-9-2 اهرم عملیاتی PAGEREF _Toc263537086 \h 328-9-2 سایر عوامل درونی اثر گذار بر ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537087 \h 339-9-2 عوامل خارجی موثر بر ساختار سرمایه PAGEREF _Toc263537088 \h 3310-2 تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc263537089 \h 3511-2 تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc263537090 \h 37فصل سوم: روش‌ اجرای تحقیق1-3 مقدمه PAGEREF _Toc263537093 \h 402-3 روش تحقیق PAGEREF _Toc263537094 \h 403-3 اهداف تحقیق PAGEREF _Toc263537095 \h 414-3 فرضیات تحقیق PAGEREF _Toc263537096 \h 415-3- مدل تحلیلی تحقیق PAGEREF _Toc263537097 \h 426-3-نحوه محاسبه متغیرهای تحقیق PAGEREF _Toc263537098 \h 437-3 جامعه آماری PAGEREF _Toc263537099 \h 448-3 نمونه آماری PAGEREF _Toc263537100 \h 459-3 روش گردآوری اطلاعات PAGEREF _Toc263537101 \h 4610-3 واکاوی داده ها PAGEREF _Toc263537102 \h 4611-3 برآورد ضرایب رگرسیون و بررسی فرضیات تحقیق با استفاده از نرم افزار spss PAGEREF _Toc263537103 \h 4612-3 بررسی مفروضات رگرسیون PAGEREF _Toc263537104 \h 48فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها1-4 مقدمه‏ PAGEREF _Toc263537107 \h 522-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1381 PAGEREF _Toc263537108 \h 521-2-4بررسی مفروضات رگرسیون سال 81 PAGEREF _Toc263537109 \h 532-2-4 بررسی فرض نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc263537111 \h 533-2-4 بررسی فرض همبسته نبودن خطاها PAGEREF _Toc263537112 \h 544-2-4 همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537113 \h 545-2-4 تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc263537114 \h 556-2-4 نتیجه گیری در سال 1381 PAGEREF _Toc263537115 \h 573-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1382 PAGEREF _Toc263537116 \h 581-3-4 بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537117 \h 582-3-4 بررسی فرض نرمال بودن خطاها PAGEREF _Toc263537118 \h 593-3-4 بررسی فرض همبسته نبودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537119 \h 594-3-4 همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537120 \h 605-3-4تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc263537121 \h 616-3-4نتیجه گیری در سال 1382 PAGEREF _Toc263537122 \h 634-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1383 PAGEREF _Toc263537123 \h 641-4-4 بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537124 \h 652-4-4-بررسی فرض نرمال بودن خطاها PAGEREF _Toc263537125 \h 663-4-4-بررسی فرض همبسته نبودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537126 \h 664-4-4 همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537127 \h 675-4-4 تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc263537128 \h 686-4-4 نتیجه گیری در سال 1383 PAGEREF _Toc263537129 \h 705-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1384 PAGEREF _Toc263537130 \h 711-5-4 بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537131 \h 722-5-4 بررسی فرض نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc263537132 \h 723-5-4 بررسی فرض همبسته نبودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537133 \h 734-5-4همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537134 \h 745-5-4تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc263537135 \h 756-5-4نتیجه گیری در سال 1384 PAGEREF _Toc263537136 \h 776-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1385 PAGEREF _Toc263537137 \h 781-6-4بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537138 \h 792-6-4بررسی فرض نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc263537139 \h 793-6-4همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537140 \h 804-6-4تحلیل رگرسیون: PAGEREF _Toc263537141 \h 815-6-4 نتیجه گیری در سال 1385 : PAGEREF _Toc263537142 \h 837-4 بررسی فرضیه های تحقیق در سال 1386 PAGEREF _Toc263537143 \h 841-7-4بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537144 \h 852-7-4بررسی فرض نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc263537145 \h 863-7-4بررسی فرض همبسته نبودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537146 \h 864-7-4همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537147 \h 876-7-4تحلیل رگرسیون: PAGEREF _Toc263537148 \h 887-7-4 نتیجه گیری در سال 1386 : PAGEREF _Toc263537149 \h 908-4 بررسی فرضیه های تحقیق بوسیله میانگین سالهای 1381- 1386 PAGEREF _Toc263537150 \h 921-8-4بررسی فرض همگن بودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537151 \h 922-8-4بررسی فرض نرمال بودن توزیع خطاها PAGEREF _Toc263537152 \h 933-8-4بررسی فرض همبسته نبودن واریانس خطاها PAGEREF _Toc263537153 \h 944-8-4همبسته نبودن متغیرهای مستقل با یکدیگر PAGEREF _Toc263537154 \h 945-8-4تحلیل رگرسیون PAGEREF _Toc263537155 \h 95فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات1-5 مقدمه PAGEREF _Toc263537158 \h 992-5 خلاصه و نتیجه گیری تحقیق PAGEREF _Toc263537159 \h 991-2-5 نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول PAGEREF _Toc263537160 \h 992-2-5 نتایج حاصل از آزمون فرضیه دوم PAGEREF _Toc263537161 \h 1003-2-5 نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم: PAGEREF _Toc263537162 \h 1004-2-5 نتایج حاصل از آزمون فرضیه چهارم PAGEREF _Toc263537163 \h 1013-5 محدودیت های احتمالی در تعمیم نتایج تحقیق PAGEREF _Toc263537164 \h 1014-5 پیشنهادات کاربردی PAGEREF _Toc263537165 \h 1025-5 پیشنهادات برای تحقیقات آتی PAGEREF _Toc263537166 \h 102پیوست هامنابع و ماخذمنابع فارسي: PAGEREF _Toc263537169 \h 116منابع لاتین: PAGEREF _Toc263537170 \h 118چکیده انگلیسی: PAGEREF _Toc263537171 \h 120
TOC \f B \h \z \t "Heading 2,جداول" \c جدول 1-2 نتایج برخی تحقیقات پیرامون تئوری ترجیحی و مصالحه PAGEREF _Toc263537172 \h 28جدول 1-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537173 \h 53جدول 2-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537174 \h 54جدول 3-4 ضرایب همبستگی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537175 \h 55جدول 4-4 نتیجه برازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537176 \h 55جدول 5-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537177 \h 56جدول 6-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537178 \h 57جدول 7-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537179 \h 59جدول 8-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537180 \h 59جدول 9-4 جدول توافقی مانده ها ( eiدر مقابل ei-1 ) PAGEREF _Toc263537181 \h 60جدول 10-4 آزمون کای دو برای بررسی همبستگی مانده ها PAGEREF _Toc263537182 \h 60جدول 11-4 ضرایب همبستگی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537183 \h 61جدول 12-4 نتیجه برازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537184 \h 62جدول 13-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537185 \h 62جدول 14-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537186 \h 63جدول 15-4-جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537187 \h 64جدول 16-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537188 \h 65جدول 17-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537189 \h 66جدول 18-4جدول توافقی مانده ها ( eiدر مقابل ei-1 ) PAGEREF _Toc263537190 \h 67جدول 19-4 آزمون استقلال برای مانده ها PAGEREF _Toc263537191 \h 67جدول 20-4 ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537192 \h 68جدول 21-4 نتیجه برازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537193 \h 69جدول 22-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537194 \h 69جدول 23-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537195 \h 70جدول 24-4 جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537196 \h 71جدول 25-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537197 \h 72جدول 26-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537198 \h 73جدول 27-4 جدول توافقی مانده ها ( eiدر مقابل ei-1 ) PAGEREF _Toc263537199 \h 74جدول 28-4 آزمون استقلال برای مانده ها PAGEREF _Toc263537200 \h 74جدول 29-4 ضرایب همبستگی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537201 \h 75جدول 30-4 نتیجه پردازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537202 \h 75جدول 31-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537203 \h 76جدول 32-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537204 \h 77جدول 33-4جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537205 \h 78جدول 34-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537206 \h 79جدول 35-4 نتایج آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537207 \h 80جدول 36-4 ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537208 \h 81جدول 37-4 نتیجه برازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537209 \h 82جدول 38-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537210 \h 82جدول 39-4جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537211 \h 83جدول 40-4 جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537212 \h 84جدول 41-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537213 \h 85جدول 42-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537214 \h 86جدول 43-4 جدول توافقی مانده ها (ei در مقابل ei-1) PAGEREF _Toc263537215 \h 87جدول 44-4 آزمون کای دو برای بررسی همبستگی مانده ها PAGEREF _Toc263537216 \h 87جدول 45-4 ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537217 \h 88جدول 46-4 نتایج برازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537218 \h 89جدول 47-4آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537219 \h 89جدول 48-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537220 \h 90جدول 49-4 جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537221 \h 91جدول 50-4 نتیجه آزمون بروچ- پاگان PAGEREF _Toc263537222 \h 93جدول 51-4 نتیجه آزمون کلموگروف – اسمیرنوف PAGEREF _Toc263537223 \h 93جدول 52-4 ضرایب همبستگی بین متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc263537224 \h 94جدول 53-4 نتایج پردازش مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537225 \h 95جدول 54-4 آنالیز و اریانس PAGEREF _Toc263537226 \h 95جدول 55-4 جدول ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537227 \h 96جدول 56-4 جدول نهایی ضرایب مدل رگرسیونی PAGEREF _Toc263537228 \h 97
TOC \f \h \z \t "Heading 3,نمودار" \c نمودار 1-2 هزينه سهام عادي ، بدهي و ميانگين هزينه سرمايه بر اساس روش سود خالص PAGEREF _Toc263537229 \h 20نمودار 2-2 هزينه سهام عادي ، و بدهي و ميانگين هزينه سرمايه بر اساس روش سود خالص عملياتي PAGEREF _Toc263537230 \h 21نمودار 3-2 هزينه سهام عادي ، و بدهي و ميانگين هزينه سرمايه بر اساس روش سنتي PAGEREF _Toc263537231 \h 22نمودار 1-3 مدل تحلیلی تحقیق PAGEREF _Toc263537232 \h 42
چكيده:تئوری ساختارسرمایه دومدل رقیب رابرای تصمیم گیری های تأمین مالی شرکت های سهامی ارائه میدهد.مدل توازی ومدل ترجیحی.درمدل توازی شرکت ها اهرم بهینه را با برقراری توازن میان منافع وهزینه های بدهی ها شناسایی میکنند.امادرمدل ترجیحی،شرکت هاتأمین مالی را ابتدا باسود انباشته،سپس با بدهی هاودرنهایت با اوراق سهام انجام میدهند.تحقیقات تجربی نتایج متناقضی را در مورد چگونگی انتخاب ساختار سرمایه برای شرکت ها ارائه میدهد.در این راستا،این تحقیق در پی بررسی تأثیر عوامل موثر و اطلاعات تأخیری بر تغییرات اهرم مالی شرکت ها میباشد (نمازی،1386،ص139)1. برای این منظور داده های مورد نیاز این تحقیق از122شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1381تا1386جمع آوری گردید.سپس اطلاعات مربوط به متغیرها طی دوره 5 ساله بصورت متمرکز وهمچنین به صورت سالانه جمع آوری ومورد آزمون قرارگرفت بمنظور آزمون فرضیات از روش آماری رگرسیون چندگانه میزان تأثیر هر یک از عوامل براهرم مالی مورد بررسی قرارگرفت.براساس نتایج حاصله از این تحقیق عامل سودآوری درسالهای اخیر رابطه معکوس با ساختار سرمایه شرکت ها داشته و همچنین از نظرآماری این رابطه بسیار قوی می باشد.لذا پیشنهاد می شود که مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار برای تأمین منابع مالی ابتدا از منابع داخلی (سودانباشته،اندوخته ها،.....) استفاده کرده سپس از منابع مالی خارجی(وام،انتشارسهام جدید،......)استفاده کنند.بنابراین یافته های این تحقیق تئوری سلسله مراتب مالی تأیید و تئوری توازن ثابت یا پایدار را رد می کند.
مقدمه:در جهان امروز، با توجه به شرایط بازار رقابت و تغییرات سریع تکنولوژی، تصمیم گیری های مالی نیاز به تخصص در امور مالی دارد. بنگاه های اقتصادی برای ورود به تجارت جدید و فعالیت در آن زمینه یا توسعه ی فعالیت خود، نیاز به سرمایه دارند. وجوه مورد نیاز برای تأمین این سرمایه، می تواند از منابع مختلف و به روش های متعدد جمع آوری شود.
تا جایی که برخی از دانشمندان از آن به عنوان معمای ساختار سرمایه یاد می کنند و از خود می پرسند که چگونه بنگاه ها ساختار سرمایه خود را انتخاب می کنند از آن زمان تا به حال مطالعات زیادی در این زمینه صورت گرفته و اطلاعات بسیار مفیدی ارائه گردیده است اما به جهت پیچیدگی شرایط بازارها و اقتصاد و پویایی آنها و عوامل مختلف تأثیر گذار بر انتخاب ساختار سرمایه، مطالعات در ابعاد مختلف این موضوع ادامه داشته و مورد نیاز است. تعیین ساختار سرمایه هدف و نسبت بدهی هدف، به شکلی که تئوری ساختار سرمایه بیان می کند در حوزه ی تئوری دستوری قرار دارد. اما عوامل انحراف از این هدف از دنیای واقعی نشأت می گیرد که باید در حوزه ی تئوری اثباتی بررسی شود. این تحقیق با بررسی رفتار دنیای واقعی در پی تعیین عوامل تأثیر گذار و متغیرهای تأخیری بر تغییرات اهرم مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار می باشد. بنابراین هدف اساسی این تحقیق را می توان توسعه ی آگاهی و دانش لازم درباره ی رفتار دنیای واقعی در حوزه ی مالی در ارتباط با ساختار سرمایه بیان نمود (نمازی،1386،ص140)1.
فصل اولكليات تحقیق1-1مقدمهدر جهان امروز، با توجه به شرایط بازار رقابت و تغییرات سریع تکنولوژی، تصمیم گیری های مالی نیاز به تخصص در امور مالی دارد. بنگاه های اقتصادی برای ورود به تجارت جدید و فعالیت در آن زمینه یا توسعه ی فعالیت خود، نیاز به سرمایه دارند. وجوه مورد نیاز برای تأمین این سرمایه، می تواند از منابع مختلف و به روش های متعدد جمع آوری شود. بازارهای سرمایه، یکی از مهمترین منابع تأمین سرمایه برای اغلب بنگاه های اقتصادی محسوب می گردند. در این بازارها بنگاه ها و سایر مؤسساتی که نیاز به وجوه، برای تأمین مالی عملیاتشان دارند، با افراد و موسساتی که پول برای سرمایه گذاری دارند یک جا جمع شده اند. بارزترین نوع این بازارها، بازار ثانویه می باشد که در آن معاملات اوراق بهاداری که قبلاً انتشار یافته اند، صورت می پذیرند، این بازار در ایران، در قالب سازمان بورس اوراق بهادار تهران فعال است. از این رو، در این تحقیق شرکت های پذیرفته شده در این بورس مورد بررسی قرار می گیرند. مودیلیانی و میلر از پیشگامان نظریه پرداز درباره ساختار سرمایه می باشند آنها با ارائه تئوری های خود پایه و اساس مباحث علمی را در مورد ساختار سرمایه و ترکیب آنها پی ریزی کرده اند. سال های بعد دانشمندان دیگری از جمله جنسن و اسمیت و مایرز نیز دانش موجود در زمان خود را، چارچوبی رضایت بخش برای حل تمامی مشکلات رو در روی اداره ی امور مالی شرکت ها ندانسته اند. به عبارت دیگر ترکیب مناسب ساختار سرمایه شرکت از مشکلات حل نشده معرفی شده است.
2-1 بیان مسألهتصمیم های تأمین مالی و سرمایه گذاری در شرکتها، تصمیم هایی هستند که هر دو با آینده نگری اتخاذ می شوند. در تصمیم های تأمین مالی، شرکت وجوه مورد نظر خود را در حال حاظر بکار می گیرد تا در آینده بتواند به تعهدات خود در قبال تأمین کنندگان منابع مالی عمل کند و آنچه که در تصمیم های سرمایه گذاری نقش کلیدی را بازی می کند هزینه سرمایه شرکت است این در حالی است که هزینه سرمایه شرکت. تابعی از ساختار سرمایه آن است. خود ساختار سرمایه برای تصمیم گیری های تأمین مالی شرکت های سهامی دو مدل رقیب ارائه می دهد. این مدل ها شامل مدل توازی و مدل ترجیحی می باشند. در مدل توازی شرکت ها اهرم بهینه را با برقراری توازن میان منافع و هزینه های بدهی ها شناسایی می کنند اما در مدل ترجیحی شرکت ها تامین مالی را ابتدا با سود انباشته، سپس با بدهی ها و در نهایت با اوراق سهام انجام می دهند. بنابراین در مورد چگونگی انتخاب ساختار سرمایه می توان از روش های مختلف استفاده نمود. که می توانند شامل عوامل نشأت گرفته از خود شرکت و دیگری عوامل نشأت گرفته از بازار باشند (نمازی ، 1384، ص 76)1.
اما بسیاری از پژوهشگران حسابداری در مطالعات خود در مورد کارایی بورس نشان داده اند که بورس تهران از لحاظ کارایی در سطح ضعیف ناکارا می باشند در نتیجه جریان تأثیر عوامل شرکت و بازار در بورس با تاخیر زمانی همراه است (نمازی و شوشتریان، 1374، ص 82)2. در این راستا، این تحقیق در پی بررسی تأثیر عوامل موثر و اطلاعات تأخیری بر تغییرات اهرم مالی شرکت ها می باشند که اهرم مالی به عنوان نماینده و معرف ساختار سرمایه مورد استفاده قرار می گیرد.
بنابراین سؤالی که در این ارتباط مطرح می باشد این است:
آیا بین متغییرهای تأخیری تحقیق که شامل سودآوری، اندازه شرکت، نسبت M/B و دارایی های وثیقه ای و متغییر وابسته که همان اهرم مالی است رابطه ای وجود دارد یا خیر؟ و اگر این رابطه وجود دارد اثر کدام یک بیشتر است.
3-1 اهمیت تحقیقیکی از موضوعات مهمی که تمام صاحبنظران مالی و مدیران مالی بر آن توافق دارند. مسأله ساختار سرمایه (اهرم مالی) است. شرکتی که هیچگونه بدهی نداشته باشد. یک شرکت با ساختار کاملاً سرمایه ای است. اما در عالم واقع چنین شرکتی را سراغ نداریم و تمامی شرکت ها به نسبت های مختلفی از اهرم استفاده می کنند. لذا برای افراد و مؤسسات ذینفع، قابل توجه و مهم است که شرکت مورد نظر برای تأمین منابع مالی، دارایی های خود را از چه حجمی بدهی و از چه حجمی سهام (حقوق صاحبان سهام) استفاده نموده است. زیرا این امر بر تصمیمات آنها در ارتباط با آن شرکت تأثیر خواهد داشت. بانکها در هنگام اعطای وام به شرکت ها و افراد سرمایه گذار در هنگام خرید سهام شرکتها نیاز به شناخت ساختار مالی دارند که از آن طریق بتوانند در صورت لزوم اقدام به گرفتن وام و انتشار سهام جدید نمایند. بنابراین هم گرفتن وام و انتشار سهام جدید نیاز به داشتن بافت و ساختار مالی مناسب دارد. تا اینکه هم بانکها مایل به اعطای وام باشند و هم سرمایه گذاران از افزایش سرمایه (انتشار سهام جدید) استقبال نمایند. بنابراین به جهت پیچیدگی شرایط بازارها و اقتصاد پویایی آنها و وجود عوامل مختلف اثر گذار بر انتخاب ساختار سرمایه و اینکه ترکیب مناسب ساختار سرمایه شرکت ها از مشکلات حل نشده می باشد بنابراین موضوع اساسی پیدا کردن ترکیب مناسب ساختار سرمایه است.
4-1 اهداف تحقیقبا توجه به اینکه تحقیقات تجربی نتایج متناقضی را در مورد چگونگی انتخاب ساختار سرمایه برای شرکت ها ارائه داده اند و اطلاعات شرکت های سهام عام در یک بورسی که دارای کارایی ضعیف است ارائه می شوند بنابراین این تحقیق در پی این است که مهمترین عوامل اطلاعات تاخیری را برساختار سرمایه مشخص کند و بتواند راهنمای خوبی برای تحقیقات آتی باشد. بنابراین هدف اصلی این تحقیق عبارت است از:
تأثیر سازه ها و متغیرهای تأخیری برساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده و در بورس اوراق بهادار تهران. و اهداف فرعی این تحقیق شامل.
الف) رابطه ی معنی داری بین سود آوری و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
ب) رابطه ی معنی داری بین نسبت M/B و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
ج) رابطه ی معنی داری بین اندازه شرکت و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
د) رابطه ی معنی داری بین نسبت دارایی های وثیقه ای و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
5-1 چهار چوب نظری تحقیق
اصولاً در چهار چوب نظری تحقیق باید متغیرهای موجود به درستی شناسایی و معرفی گردیده و سپس با توجه به تحقیقات و یا تئوری های موجودی در ارتباط با موضوع تحقیق روابط موجود بین این متغیرها که هدف این تحقیق می باشد را در قالب فرضیه هایی بیان کرد و بررسی نمود.
مود یلیانی و میلر برای اولین بار در سال ،1958، بحث ساختار سرمایه را مورد بررسی قرار دارند. موضوع مورد بحث آنها این بوده است که آیا استفاده از بدهی ها در ساختار سرمایه شرکت ها بر ارزش شرکت ها و هزینه سرمایه تأثیر دارد، آنان به این نتیجه رسیدند که استفاده از بدهی ها بر ارزش شرکت تأثیر مثبت و بر میانگین موزون هزینه سرمایه نیز تا حدودی تأثیر خواهد گذاشت جامع ترین و برجسته ترین تحقیق مربوط به ساختار سرمایه متعلق به راجان و زنگالس ،1995، می باشد که تحت عنوان «درباره ساختار سرمایه چه می دانیم؟ شواهد بین المللی » به بررسی عوامل تعیین کننده ساختار سرمایه شرکتها از نظر بین المللی پرداخته است. آنها در تحقیق مشترک خود از تراز نامه ها نمونه ی وسیعی از شرکت های سهامی عام در 7 کشور بزرگ صنعتی دنیا (آمریکا، انگلیس، کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و ژاپن) را مورد بررسی قرار داده اند سپس با برآورد یک مدل رگرسیون چند متغیره به بررسی روابط بین چهار متغییر بنیادی حسابداری با ساختار سرمایه شرکتها پرداختند نتایج این تحقیق نشان داد. که اهرم مالی در هر یک از این کشورها با دو عامل ارزش بازار به دفتری و سود آوری شرکت رابطه منفی و با دو عامل ارزش دارایی ها و اندازه شرکت رابطه مثبت دارد لذا با اندکی اغماض می توان گفت که عوامل مرتبط با الگوی ساختار سرمایه در این کشورها به استثناء آلمان عمومیت دارند (محمدی، 1384، ص 85)1.
در تحقیقات داخلی اسفیدانی و همکاران به بررسی ساختار سرمایه بانکها و هزینه سرمایه پرداخته و مشخص شد که هیچ گونه رابطه ای در این خصوص وجود ندارد. نمازی و شیرزاده تآثیر ساختار سرمایه را بر سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار دارند. که نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که رابطه ی قوی و معنی داری بین ساختار سرمایه و سود آوری شرکت ها وجود ندارد. و همچنین در تحقق دیگری که توسط نمازی و حشمتی،1386،به عنوان بررسی تاثیر سازه ها و متغیرهای تاخیری بر ساختار سرمایه انجام شده نتایج آن حاکی از این است که بین چهار عامل کسری مالی،بازده سهام،سودآوری و نسبت ارزش بازار بر ارزش دفتری دارایی های شرکت با ساختار سرمایه رابطه معنی داری وجود دارد.
6-1 فرضیه های تحقیقدر این تحقیق فرضیه اصلی به شرح زیر است:
بین سازه ها و متغیرهای تأخیری و ساختار سرمایه رابطه وجود دارد.
و فرضیه های فرعی تحقیق عبارتند از:
رابطه معنی داری بین سود آوری و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
رابطه معنی داری بین نسبت M/B و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
رابطه معنی داری بین اندازه شرکت و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
رابطه معنی داری بین نسبت دارایی های وثیقه ای و ساختار سرمایه یک شرکت وجود دارد.
7-1 قلمرو تحقیققلمرو تحقیق حاضر از سه بعد تشکیل گردیده است:
الف) قلمرو زمانی تحقیق :
در این تحقیق از اطلاعات کامل صورت های مالی سالانه هر یک از شرکت ها از انتهای سال مالی 1381 الی 1386 استفاده شده است و در انجام معاملات سهم شرکت ها وقفه ای فراتر از سه ماه وجود نداشته باشد.
ب) قلمرو مکانی تحقیق:
با توجه به اینکه شرکت های سهامی عام پذیرفته شده در بورس ملزم به ارائه صورت های مالی سالانه می باشند و اطلاعات آنها در اختیار عموم و قابل دسترسی می باشند جامعه آماری کلیه شرکت های بورس انتخاب گردیده اند.
ج) قلمرو موضوعی تحقیق:
از میان عوامل اثر گذار بر ساختار مالی شرکت ها در تحقیق حاضر آثار سودآوری، نسبت M/B . اندازه شرکت و نسبت دارایی های وثیقه ای بر ساختار مالی شرکت ها مورد بررسی قرار می گیرد.
8-1 تعریف عملیاتی واژه ها و اصطلاحات در این بخش تعریف کاربردی هر یک از متغیرها در فرضیه های تحقیق ارائه می شود.
اندازه شرکت
نکته مهم در سنجش اندازه شرکت این است که چه عاملی به عنوان ملاک و معیار مورد استفاده قرار گیرد تا از آن طریق به شکل صحیح و دقیق شرکت ها را از نظر اندازه و حجم از یکدیگر تفکیک نمایند. معیارهای متفاوتی ولی مرتبط با یکدیگر برای اندازه گیری حجم و گسترش فعالیت شرکتها مورد استفاده قرار گرفته است یکی از معیارها فروش کل شرکت است. به عبارتی اندازه شرکت با فروش در رابطه مستقیم است. معیار دیگر مورد استفاده مجموع دارایی ها به ارزش دفتری است که با اندازه شرکت رابطه مستقیم دارد. پس می توان گفت: اندازه شرکت عبارت است حجم فروش و میزان فعالیت یک شرکت از آنجایی که معیارهای ذکر شده عمدتاً در بررسی های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته اند و به عنوان شاخص تعیین کننده اندازه شرکت مطرح و قابل استفاده هستند در این تحقیق از مجموع دارایی ها به عنوان شاخص اندازه شرکت استفاده می گردد (یزدانی، 1372،ص 14)1.
نسبت دارایی های وثیقه ای
بیشتر تئوری های ساختار سرمایه استدلال کرده اند که نوع دارایی هایی که در مالکیت شرکت است بر انتخاب ساختار سرمایه شرکت تأثیر دارد.
تیتمن و وسلز ،1988، دو شاخص برای ویژگی ارزش دارایی های وثیقه ای بکار برده اند. شاخص اول نسبت دارایی های نا مشهود به مجموع دارایی های شرکت بوده است و شاخص دوم نسبت موجودی کالا بعلاوه اموال و ماشین آلات و تجهیزات به مجموع دارایی بوده است اولین شاخص بطور منفی با ساختار سرمایه شرکت ارتباط دارد و شاخص دوم بطور مثبت ارتباط دارد همچنین چانگ ،1993، نسبت دارایی های ثابت را به عنوان شاخص ارزش دارایی های وثیقه ای بکار برده است و اثبات کرد که بین نسبت دارایی های ثابت و ساختار سرمایه شرکت ها ارتباط مثبت وجود دارد. پرداخت بدهی و اعتبار وثیقه شده بوسیله اموال و دارایی های شرکت از سوخت بدهی و اعتبار جلوگیری می کند به این دلیل شرکت ها با دارایی هایی که می توانند به عنوان وثیقه استفاده شود و یا اینکه تضمین برای پرداخت بدهی های کوتاه مدت باشد وام و اعتبار بیشتری را تحصیل و از فرصت های سرمایه گذاری که در آینده بودجود می آید. به خوبی می تواند استفاده نمایند (شیخ الملوکی، 1360، ص 36)1.
سود آوری
نسبت سود قبل از کسر بهره و مالیات بر مجموع دارایی ها در ادبیات مالی به عنوان قدرت پایه سود مطرح است.
میرز، دونالسون و برالی اظهار کرده اند که شرکت ها ترجیح می دهند افزایش سرمایه خود را ابتداء از محل سود انباشته و سپس از طریق بدهی و در نهایت از طریق انتشار سهام تأمین نمایند بنابراین می توان گفت سود آوری یک شرکت و مقدار سود انباشته یک شرکت یکی از مراحل مهم و تعیین کننده ساختار مالی می باشد بعبارت دیگر هر چه سود آوری بیشتر باشد شرکت قادر به انباشته شدن سود بیشتر خواهد نمود و در نتیجه برای سرمایه گذاری های مجدد خود از محل سود انباشته اقدام خواهد نمود (پور حیدری، 1374، ص 7 )2.
نسبت M/B
بکر و وگلر از نسبت ارزش بازار بر ارزش دفتری دارایی ها (M/B) برای اندازه گیری نوسانات ارزش های بازار استفاده کرده اند و افزایش این نسبت احتمال انتشار اوراق سهام را در زمان بالا بودن ارزش های بازار افزایش می دهد و در نتیجه ساختار سرمایه را دچار تغییر خواهد نمود.
در این نسبت در صورت کسر ارزش بازار از مجموع دو قسمت دفتری بدهی و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام حاصل می شود. که ارزش دفتری بدهی به این ترتیب حاصل می شود ارزش دفتری کل دارایی ها منهای ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و در مخرج کسر ارزش دفتری کل دارایی ها استفاده می شود (باقرزاده، 1382، ص37)1.
نحوه ی محاسبه این نسبت به قرار زیر است:
(MB) = BDi,t+ M E i,t T Ai ,t BD I,t : ارزش دفتری بدهی ها برای شرکت i ام در زمان t ام
ME I,t: ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برای شرکت i ام در زمان t ام
T A I,t: مجموع دارایی ها برای شرکت i ام در زمان t ام
ساختار سرمایه
ساختار سرمایه عبارت است از ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام در واقع ساختار سرمایه از جمع حقوق صاحبان سهام و بدهی بدست می آید (شریعت پناهی، 1376، ص462)2.
اهرم مالی
در این تحقیق اهرم مالی شاخص ساختار سرمایه است که در واقع نشان می دهد که چقدر از دارایی های شرکت از محل بدهی های آن تأمین شده است. این شاخص بوسیله کل بدهی به کل دارایی ها با ارزش های دفتری سنجیده می شود.
فصل دوممروری بر ادبيات تحقيق
1-2 مقدمه
هدف شرکتهای سهامی و مدیران آنها حداکثر نمودن ارزش حقوق صاحبان سهام به عبارت دیگر حداکثر نمودن ارزش شرکت و سهام آن می باشد حداکثر نمودن ارزش شرکت مستلزم بکارگیری بهینه منابع مالی و کسب بازده و ریسک متناسب است (جهانخانی، 1374، ص 20)1.
قدرت تصمیم گیری ساختار سرمایه برای هر سازمان تجاری بسیار سخت است. این تصمیم گیری به دلیل نیاز به افزایش نرخ بازگشت بخش های مختلف سازمانی و نیز به دلیل اثر چنین تصمیمی به روی توانایی مؤسسات در محیط رقابتی بسیار مهم است. بنابراین موضوع ساختار سرمایه و ترکیب بهینه آن و به عبارت دیگر نحوه تأمین مالی شرکت از منابع مختلف، مبحثی است که نخستین بار توسط مودیلیانی و میلر در سال 1958 مطرح شد و از آن زمان تاکنون مبنای بسیاری از تحقیقات مالی قرار گرفته و تحقیقات مذکور گاهاً منتج به مطرح شدن تئوری های جدید نیز شده اند. با وجود اینکه تحقیقات زیادی در مورد ساختار سرمایه انجام شده است. اما هنوز موضوع ساختار سرمایه از جمله مباحث مدیریت مالی است که تاکنون هیچ راه حلی قطعی و روشنی برای آن ارائه نشده است.
2-2 ساختار سرمایهمنظور از اصطلاح ساختار سرمایه، نوع و نسبت درصد انواع مختلف اوراق بهادار منتشر شده توسط واحد انتفاعی است. ساختار سرمایه مطلوب نیز مجموعه ای از اوراق بهادار است که موجب حداکثر شدن ارزش کلی واحد انتفاعی بشود و اما چگونه می توان محدوده حداکثر ارزش واحد انتفاعی را تعیین کرد؟ مدیران مالی در مواجه با مسئله بسیار مشکل مذبور ناگزیر از تدوین سیاست مناسب خود می باشند. چنانچه پس از اعلام یک برنامه مالی جدید، قیمت سهام شرکت کاهش یابد می تواند نتیجه گرفت که اجرای برنامه مالی جدید موجب خارج شدن ارزش شرکت از محدوده بهینه خواهد شد. ضمناً مؤسسات مالی تأمین کننده اعتبار و تسهیلات مالی نیز می توانند دیدگاههای خود را درباره برنامه مالی واحد انتفاعی در اختیار مدیران مالی بگذارد. چنانچه واحد انتفاعی ناگزیر از پرداخت بهره بالا (غیر متعارف) باشد، می توان آن را نشانه ای از استقراض زیاد قبلی تلقی کرد منبع دیگر اطلاعات می تواند تجدید نظر در رده بندی اوراق ترخیص واحد انتفاعی و پایین آوردن آن توسط نوسان تحلیل گر مالی می باشد (شباهنگ، 1384، ص 239) 1.
یک ساختار سرمایه بهینه باید دارای ویژگی های زیر باشد:
بازده: ساختار سرمایه شرکت باید بیشترین صرفه را داشته باشد. همچنین در ارتباط با سایر ملاحظات، باید بدون اینکه هزینه ای مازاد را به شرکت تحمیل نماید، بازده سهامداران را حداکثر نماید.
ریسک: استفاده بیش از حد از بدهی، شرکت را با احتمال خطر عدم ایفای تعهدات و افزایش احتمال ور شکستگی مواجه می سازد. در صورتی که بدهی ها، شرکت را با ریسک قابل ملاحظه ای رو به رو نکند باید از آنها استفاده شود، در غیر این صورت باید از آنها صرف نظر کرد.
انعطاف پذیری: ساختار سرمایه باید انعطاف پذیر باشد. شرکت باید بتواند در صورت تغییر شرایط، در زمان مناسب ساختار سرمایه خود را با حداقل هزینه با شرایط جدید هماهنگ سازد. و توانایی تأمین مالی وجوه مورد نیاز جهت سرمایه گذاری در فعالیت های سودآور را داشته باشد.
ظرفیت استقراضی: ساختار سرمایه باید متناسب با ظرفیت استقراضی شرکت تدوین شده و از آن تجاوز نکند. ظرفیت استقراضی یک شرکت به توان بدست آوردن جریانات نقدی آتی بستگی دارد. این وجه نقد باید به اندازه ای باشد که بتوان از طریق آن، مبالغ ثابت پرداختی به اعتبار دهندگان و صاحبان اصلی شرکت را پوشش داد.
5.کنترل: ساختار سرمایه باید از حداقل ریسک از دست دادن کنترل شرکت، برخوردار باشد. بخصوص اینکه مالکان اصلی شرکت های سهامی، نگران کاهش میزان کنترل خود به شرکت هستند (وکیلی فرد، 1388،ص174)2.
3-2 استراتژی تأمین مالیوظیفه مدیران مالی بهینه سازی ساختار دارایی ها، بدهی ها، و حقوق صاحبان سهام به منظور حداکثر ساختن ثروت سهامداران است. در این زمینه مدیر مالی سه تصمیم اخذ می کند:
الف) تجزیه و تحلیل و برنامه ریزی مالی: شامل ایجاد تناسب در ساختار دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام جهت بهبود و عملکرد واحد اقتصادی و برنامه ریزی آینده.
ب) تصمیمات سرمایه گذاری: شامل تصمیمات مربوط به کاربرد و تخصیص و تأمین شده بین دارایی های فیزیکی و مشهود (مانند ساختمان و ماشین آلات) و مالی (انواع اوراق بهادار) به نحوه مطلوب و برای تحصیل بازده بیشتر.
ج)تصمیمات تأمین مالی: شامل تصمیمات مربوط به ساختار سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تأمین مالی و ترکیب آن که در زیر به شرح روش های تأمین مال می پردازیم.
4-2روش های تأمین مالیهدف اصلی، انتخاب ترکیبی از منابع مالی است که هزینه سرمایه شرکت را حداقل و ارزش شرکت را برای سرمایه گذاران حداکثر نماید. شرکت راه حل های مختلفی برای تأمین مالی در اختیار دارد که از نظر زمان رسیدن به تأمین مالی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت تقسیم می گردد.
1-4-2 تأمین مالی کوتاه مدتمنظور از تأمین مالی کوتاه مدت، تأمین مالی از منابعی است که حداکثر ظرف یک سال و یا کمتر بازپرداخت می گردند. منابع مالی کوتاه مدت به دو دسته تقسیم می شوند که شامل منابع مالی تضمین شده و منابع مالی تضمین نشده می باشد. منابع تأمین مالی کوتاه مدت تضمین نشده عمدتاً شامل اعتبارات تجاری (خرید نسیه کالا)، پیش دریافت از مشتریان، هزینه های پرداختی، وام های بانکی و اسناد تجاری می گردند. منابع مالی تضمین شده نیز عمدتاً توسط بانکها، مؤسسات مالی و خریداران حسابهای دریافتی تأمین می گردند. اعطا کنندگان تسهیلات مالی کوتاه مدت تضمین شده بخشی از دارایی های واحد تجاری را به منظور تضمین وام های اعطایی می گیرند (شیخ الملوکی، 1386، ص11)1.
2-4-2 تأمین مالی میان مدتتأمین مالی میان مدت، تأمین مالی از منابعی است که سررسید آنها بیش را از یک سال و کمتر از 7 سال است در ارتباط با سر رسید کمتر از 7 سال اتفاق نظر بین تحلیل گران مالی وجود ندارد و پاره ای از آنان سررسید کمتر از 5 یا 10 سال را جزء بدهی های میان مدت تلقی نموده اند. با این وجود بسیاری از تحلیل گران مالی و حسابداران تفکیک میان بدهی های میان مدت و بلند رمدت را نادیده گرفته و منابع تأمین مالی به دو گروه عمده تقسیم نموده اند بدین ترتیب که بدهی ها با سررسید کمتر از یک سال را بدهی کوتاه مدت و سررسید های بیش از یک سال را به عنوان بدهی های بلند مدت طبقه بندی نموده اند. بدهی های میان مدت شامل مواردی همچون اعتبار در گرفتن وام های مدت دار و قرار دادهای اجاره می گردند (شباهنگ، 1384، ص 41)1.
3-4-2 تأمین مالی بلند مدت
یکی دیگر از راههای تأمین مالی از لحاظ زمان سررسید تأمین مالی بلند مدت است. این روش عمدتاً به منظور سرمایه گذاری های بلند مدت همچون خرید دارایی جدید، احداث کارخانه و یا مدرنیزه کردن امکانات موجود مورد استفاده قرار می گیرد. منابع تأمین مالی بلند مدت شامل استقراض (بدهی های بلند مدت)، سهام عادی و سهام ممتاز و سود انباشته می گردد (شیخ الملوکی،1386،ص12)2.
تأمین مالی از طریق استقراض
سرمایة استقراضی عمدتاً شامل وام های رهنی، تسهیلات بانکی، اوراق قرضه و سایر بدهی های بلند مدتی می گردد که توسط بانکها، موسسات مالی و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی تأمین و اعطا می شوند. در مجموع تأمین مالی بواسطه استقراض مزایایی را برای شرکت به دنبال دارد از جمله اینکه بهره بدهی ها جزء هزینه قابل قبول مالیاتی بوده و در نتیجه صرفه جویی مالیاتی به همراه خواهد داشت. از طرف دیگر تأمین مالی بدین طریق سهم سهامداران در کنترل شرکت را کاهش نداده و در دوره تورمی باز پرداخت آن ارزانتر تمام خواهد شد. تأمین مالی از طریق بدهی صرفه نظر از مزایای ذکر شده در فوق معایبی هم دارد. تضمین پرداخت بدهی ولزوم باز پرداخت اصل آن در سر رسید و محدودیت های اجتماعی که شرایط وام های اخذ شده به شرکت تحمیل می نمایند از جمله این موارد می باشند همچنین استفاده بیش از حد بدهی، ریسک ساختار سرمایه و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می دهد (عبدا.. زاده، 1373، ص 196)3.